رفتن به مطلب

Recommended Posts

AdobeStock_37235844-650x433.jpeg

بدون شک تلخ ترین اتفاق در زندگی زناشویی برای زوج ها موضوع خیانت است. این مسئله می تواند بنیان خانواده را سست کند و حتی باعث جدایی و طلاق شود. اما به راستی چه موضوعی باعث می شود که یک مرد تا این مرحله پیش برود و به همسر خود خیانت کند؟ و چرا حتی موقعی که کار از کار گذشته به خیانت کردن ادامه می‌دهد؟

دکتر فرشاد نجفی‌پور، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه به ۱۲ موردی که تصمیم بر خیانت بستگی به آنها دارد و در واقع هر چیز محرکی می‌تواند نقش بسزایی در خیانت‌کردن یک مرد داشته باشد، اشاره کرد.

۱- عدم بلوغ:

زمانی که فرد تجربه کافی در روابط متعهد نداشته باشد یا اینکه به خوبی نداند کارهایش می‌تواند نتایج اجتناب‌ناپذیری (مثل ناراحت کردن همسر) داشته باشد، پیش خود فکر می‌کند لابد داشتن رابطه زناشویی اشکالی ندارد و همسرداری را می‌توان مانند پوشیدن یا نپوشیدن کاپشن دانست.

۲- تسلسل:

اعتیاد به مشروبات الکلی یا مواد مخدر ممکن است منجر به اختلال در قدرت تصمیم‌گیری و درنهایت تصمیمات تاسف‌باری در مردان شود. و اگر مردی مثلا یک معتاد جنسی باشد، مجبور است با غوطه‌ور شدن در تخیلات جنسی و رفتاری، از زندگی دور بوده و خود را ارضا کند.

۳- ضعف عزت نفس:

یکی از عمده‌ترین دلایل خیانت مردان «بحران میانسالی» است. در این دوره ممکن است او احساس کند خیلی پیر شده، به اندزه کافی خوش‌تیپ، ثروتمند یا باهوش نیست. بنابراین برای اینکه خود را ارضا کند، با اشتیاق بیش از اندازه میل به رابطه، خود به دنبال جلب توجه دیگران، به جای همسرش می‌رود که با این کار احساس خواستنی شدن، یا باارزش بودن را در خود داشته باشد.

۴- عدم تمایل به ادامه زندگی مشترک!

حالت اول :

  • ممکن است مردی درصدد قطع رابطه باشد اما به جای اینکه مستقیم به زوجش بگوید که ناراحت است و می‌خواهد تمامش کند، به او خیانت کرده و کار را خراب کند.

حالت دوم :

  • قصد قطع رابطه دارد اما نه تا موقعی که شخص دوم نیامده است. پس مقدمات رابطه بعدی را در حالی که هنوز رابطه اولی سر جایش است، می‌چیند تا سپس برای جدایی اقدام کند.

۵- کمبود روابط اجتماعی:

ممکن است مردی نیاز بر حمایت دوستانه از طرف مردان دیگر را دست‌کم گرفته و به جای آن، انتظار برآورده شدن این نیاز احساسی و اجتماعی را در مخاطب خاص خود ببیند اما اگر این اتفاق نیفتد، به دنبال کس دیگری خواهد رفت.

۶- عدم تشخیص ازدواج از علاقه:

برخی از مردان ممکن است فرق بین عشق و ازدواج را به خوبی نفهمند و در تشخیص عشق مشکل داشته باشند. همچنین در فهم اینکه عشق آتشین موقتی جای خود را به رابطه کم شدت‌تر و با معنی‌تر و پایدارتری خواهد داد ناکام بمانند و دست به خیانت بزنند.

۷- مشکلات کودکی:

گاها این امکان وجود دارد که فرد مشکلات حل‌نشده کودکی – اعم از نادیده گرفته شدن، سوءاستفاده عاطفی و جنسی- را ناخودآگاه به یادآورده و به آنها واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، زخم‌های دوران کودکی طوری در وجودش باقی مانده که نمی‌تواند کاملا به یک نفر متعهد باشد. حتی امکان دارد که از شور و هیجان انحرافات جنسی برای التیام کاستی‌های طولانی و رفع نشده کودکی استفاده کند.

۸- خودخواهی:

ممکن است مردی فقط و فقط به فکر خودش باشد و تا زمانی که چیزی را که می‌خواهد به دست آورد، می‌تواند بدون هیچ احساس پشیمانی دروغ گفته و پنهان‌کاری کند. شاید هم هرگز نخواهد یک همسر داشته باشد و به جای آن، تعهد تک‌همسری را فدای روابطش کند.

۹- استثنایی بودن:

احتمال خیانت در مردانی که احساس می‌کنند که شخصی متفاوت بوده و لایق چیزهای استثنایی هستند که دیگران نیستند، بیشتر است. آنها اصلا قواعد معمول را رعایت نمی‌کنند و هر موقع که دلشان بخواهد می‌توانند دست به خیانت بزنند.

۱۰- وسوسه:

در یکسری موارد وسوسه، زمینه خیانت را فراهم می‌کند و با آنکه تا به حال فرد حتی به فکر خیانت کردن هم نیفتاده است، وقتی زمانی فرا برسد که فرصت با پای خودش آمده، بدون اینکه حتی به پیامدهای بعدش فکر کند، شاید دست به خیانت بزند.

۱۱- انتظارات بیهوده:

یکسری از مردان فکر می‌کنند که همسرشان حتما باید تمام نیازها و خواسته‌های جنسی و عاطفی را در هر شرایطی، بدون دانستن اینکه چه احساسی در لحظه دارد، برآورده کند. او نمی‌فهمد همسرش هم کارهایی دارد و همیشه نیازها و تفکرات شریک زندگی‌اش معطوف به او نیست. با این حال وقتی به خواسته‌هایش نرسد، دست به خیانت می‌زند.

۱۲- حس انتقام‌جویی:

گاهی مردی برای تلافی کردن دست به خیانت می‌زند. چون از وضعیت همسرش راضی نبوده و می‌خواهد اذیتش کند. در این حالت، خیانت نیت آشکار شدن داشته و شوهر هیچ انگیزه‌ای برای دروغ گفتن و پنهان‌کاری ندارد و حتما می‌خواهد همسرش در این مورد بداند.

۱۳- اکثریت مردها هیچ هدف خاصی برای خیانت کردن ندارند

اکثریت مردها هیچ هدف خاصی برای خیانت کردن ندارند. گاهی اوقات دلیل خیانت یک فرد به مرور زمان و با تغییر شرایط زندگی‌اش بروز می‌کند. اگر دلایل را نادیده بگیریم، باید بگوییم که هیچ‌کس مجبور نیست خیانت کند. همیشه گزینه‌های دیگری هم وجود دارند مثل حل مشکلات زوجین، ورزش، صداقت و سعی در بهبود رابطه، حتی اگر منجر به جدایی و طلاق شود. همیشه امکان نابود نکردن و از دست ندادن شرافت و زندگی‌ای که زوج‌ها با هم به پا کرده‌اند وجود دارد. با این حال، دانستن هدف خیانت برای عدم تکرار این اشتباه می‌تواند مفید باشد.

منبع: سلامانه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط zahra
      سلام
      تو این تاپیک میتونین حرف دلتونو به معشوقتون بگین
      این حرف میتونه ابراز احساسات باشه یا عذرخواهی یا هرچیز دیگه
       
      فقط چند تا قانون داره :
      ۱- بیشتر از یک یا دو جمله نباشه
      ۲- اگر معشوقتون تو این سایت هست میتونین نام کاربریشو هم بنویسید (ننوشتین هم اشکالی نداره ، خودش متوجه میشه بالاخره دیگه ... )
      ۲-بحث کردن ممنوع!
      ۳-توهین یا بی ادبی ممنوع
       
      پ.ن : این تاپیک رو برای این ایجاد کردیم که دیگه هیچ احساسی بخاطر نگفتن و خجالت و غرور و ...  از بین نره
       
      دنیاتون قشنگ 
    • توسط sajjad
      شما فکر می‌کنید‌ که مرد‌ها، ساد‌ه،‌ بی‌توجه و خود‌خواه هستند‌ اما روانشناسان می‌گویند‌ که آنها نه تنها از زن‌ها پیچید‌ه‌ترند‌، بلکه خیلی د‌قیق به شما و د‌یگر اتفاقات اطراف‌شان توجه می‌کنند‌ و برخلاف تصور شما، خیلی هم فد‌اکار و از خود‌گذشته هستند‌. آنها می‌گویند‌ د‌نیای مرد‌ان هزار و یک پیچ و خم د‌ارد‌ که کمتر زنی از عهد‌ه کشفش برمی‌آید‌. د‌رواقع از نظر آنها هیچ زنی نمی‌تواند‌ آنطور که باید‌ همسرش را بشناسد‌ و به همین د‌لیل، د‌نیای زند‌گی زناشویی، پر است از سوء‌تفاهم‌ها و مشکلاتی که تنها به‌د‌لیل همین نا‌آشنایی رخ می‌د‌هد‌. اما با تمامی این اوصاف، یک زن شاید‌ نتواند‌ همسرش را تمام و کمال بشناسد‌،‌ اما می‌تواند‌ از حقایق ساد‌ه‌ای که شاید‌ هیچ وقت به آنها توجه نمی‌کرد‌ه، باخبر شود‌ و با آگاهی از آنها زند‌گی‌اش را نجات د‌هد‌. اگر شما می‌خواهید‌ از این د‌سته از زن‌ها باشید‌، این ریزه‌کاری‌ها را جد‌ی‌تر بگیرید‌ و بیشتر با مرد‌ زند‌گی‌تان آشنا شوید‌.
      ازد‌واج را جد‌ی می‌گیرند‌
      شاید‌ مرد‌‌ها با ترد‌ید‌ بسیار، موقعیت‌هایشان را برای ازد‌واج بررسی کنند‌ و شاید‌ راحت تن به تشکیل زند‌گی ند‌هند‌، اما شواهد‌ می‌گوید‌ که مرد‌‌ها سرسری از کنار ازد‌واج نمی‌گذرند‌ و آن را جد‌ی می‌گیرند‌. د‌رست است که آنها سال‌ها برای پید‌ا کرد‌ن یک مورد‌ مناسب برای ازد‌واج وقت می‌گذارند‌، اما وقتی تن به تشکیل زند‌گی می‌د‌هند‌، با جد‌یت برای موفق شد‌نش تلاش می‌کنند‌. شاید‌ به همین د‌لیل است که وقتی از آنها می‌پرسید‌ «اگر به گذشته برگرد‌ند‌، چه گزینه‌ای را برای ازد‌واج انتخاب می‌کنند‌»، 90 د‌رصد‌شان می‌گویند‌ د‌وباره از همسر فعلی‌شان خواستگاری می‌کنند‌. مرد‌‌ها عاشق عاد‌ت هستند‌. آنها نه‌تنها به محله و شهر‌شان وابسته می‌شوند‌، بلکه به زن زند‌گی‌شان هم به شکل خارق‌العاد‌ه‌ای وابسته می‌شوند‌ و حتی اگر روزی او را از د‌ست د‌هند‌، هرگز نمی‌توانند‌ به اند‌ازه او به فرد‌ د‌یگری وابسته شوند‌.
      احساس‌شان را د‌ر عمل‌شان جا می‌د‌هند‌
      شما انتظار د‌ارید‌ که همسرتان د‌ر هر مورد‌ کوچکی که د‌ر زند‌گی‌اش پیش می‌آید‌، با شما د‌رد‌ د‌ل کند‌ و احساسش را با شما د‌ر میان بگذارد‌؟ یا شاید د‌وست د‌ارید‌ وقتی با او خرید‌ می‌روید‌، نظرش را به وضوح بگوید‌ و وقتی غذا می‌خورید‌، د‌ست‌پخت‌تان را با حرف‌هایش قضاوت کند‌، اما مرد‌ها اساسا از این جنس نیستند‌. شما کمتر مرد‌ی را پید‌ا می‌کنید‌ که احساسش را با حرف‌هایش بیان کند‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با عمل‌شان این حس را نشان د‌هند‌ و وقتی عشق‌شان را می‌خواهند‌ ابراز کنند‌، از شما برای انجام کار‌هایشان همکاری می‌طلبند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌ر عمل همراه شما باشند‌ نه د‌ر کلام. البته گمان نکنید یک مرد‌ هرگز به حرف نمی‌آید‌. شما می‌توانید‌ با ابراز احساسات‌تان –البته نه به شکلی اغراق شد‌ه- و فرصت د‌اد‌ن به او، زبانش را باز کنید‌. اما تا زمانی که او هم با کلام عشقش را به شما نشان ند‌هد‌، هرگز با قهر و بحث نارضایتی‌تان از این اتفاق را به او نشان ند‌هید‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها خیلی د‌یرتر از زن‌ها اعتماد‌ و تکیه می‌کنند‌، پس این زمان را به او بد‌هید‌.
      با د‌ل و جان گوش می‌د‌هند‌
      اگر گمان می‌کنید‌ همسرتان به حرف‌های شما بی‌توجه است و د‌ر تمام مد‌تی که با او حرف می‌زنید‌، منتظر تمام شد‌ن حرف‌های شماست، کاملا د‌ر اشتباه هستید‌. راه و رسم شنید‌ن مرد‌انه، با راهی که شما برای شنید‌ن انتخاب می‌کنید‌ کاملا متفاوت است. شما نمی‌توانید‌ تنها به این د‌لیل که همسرتان هنگام گوش کرد‌ن کلمه‌ای را به زبان نمی‌آورد‌ یا آنطور که انتظار د‌ارید‌ با شما همد‌رد‌ی نمی‌کند‌، او را به نشنید‌ن متهم کنید‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ با سکوت شما را همراهی کنند‌ تا به‌د‌قت حرف‌هایتان را بشنوند‌. برخلاف زن‌ها، مرد‌ها میل زیاد‌ی به همذات‌پند‌اری و ارائه توصیه‌های عجیب و غریب ند‌ارند‌. مرد‌ها تنها می‌خواهند‌ شنوند‌ه خوبی باشند‌ و بد‌ون د‌خالت د‌ر کار شما، راه را برای آرام‌شد‌ن‌تان فراهم کنند‌.
      به تنهایی نیاز د‌ارند‌
      د‌رست است که مرد‌ها از همکاری شما استقبال می‌کنند‌ و آن لحظات را عاشقانه‌ترین لحظات زند‌گی می‌د‌انند‌، اما معنای این تمایل، این نیست که همه لحظات زند‌گی آنها را با حضور و همکاری‌تان پر کنید‌. مرد‌‌ها به زمانی خالی برای خود‌شان نیاز د‌ارند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ د‌قایقی از روز را بد‌ون حضور هیچ کس بگذرانند‌ و حتی اگر د‌ر آن لحظات هیچ‌کاری نمی‌کنند‌، تنها غرق افکار‌شان باشند‌. مرد‌ها نه تنها د‌ر عاد‌ی‌ترین روزهای زند‌گی نیاز به این تنهایی د‌ارند‌، بلکه د‌ر لحظات سخت و پرتنش هم د‌وست د‌ارند‌ کمی با خود‌شان خلوت کرد‌ه و تکلیف ذهن‌شان را با خیلی چیزها روشن کنند‌، پس اگر می‌خواهید‌ حضور‌تان مشکل‌ساز نشود‌، این زمان را به آنها هد‌یه د‌هید‌. باور کنید‌ که یک مرد‌ قد‌ر این فرصت را خوب می‌د‌اند‌ و اگر هم آن را از او د‌ریغ کنید‌، نمی‌تواند‌ رضایتی را که باید‌ از شما د‌اشته باشد‌.
      مثل پد‌رشان هستند‌
      اگر می‌خواهید‌ بد‌انید‌ که یک مرد‌ د‌ر زند‌گی زناشویی‌اش چه شخصیتی را بروز می‌د‌هد‌، نگاهی به پد‌رش بیند‌ازید‌. روانشناسان می‌گویند‌ حتی مرد‌انی که د‌ل خوشی از رفتارهای پد‌رشان ند‌ارند‌، د‌ر بزرگسالی و به‌ویژه بعد‌ از ازد‌واج، شبیه پد‌رشان می‌شوند‌. البته شاید‌ خیلی از این مرد‌ها، هرگز این موضوع را قبول نکنند‌، اما واقعیت این است که با محبت و همد‌ل بود‌ن یا نبود‌ن آنها، کاملا بستگی به رفتارهایی د‌ارد‌ که از پد‌رشان د‌ید‌ه‌اند‌. روانشناسان معتقد‌ند‌ رابطه یک پد‌ر با یک ماد‌ر، می‌تواند‌ گویای رابطه فرزند‌ آنها با همسرش باشد‌، پس قبل از انتخاب، حسابی به این موضوع توجه کنید‌.
      آنها زود‌تر فراموش می‌کنند‌
      شاید‌ برای یک زن، د‌عوا، بحث و قهر موضوعی باشد‌ که ماه‌ها ذهن را به‌خود‌ مشغول می‌کند‌ و بین او و همسرش فاصله می‌اند‌ازد‌، اما واقعیت این است که مرد‌ها چنین خصلتی ند‌ارند‌. اگر با همسرتان شد‌ید‌‌ترین بحث عمرتان را کرد‌ه‌اید‌، انتظار ند‌اشته باشید‌ که او به اند‌ازه شما از این موضوع رنج ببرد‌ و به د‌لیل این اتفاق از شما فاصله بگیرد‌. یاد‌تان نرود‌ که مرد‌ها د‌ر لحظه زند‌گی می‌کنند‌. برای آنها د‌عوا د‌رست د‌ر لحظه تمام شد‌نش به سمت فراموشی می‌رود‌ و قهر اصلا د‌ر د‌نیای آنها جایی ند‌ارد‌. یک مرد‌ د‌رنهایت چند‌ ساعت به چنین موضوعاتی فکر می‌کند‌ و حتی اگر این اتفاق‌ها روی قضاوتش د‌ر مورد‌ شما و زند‌گی‌تان تاثیر گذاشته باشد‌، نمی‌توانید‌ گلایه‌هایی که یک زن از این اتفاقات می‌کند‌ را از زبان یک مرد‌ بشنوید‌. از طرف د‌یگر، مرد‌ها نمی‌توانند‌ با این خصلت زن‌ها که فراموش کرد‌ن برایشان سخت است، کنار بیایند‌. آنها د‌وست د‌ارند‌ پروند‌ه یک‌بحث، همانجا بسته شود‌ و نمی‌توانند‌ بپذیرند‌ که همسرشان هر روز و هر لحظه آن موضوع را یاد‌آوری کند‌.
      بعد‌ از ازد‌واج هم یاد‌ خانواد‌ه‌شان می‌افتند‌
      حتی اگر یک مرد‌ د‌ر د‌وران مجرد‌ی‌اش رابطه نزد‌یکی با خانواد‌ه‌اش ند‌اشته باشد‌، این رابطه بعد‌ از ازد‌واج تقویت می‌شود‌. مرد‌ها با قبول مسئولیت یک زند‌گی،‌ سختی‌هایی که خانواد‌ه‌شان د‌ر این سال‌ها کشید‌ه بود‌ را می‌بینند‌ و حتی اگر پیش از این چند‌ان قد‌ر آنها را نمی‌د‌انسته‌اند‌، بعد‌ از ازد‌واج بیشتر از همیشه قد‌رشناسی‌شان را ابراز می‌کنند‌. آنها می‌خواهند‌ با محبت کرد‌ن‌های بعد‌ از ازد‌واج، د‌ین‌شان را به خانواد‌ه‌شان اد‌ا کرد‌ه و قد‌رشناسی‌شان را اثبات کنند‌. یک مرد‌ حتی اگر چیزی به زبان نیاورد‌،‌ طاقت د‌ید‌ن بی‌تفاوتی همسرش نسبت به خانواد‌ه‌ خودش را ند‌ارد‌. مرد‌ها د‌وست د‌ارند‌ بعد‌ از ازد‌واج از خواهر و براد‌رهای کوچک‌ترشان حمایت کنند‌ و کارهایی که قبل از آن برای ماد‌رشان انجام نمی‌د‌اد‌ند‌ را انجام د‌هند‌، پس اگر می‌خواهید‌ همسرتان مرد‌ زند‌گی شما باقی بماند‌، به این میل او بیشتر توجه کنید‌.
      منبع: ماهان فال
    • توسط sajjad
      کلام تایید آمیز
      کلام تاییدآمیز شامل تشکر و قدردانی از کارهای بسیار کوچک و معمول در خانه است؛ برای مثال چه لباس قشنگی! چه آرایش موی قشنگی! چه دست پخت خوبی! از این که بچه را خوب نگه داشتی ممنون، واقعا متشکرم آشغال ها را بردی و … .
      واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیزی دریافت می کنیم، به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلا کاری کنیم.
      وقت گذاشتن برای یکدیگر
      دوتایی با هم صحبت کردن، قدم زدن گاه گاهی، به هم توجه کردن نه این که روی دو مبل بنشینید و به تلویزیون نگاه کنید یا در حالی که با گوشی تلفن همراه در دنیای مجازی هستید، بگویید و بشنوید. در واقع وجه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر با هم بودن است، نه در کنار هم بودن. با هم بودن یعنی توجه متمرکز و کامل و این زبان شامل با هم بودن، گفت و گوی متمرکز، نگاه کردن به چشم های همسر در موقع حرف زدن، گوش دادن و در ضمن آن در پی کشف احساسات طرف مقابل بودن، قطع نکردن سخن او، توجه به حرکات بدن مثل مشت گره کرده، فشار روی دست، اشک، ابروان گره خورده، لرزش صورت و … .
      دریافت هدایا
      هدایا از نمادهای بصری عشق است و برای برخی افراد بسیار مهم تر از برخی دیگر است. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است، شما می توانید هدیه دهنده حرفه ای شوید و در واقع یکی از آسان ترین زبان های عشق برای یادگیری است. یکی از این هدایا حضور فیزیکی شما در موقعیت های خاص است، مثل بودن شما در زمان های بحرانی که ممکن است برای هر دو نفر رابطه پیش آید مانند از دست دادن عزیزان، رفتن به سفر یا در لحظات خوشی و ناخوشی. در برخی افراد شاخه گلی کفایت می کند. این موضوع با توجه به استطاعت مالی طرفین و نوع نگرش آنان و بستر فرهنگی که در آن رشد کرده اند و حتی جوامع مختلف متفاوت است.
      خدمت به یکدیگر
      دو طرف رابطه باید در خدمت یکدیگر باشند در امور خانه داری، بچه داری و تمام مسئولیت های یک زندگی مشترک بدون در نظر گرفتن مرد و زن بودن. البته یادمان باشد درخواست کردن به عشق جهت می دهد؛ ولی دستور دادن جریان عشق را متوقف می کند. آنچه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد، نیست و یادمان باشد در جوامع سنتی غلبه بر کلیشه ها مهم است. برای مثال ظرف شستن یا جارو کردن مردان و … خدمت کردن به یکدیگر نباید اجباری باشد بلکه باید آزادانه صورت گیرد و مطابق درخواست طرف مقابل باشد. خدمت عاشقانه یعنی برآورده ساختن انتظارات همسر.
      تماس فیزیکی
      تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. هم می تواند نفرت را منتقل کند و هم محبت را.
      اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی است، هیچ چیز مهم تر از این نیست که وقتی گریه می کند در آغوشش بگیرید.
      برای برخی افراد تماس فیزیکی زبان اصلی عشق است، این افراد به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمسشان کند، دست در موهای آن ها کرده و در آغوش کشیدن شان را تکرار کند، دستان یکدیگر را بگیرید.
      تماس فیزیکی به عنوان نشانه ای از عشق، اعماق وجودمان را لمس می کند و به عنوان یکی از زبان های عشق شکل قدرتمندی از ارتباط است.
    • توسط sajjad
      ۱- از خانواده او خوش تان نمی آید
      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.
      ۲- خانواده شما از همسرتان راضی نیست
      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.
      ۳- دیگر عاشق دلخسته او نیستید
      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.
      ۴- دست و پا چلفتی هستید
      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.
      ۵- از دوست او خوش تان می آید
      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      از خانواده او خوش تان نمی آید

      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

      خانواده شما از همسرتان راضی نیست

      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.


      دیگر عاشق دلخسته او نیستید

      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.

      دست و پا چلفتی هستید

      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.

      از دوست او خوش تان می آید

      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      رازی که دوست تان به شما می گوید

      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.

      همسرتان زیادی حساس است

      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.

      رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید

      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.

      یک بار خیانت کرده اید

      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.

      از هدیه او خوش تان نیامده است

      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.

      او در کارش حرفه ای نیست

      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      سلامت نیوز: 11 رازی که باید از همسرتان پنهان کنید! ۶- رازی که دوست تان به شما می گوید
      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.
      ۷- همسرتان زیادی حساس است
      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.
      ۸- رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید
      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.
      ۹- یک بار خیانت کرده اید
      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.
      ۱۰- از هدیه او خوش تان نیامده است
      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.
      ۱۱- او در کارش حرفه ای نیست
      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      منبع: زندگی ایده آل
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      ازدواج مهمترین اتفاق زندگی هر فردی است تضمینی وجود ندارد که این ازدواج با فامیل صورت گیرد یا یک فرد غریبه. امروزه عوارض و بیماری های ازدواج فامیلی را زیاد می‌شنویم. ولی این نمی‌تواند دلیل محکمی باشد که کلا از ازدواج فامیلی صرف نظر کنید. بنابراین بهتر است مزایا و معایب این ازدواج فامیلی را در نظر گرفته و بهترین تصمیم را برای زندگی خودمان بگیریم. اگر تصمیم به ازدواج فامیلی دارید باید همه جوانب و عوارض آن را در نظر گرفته و قبل از ازدواج با انجام آزمایش‌های فراوان از میزان خطر آن اطلاع پیدا کنیم.
      اکثر ما خطر ازدواج فامیلی را فقط در به دنیا آمدن کودک معلول بدانیم در حالیکه ازدواج فامیلی فقط به دنیا آمدن کودک معلول نیست بلکه خطراتی هم برای زوجین می‌تواند به دنبال داشته باشد. در ادامه خطرات ناشی از ازدواج فامیلی و بیماری‌های مربوط به آن را بررسی می‌کنیم.
      بروز بیماری‌های ژنتیکی در ازدواج فامیلی
      ژنتیک در جامعه پزشکی حرف اول را می‌زند گاهی اوقات ازدواج فامیلی باعث ایجاد بیماری‌هایی می‌شود که این بیماری‌های ژنتیکی مشکلات زیادی را می‌تواند به بار بیاورد. با معیوب بودن ژنتیک بدن، ممکن است شما دچار ترس در جهت مبتلا شدن به بیماری های ازدواج فامیلی قرار گیرید ولی نگران نباشید با پشرفت علم پزشکان میزان احتمال بروز بیماری های ازدواج فامیلی را بررسی می‌کنند.
      سقط جنین از عوارض ازدواج فامیلی

      از دیگر خطرات ازدواج فامیلی سقط جنین می‌باشد پس بهتر است قبل از بچه‌دار شدن ابتدا به پزشک مراجعه کنید و سپس تحت نظر پزشک متخصص صاحب فرزند شوید.
      نقص ایمنی، بیماری ناشی از ازدواج فامیلی
      نقص ایمنی هم جزو بیماری های ازدواج فامیلی به شمار می‌آید. کودکانی که از ازدواج فامیلی به دنیا می‌آیند بیشتر در معرض بیماری‌های عفونی هستند زیرا ممکن است ایمنی بدن آنان نسبت به کودکان دیگر ضعیف‌تر باشد پس اگر شاهد عفونت بیش از حد در کودک خود بودید، سریعا به پزشک متخصص مراجعه نمایید.
      اگر سیستم دفاعی بدن کودک به صورت کمی و یا کیفی کار نکند. با نقص ایمنی بدن احتمال دارد فرد دچار بیماری‌هایی مانند هپاتیت، سرطان و … شود که هر یک مشکلات فراوانی را برای سلامتی بدن به وجود می‌آورند. این افراد باید به پزشک متخصص مراجعه کرده و سیستم ایمنی بدن کودک خود را در صورت ضعیف بودن، تقویت کنند این کار با کمک انواع قرص‌ها و ویتامین‌ها ممکن می‌باشد.
      بیماری معلولیت کودک، خطر ازدواج فامیلی
      همانطور که می‌دانید مهمترین خطر ازدواج فامیلی متولد شدن کودک معلول و یا نقص عضو است. در ازدواج فامیلی ممکن است اختلالات ژنتیکی فراوانی رخ دهد و این اختلالات در ذهن و یا جسم کودک تاثیر بگذارد.
      تحقیقات جهانی نشان می‌دهد که حدود ۳ تا ۴ درصد از مرگ و میر نوزادان به دلیل اختلالات ژنتیکی رخ می‌دهد. اختلالات ژنتیکی معمولا در فامیل‌های درجه دو خیلی بیشتر است (پسرخاله، پسر عمو و …) احتمال اختلالات حتی در دورترین ازدواج‌های فامیلی نیز ۵ تا ۶ درصد است. طبق آمار جهانی احتمال تولد کودک معلول در ازدواج فامیلی ۲ تا ۳ برابر ازدواج‌های معمولی است همین دلیل، کافی است که آزمایشات ژنتیکی فراوانی صورت گیرد تا دچار بیماری های ازدواج فامیلی نشوید.
      بیماری شب کوری، بیماری ناشی از ازدواج فامیلی
      ازدواج فامیلی ممکن است با خود، شب کوری را به همراه داشته باشد، معمولا با افزایش سن این بیماری در افراد دیده می‌شود. شب کوری در طول زمان روی بینایی فرد تاثیر می‌گذارد و به دلیل کمبود ویتامین A و مشکلات ارثی تبدیل به کوری دائمی شود. همچنین شب کوری می‌تواند موجب خشکی چشم نیز می‌شود. برای پیشگیری از بیماری شب کوری باید مشاوره ژنتیکی به صورت کامل انجام شود تا هم از شب کوری و هم از بیماری های حاصل از ازدواج فامیلی در امان بمانند.
      نکات مهم در مورد ازدواج فامیلی
      درست است که هیچ ازدواجی بی‌خطر نیست ولی موارد بالا این مساله را بیان نمی‌کند که فقط ازدواج فامیلی مشکلات و بیماری‌هایی را به وجود می‌آورد بلکه ازدواج با فرد غریبه هم بی‌خطر نیست، فقط احتمال مبتلا شدن به بیماری از طریق ازدواج فامیلی نسبت به افراد غریبه، ۲ برابر است پس اگر ازدواج فامیلی داشته‌اید مدام باید تحت نظر و کنترل دکتر باشید، مخصوصا وقتی که می‌خواهید صاحب فرزند شوید. ولی همه این‌ها دلیل نمی‌شود که از ازدواج فامیلی بترسید و نگران بمانید و یا حتی خودداری کنید فقط بهتر است ازدواج با غریبه صورت گیرد تا احتمال دچار شدن به بیماری های ازدواج فامیلی کاهش یابد.
      منبع: صورتیها
    • توسط sajjad
      ۱. دو نفر می‌توانند یک موقعیت کاملاً یکسان را کاملاً متفاوت ببینند.
      من همیشه به این اعتقاد داشته‌ام و الان بعد از اینکه دوستانم  به‌ من گفتند چطور از دیدن قدرت بی‌نظیر و خوش‌بینی‌ام شوکه شده‌اند بیشتر به این جمله اعتقاد پیدا کرده‌ام. چون هیچوقت به‌اندازه‌ی آن موقع احساس شکننده بودن، ناامیدی، عدم امنیت و ترس نکرده بودم.
      ۲. ما همیشه به زندگی آنطور که خودمان هستیم نگاه می‌کنیم، نه آنطور که واقعاً هست.
      درمورد آدم‌ها هیچ واقعیت عینی‌ای وجود ندارد. واقعیات واقعیات هستند ولی دیدگاه و نقطه‌ی قوت ما بر توانایی‌مان برای پردازش این واقعیات اثر می‌گذارد.
      ما از توی فیلترهای شخصی خودمان به زندگی نگاه می‌کنیم، با عینگ تجربیات گذشته‌مان، اعتقاداتمان و الگوهایمان. ما به همه‌چیز و همه‌کس از لنز شخصیِ خاص خودمان نگاه می‌کنیم که از همان کودکی ساخته شده است.
      همان‌طور که مارسل پروست نوشته، گاهی‌اوقات سفر اکتشافیِ واقعی دیدنِ مناظر جدید نیست، بلکه داشتن چشمانی تازه است. اگر به اندازه‌ی کافی شهامت داشته باشیم که عینکی که تا آن روز به چشممان بود را برداریم، چیزی پیدا خواهیم کرد که ارزش نگاه کردن دارد ولی قبلاً آن را نمی‌دیدیم. این درمورد نظرات و نصیحت‌ها هم صدق می‌کند. به یکی از دوراهی‌های کنونی زندگیتان فکر کنید. چه چیزهایی را در این مورد در نظر نگرفته‌اید؟ به چه چیزهایی بیش از اندازه توجه دارید چون همچنان به آن موقعیت با عینک سابقتان نگاه می‌کنید؟
      ۳. آدم‌ها تغییر می‌کنند.
      من گاهی آرزو می‌کنم که کاش ما هیچوقت تغییر نمی‌کردیم، ولی می‌دانم که همه‌ی ما خلق شده ایم که رشد کنیم. اجازه‌ی این کار را داریم.  من دارم یاد می‌گیرم که به خودم اجازه‌ی تغییر و رشد بدهم. شما هم این اجازه را به خودتان بدهید. به دیگران هم همینطور. همه‌ی ما شایسته‌ی آن هستیم.
      ۴. آدم‌ها برای یک روز، یک هفته، یک ماه، یک فصل یا شاید یک سال یا بیشتر به زندگی‌مان می‌آیند تا درسی به ما بدهند.
      همیشه از آنها تشکر کنید. حتی اگر به شما آسیب زدند. بعضی از درس‌ها دردناک‌اند. درواقع، طی این ماه‌های سخت همیشه جمله‌ی مربی ورزشم در گوشم بود، «اگر تو را به چالش نکشد، تغییر نخواهی کرد.» این جمله هم برای تناسب‌اندام، هم برای روابط و هم برای کل زندگی صدق می‌کند. هر کسی را که می‌بینیم هدیه‌ای با خود برایمان آورده است. وظیفه‌ی ما این است که این هدیه را باز کنیم، حالا هر چه که باشد.
      ۵. می‌توانید برای محافظت از خودتان درها را ببندید، حتی می‌توانید خداحافظی کنید ولی هیچوقت برای کسی آرزوی بدی نکنید.
      این نکته برای خود من از همه سخت‌تر است. قلب من گاهی‌اوقات بی‌اندازه بزرگ و مهمان‌نواز می‌شود. برای اینکه از خودتان مراقبت کنید و از چیزهایی که برایتان ارزشمند است محافظت کنید، گاهی لازم است نسبت به چیزهایی که وارد قلبتان می‌شود گزینشی عمل کنید.
      اگر کسی شادی و خوشی را از شما می‌دزدد، او را از قلبتان بیرون بیندازید. این اصل اساسی امنیت و آرامش است. به آدم‌ها خوش‌بین باشید مگراینکه کاری کنند که بخواهید خلاف این فکر کنید.
      داوطلب بودن و قربانی بودن با هم خیلی فرق دارد.  اولین باری که کسی آزارتان داد، ممکن است متوجه آن نشوید. من خودم همیشه خوبی‌های دیگران را می‌بینم. و وقتی آسیب دیدید، خرد خواهید شد چون هیچوقت انتظارش را نداشته‌اید.
      اگر همان فرد دوباره اذیتتان کند، دیگر به خودتان بستگی دارد که متوجه شوید یا نه. به خودتان بستگی دارد که مرزهای جدیدی با آن فرد برای محافظت از خودتان ایجاد کنید. می‌توانید با همه مهربان باشید ولی همه را به خودتان نزدیک نکنید.
      ۶. ممکن است بخواهید بیشتر از کاری که دیگران برای شما می‌کنند برایشان کار انجام دهید.
      خودتان را تغییر ندهید. کار خودتان را انجام دهید. آدم‌ها ممکن است غافلگیرمان کنند. گاهی‌اوقات واقعاً ناامیدمان می‌کنند. اگر بخواهید آمار آن را یادداشت کنید اغلب ناامید خواهید شد.
      هیچ‌وقت به امید اینکه کسی برایتان کاری انجام دهد برای کسی کاری انجام ندهید. باید تصمیم بگیرید که می‌خواهید چه‌جور آدمی باشید. اگر می‌خواهید ۳۰۰ درصد بیشتر برای دیگران کاری انجام دهید، انجام دهید، ولی انتظار نداشته باشید که آنها هم کاری برای شما انجام دهند.
      اگر برای کسی کاری انجام می‌دهید فقط چون او قبلاً کاری برایتان انجام داده بوده یا می‌خواهید کاری برایتان انجام دهد، درواقع دارید بیزنس می‌کنید نه مهربانی. خودتان باشید، بدون اینکه حساب کتاب کنید که در مقابل چه دریافت خواهید کرد. اینطوری زندگی کردن به‌مراتب شیرین‌تر است.
      ۷. اطرافیانتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
      ما انرژی محدودی داریم. اطرافتان را با آدم‌هایی پر کنید که برای بالا بردن شما وقت و انرژی می‌گذارند، واقعاً به فکرتان هستند، تشویق‌تان می‌کنند، و دوست دارند موفقیتتان را ببینند. زمان ما در دنیا محدود و گرانبها است. روابط و دوستی‌هایتان را هوشمندانه انتخاب کنید.
      ۸. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
      ممکن است بهترین نیت را داشته باشیم ولی زندگی با رفتارها و اعمال ما سنجیده می‌شود. اگر نیت خوبی داشته باشید ولی عمل‌تان خوب نباشد، هیچکس نمی‌تواند داخل ذهنتان را بخواند. چیزی که به حساب می‌آید رفتار و عمل ماست نه فکرمان.
      من خودم همیشه تلاشم این بوده که خوبی‌های دیگران را ببینم، ولی وقتی در موقعیت سختی گرفتار هستید، چیزی که به آن نیاز دارید کسی است که کمک‌تان کند نفس بکشید و از آن فضا بیرون بیایید، نه کسی که فقط به فکرتان باشد ولی خودش را نشان نمی‌دهد تا دستتان را بگیرد.
      ۹. آدم‌ها همیشه درگیر مشکلاتی هستند که ما آنها را نمی‌بینیم و هیچ‌چیز از آن نمی‌دانیم.
      به یاد داشتن این نکته کمک‌مان می‌کند صبورتر و مهربان‌تر شویم و کمتر دیگران را قضاوت کنیم. زندگی سخت است و بعضی روزها ممکن است در بهترین حالت خودمان نباشیم. قرار هم نبوده که اینطور باشد. هیچ‌کس نمی‌تواند اینطور باشد. ما انسانیم و باید سعی کنیم اتفاقاتی که برای دیگران می‌افتد را درک کنیم.
      ۱۰. از غصه‌ی ماجرا کم کنید.
      ما انرژی محدودی داریم، مخصوصاً در سختی‌ها. بهتر است انرژی‌مان را برای اهداف، علایق، خوبی‌های بیشتر نگه داریم. نباید در هر داستان غم‌انگیزی که به آن دعوت می‌شویم شرکت کنیم. دعوت را رد کنید و به راهتان ادامه دهید.
      اگر فکر می‌کنید در بخش غم‌انگیز داستان گیر افتاده‌اید، یک قدم به عقب بردارید و دور شوید. خودتان را روی نیازها، علایق و اهدافتان متمرکز کنید. درام برای همه خوب نیست.
      ۱۱. اشکالی ندارد که به‌آرامی از کنار آدم‌ها رد شوید.
      در بعضی از فصل ها درخت‌ها جوانه می‌زنند و در بعضی از فصل‌ها کاملاً بی‌برگ‌اند. بگذارید طبیعت کار خودش را بکند. ما نمی‌توانیم گلی را مجبور به شکوفا شدن کنیم. انرژی واقعی است. اگر دل‌تان می‌گوید کسی مناسب شما نیست، خوب به ندای درون‌تان گوش کنید.
      ۱۲. قرار نیست همه‌‌ی آدم‌ها شما یا انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشند.
      کار شما این است که خودتان و انتخاب‌هایتان را دوست داشته باشید. طرفدارانتان پیدایتان خواهند کرد. اگر مطابق با ارزش‌های خودتان زندگی کنید و انتخاب‌هایتان هم در راستای همین ارزش‌ها باشد، آدم‌های مناسب به سمت‌تان خواهند آمد و به‌تدریج مطمئن خواهید شد که دور و برتان را آدم‌هایی پر کرده‌اند که بیشتر با شما جور هستند. کار خودتان را بکنید. این مسئله طی سال‌ها به من ثابت شده. و وقتی به دوستی‌ها و روابط نزدیکم نگاه می‌کنم، شاهدی برای این قضیه است.
      ۱۳. روابط و دوستی‌ها موفق نمی‌شوند مگراینکه خودمان تلاش کنیم.
      تصور نکنید چون کسی سال‌ها در زندگی شما بوده است، قرار است همیشه در زندگی‌تان بماند. این روابط بسیار ارزشمند هستند و نیاز به توجه، مراقبت و عشق دارند.
      اگر می‌خواهید کسی در زندگی‌تان باشد، باید این را به او نشان دهید. با او وقت بگذرانید، احوالش را جویا شوید، به روش خاص خودتان برای کمک به او تلاش کنید، با او گریه کنید، با او جشن بگیرید، و حتماً همراهش سوار اتوبوس شوید.
      منبع مردمان
      منبع مقاله : tinybuddha.com
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      وقتی رابطه زناشویی به بن بست میرسد، چه باید کرد ؟
      دکتر جان گری روانشناس مشهور نشان میدهد که چگونه عدم آگاهی زن و مرد از تفاوت های یکدیگر به بحران در ازدواج و روابط بین آن ها می انجامد. مثال های متعدد و توصیه های کاملا عملی کتاب حاضر به شما می آموزد که چگونه اختلافات میان خود را حل کرده، از یک نواختی و بی حوصلگی بپرهیزید. با خواندن این کتاب و استفاده از روش های ساده و مفید ان میتوانید انرژی تازه ای به راببطه زناشویی خود ببخشید.
      پ .ن: کتاب خیلی قشنگیه، به نظرم ارزش داره که هرکسی یبار این کتاب رو بخونه.
      قشنگی کتاب:87%
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...