رفتن به مطلب

Recommended Posts

mental-health-at-work.jpg

هنگامی که شما به بهداشت مناسب فکر می کنید، احتمالا کارهایی مانند مسواک زدن دندان‌ها و شستن دست‌ها به ذهنتان می‌آید.

با این حال، این اعمال فقط در بهداشت فیزیکی متمرکز هستند و تاثیر زیادی در مراقبت از ذهن ما ندارند.

شما باید به همان شیوه که به بدن خود رسیدگی می‌کنید‌، در مراقبت از ذهن خود نیز تمرکز کنید. بهداشت فیزیکی، بدن شما را در حرکت و عملکرد در شرایط خوبی نگه می‌دارد، اما مراقبت از بهداشت روانی ذهن شما را هشیار و فعال نگه می‌دارد. افزایش مستمر اوج عملکرد رفتاری از طریق تمرکز بدست می‌آید.

در اینجا شش روش برای مراقبت از بهداشت روانی برای آماده نگه داشتن ذهن خود برای مقابله با چالش‌ها در هر زمانی آمده است:

۱- فراتر از محیط خود باشید.

برای فراتر بودن از محیط خود، شما باید برعوامل فیزیکی که نمی‌توانید کنترل کنید، غلبه ذهنی داشته باشید، مانند زمانی که در طول تابستان کولر خراب می‌شود، به جای تمرکز بر این واقعیت که شما عرق می‌کنید و ناراحت هستید، خودتان را با افکار خوشایند و بی ضرر منحرف کنید.

۲- پذیرش سازنده را در خود پرورش دهید.

یاد بگیرید که نه تنها چیزهایی فیزیکی که نمی‌توانید تغییر دهید، را بپذیرید، بلکه آنها را با بزرگواری قبول کنید. کسی که قد بسیار کوتاهی دارد و به بسکتبال علاقمند است باید این ضعف خود را بپذیرد و دنبال راهی دیگر برای علاقه‌ی خود باشد.

۳- خود ایده‌آل‌تان را تجسم کنید.

قبل از شروع هر کاری، آینده موفق خود را تجسم کنید. اگر شما می‌توانید نتیجه ایده‌آل خود را از یک چالش تصویر کنید، بعد از آن شما می‌توانید ایده‌آل خود را که شما در واقع از طریق چالش انتخاب کرده‌اید را زندگی کنید. این بدان معنی است که در تمام اهدافی که امیدوارید به آن‌ها برسید، با وجود چالش‌ها، درگیری‌ها و سختی‌ها خود را موفق تجسم کنید.

این روش تجسم را نباید فقط برای رویدادهای بزرگ استفاده کرد، باید بخشی از روال هر روز بهداشت روانی شما باشد.

۴- از تصدیق مثبت استفاده کنید.

به یک عبارت فکر کنید که می‌تواند شما را با انگیزه کند. به عنوان مثال، “من می توانم آن را کار را انجام دهم” و آن را مداوم تکرار کنید که با این کار به خودتان می‌گویید که مثبت فکر کنید. هر چند که در ابتدا ممکن است از این کار احساس حماقت کنید، اما در نهایت، ناخودآگاه خود را برای شریک شدن در یک جمله مثبت و با یک احساس روحیه بخش برنامه‌ریزی می‌کنید، به خود انگیزه دهید تا در هر وضعیتی قدرت داشته باشید.

۵- ضربه بزنید.

ضربه بزنید بدون اینکه ضربه بخورید. برای اجرای این کار، از یک مقدار دو برابر از تصدیق مثبت استفاده کنید. وقتی که یک فکر منفی به ذهن می‌آید، مانند “من هرگز این را به موقع تمام نمی‌کنم ” ابتدا با گفتن چیزی شبیه به “بله، من می توانم،” مانع آن شوید و سپس این فکر منفی را با گفتن جمله‌ی ” انجامش بده” کنار بزنید.

۶- تراشه داخلی خود را تغییر دهید.

مانند تراشه‌های کامپیوتر، ذهن ما برای فکر کردن مداوم به چیزها برنامه ریزی شده است، بنابراین به منظور تغییر در رفتار منفی، ما باید آن را با مثبت جایگزین کنیم. به سادگی به جای گفتن به خوتان که از انجام کاری جلوگیری کنید، بر عادتی تمرکز کنید که شما می‌خواهید آن را جایگزین کنید و به آن بچسبید. شما باید همین کار را هر زمانی که شما تمرکز خود را از دست می‌دهید را انجام دهید به طوری که تراشه حافظه جدید شما اجازه خواهد داد که شما به آرامش برسید.

منبع: مجله سلامت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      1. افرادی که قضاوت می‌کنند
      افراد قضاوتگر را این روزها همه جا می‌توان دید، آن‌ها همه چیز را نقد و قضاوت می‌کنند و همان نتیجه‌ای را می‌گیرند که خودشان ترجیح می‌دهند. اگر شما وقت زیادی را صرف کنید و چیزی را برای آن‌ها با جزئیات فراوان برایشان شرح دهید یک گوش آن‌ها در و گوش دیگر دروازه خواهد بود چون پیش از آن که سخنان شما حتی شروع شده باشد آن‌ها به نتیجه و قضاوت نهایی رسیده‌اند. آن‌ها در گوش دادن و ارتباط برقرار کردن بسیار ضعیف هستند بنابراین دوستی و همکاری و مشورت با چنین افرادی به معنای واقعی کلمه، اتلاف وقت است.
      2. افرادی که حسادت می‌کنند
      اگر به فعالیت‌های مهمی مثل کارآفرینی مشغول هستید در طول فعالیت خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو خواهید شد. همه در چنین شرایطی به افرادی نیاز دارند که از آن‌ها حمایت کنند به خصوص در شرایط سخت که روحیه دادن و افکار مثبت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما این افراد حمایتگر باید در روزهای اوج و موفقیت هم چشم دیدن خوشحالی‌های شما را داشته باشند! افراد حسود نمی‌توانند شادی و موفقیت شما را ببینند، آن‌ها دوست دارند اتفاقات خوب فقط برای خودشان بیفتد و نه کس دیگری، در نتیجه به نحوی برای خراب کردن موفقیت و حس خوب شما تلاش می‌کنند، پس پیش از آن که به هدف خود برسند این افراد مسموم را از اطراف خود دور کنید.
      3. افرادی که زورگو هستند
      افراد زورگو و کسانی که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند هرگز به حرف‌های بقیه گوش نمی‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند چون تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و بهترین راه انجام هر کاری در دست خود آن‌ها است. چنین افرادی در روابط شخصی و دوستانه بسیار آزاردهنده هستند اما در محیط‌های کاری و حرفه‌ای به یک کابوس واقعی تبدیل می‌شوند. یک ساختار شغلی موفق، تنها در سایه همکاری و پیروی از دستورات امکان پذیر است و اگر افراد کنترل کننده و زورگو در گروه شما وجود داشته باشند به معنای دوتا شدن آشپز است، یعنی آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
      4. افرادی که مغرور هستند
      هرگز اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگیرید. افرادی که اعتماد به نفس دارند الهام بخش دیگران هستند اما افراد مغرور تنها آزاردهنده هستند و باعث ناراحتی دیگران می‌شوند. فردی که رفتار مغرورانه‌ای دارد تصور می‌کند که بهتر از دیگران است و هرگز خود را هم سطح با بقیه تصور نمی‌کند در نتیجه انتظارات بالایی هم دارد. چنین افرادی در روابط دوستانه بسیار خودخواهانه رفتار می‌کنند و قابل تحمل نیستند. همچنین در محیط‌های کاری نیز نمی‌توان حضور چنین افرادی را تحمل کرد چون محیطی ناخوشایند برای بقیه به وجود می‌آورند.
      5. افرادی که مظلوم نمایی می‌کنند
      چنین افرادی خود را قربانی می‌دانند و همیشه بهانه‌هایی برای توجیه اشتباهات و خطاهای خود دارند. این نوع از افراد مسموم را همه جا می‌توان دید چون از نظر تعداد نسبت به گروه‌های دیگر برتری دارند. چنین افرادی هرگز مسئولیت کارها و اشتباهات خود را نمی‌پذیرند و آن را بر گردن دیگران می‌اندازند. چنین افرادی هرگز دوستان خوب و مسئولیت پذیری نخواهند بود و حضور آن‌ها به خصوص در محیط‌های کاری بسیار آسیب‌زا است. بنابراین شما چاره‌ای جز حذف کردن آن‌ها ندارید اما با این کار از گلایه‌ها و بی‌مسئولیتی آن‌ها خلاص خواهید شد.
      6. افرادی که موج منفی می‌دهند
      افرادی که همیشه بدبین هستند باعث از بین رفتن موج مثبت در اطراف شما خواهند شد. آن‌ها با حرف‌های بد و پیش بینی‌های منفی باعث از بین رفتن امید بقیه می‌شوند و شما هرگز از چنین افرادی حرف‌های مثبت و تشویق کننده نخواهید شنید. این افراد مسموم هر ایده و فکر جدیدی را محکوم به شکست می‌دانند و به جای حمایت کردن از شما و تلاش‌های شما، فقط به شکست‌های احتمالی فکر می‌کنند. این افراد ممکن است از روی حسادت یا بدذاتی این کار را انجام دهند یا ساختار ذهنی منفی گرایی داشته باشند اما در هر صورت اگر به دنبال موفقیت و زندگی شاد و آرام هستید باید چنین افرادی را از اطراف خود دور کنید.
      7. افرادی که دروغ می گویند
      شما برای این که بتوانید فرد موفقی باشید باید خودتان را با افراد موفق احاطه کنید، افرادی که قابل اعتماد هستند و همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. واضح است که افراد دروغگو، هرگز قابل اعتماد نیستند و نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد چون شما نمی‌توانید از درستی حرف و قول وی مطمئن باشید. این دسته از افراد مسموم به تدریج باعث آسیب دیدن کار و روابط شما خواهند شد پس بهتر است هرچه زودتر آن‌ها را از اطراف خود دور کنید تا از شنیدن دروغ و حرف‌های بی‌اساس رها شوید.
      8. افرادی که غیبت می‌کنند
      بیشتر افراد غیبت می‌کنند و بدی‌های دیگران را برمی‌شمارند تا نقاط ضعف و کاستی‌های خود را مخفی کنند اما شما در غیبت‌هایی که می‌شنوید نمی‌توانید واقعیت را از حدس و گمان‌ها جدا کنید در نتیجه اطلاعاتی غلط و تحریف شده تولید می‌شود که می‌تواند به احساسات دیگران صدمه بزند و به دشمن شدن آن‌ها با شما منجر شود. بنابراین بودن در کنار افرادی که اهل غیبت کردن هستند و بدتر از همه، دوستی با این افراد می‌تواند به موقعیت کاری و اجتماعی شما به شدت صدمه بزند. این افراد مسموم مثل سرطان گسترش پیدا می‌کنند و محیطی بد و منفی در اطراف شما به وجود می‌آورند که در نهایت به ضرر شما تمام خواهد شد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      درد چشم می ‌تواند ناخوشایند، ناراحت کننده، و تضعیف ‌کننده باشد. در این هنگام ممکن است تنها چیزی که می خواهید دراز کشیدن، بستن چشم ها و اجتناب از هر چیزی که چشم ها را باز نگه می دارد باشد. اما متاسفانه، گاهی شرایط به گونه ای است که امکان این کار نیست.
      تنها راه‌ حل این است که در ابتدا بفهمید چه چیزی باعث درد می‌ شود و سپس یاد بگیرید که چطور از آن اجتناب کنید. تعیین اینکه چه چیزی باعث درد شما می ‌شود به تعداد زیادی از عوامل بستگی دارد، بنابراین بهتر است قبل از این که موردی را رد کنید، تا حد ممکن در مورد آن چیزهایی را بدانید.
      مهم است که در مورد تمام جزئیات درد خود فکر کنید؛ به طور خاص، اگر علائم دیگری وجود داشته باشد و به نظر می ‌رسد که درد از کجا می ‌آید. همه این عوامل می توانند به تعیین اینکه چگونه ازدرد چشم جلوگیری یا کاهش یابد کمک کند

      آیا علایم دیگری دارید؟
      اگر علائم دیگری همراه با درد داشته باشید، باید آن علائم را نیز در نظر بگیرید. علایم دیگر ممکن است در مورد موضوعی که با آن سر و کار دارید، به شما در تشخیص سریع نحوه اجتناب و یا کاهش درد چشم کمک ‌کند. برخی از علائم دیگر عبارتند از:
      احساس سوزش ترشحات شیری رنگ در اطراف لبه های چشم ها حساسیت نور قرمزی احساسی شبیه اینکه چیزی در چشم است ناراحتی هنگام لنزهای تماسی عدم توانایی در تشخیص مناسب برای رانندگی شبانه چشمان آبکی بینایی مبهم احساس خستگی چشم ترشحات رنگی سردرد حالت تهوع به طور مشخص، درد چشم شما کجاست؟
      جنبه دیگری که باید به آن توجه کنید این است که درد از کجا می‌ آید. ایا از قرنیه، عصب بینایی یا جایی دیگر می‌ آید؟ این می ‌تواند سرنخ‌ هایی که باعث درد می ‌شود را به شما بدهد. برخی مناطق خاص برای این درد عبارتند از:
      قرنیه (در بخش جلویی کره چشم شما قرار دارد و نور را متمرکز می کند) صلبیه (قسمت سفید چشم شما) ملتحمه یا کنژنکتیویت (پوشش نازکی از صلبیه و پوشش داخلی پلک) ایرویز (قسمت رنگی چشم شما) کاسه چشم (حفره چشم، که شامل چشم و ماهیچه است) ماهیچه ‌های برون‌چشمی (برای چرخاندن چشم شما استفاده می ‌شوند) عصب (انتقال تصاویر به مغز شما) پلک ها (حفاظت و گسترش رطوبت) چیزهایی که باعث درد چشم می‌ شوند
      1- یک آسیب چشمی
      یک آسیب چشمی می‌ تواند زمانی رخ دهد که چشم شما تحت ‌تاثیر چیزی قرار گرفته یا دچار سوختگی شده است. این آسیب می ‌تواند جدی و دائمی باشد، بنابراین شما باید سریعا به دنبال درمان پزشکی باشید.
      2- چشم ‌های خشک
      این اتفاق زمانی می ‌افتد که چشم ‌های شما به اندازه کافی اشک تولید نمی‌ کنند. چشم‌ های شما بدون روان سازی مناسب خشک خواهند شد، و این خشکی می‌ تواند دردآور باشد و یا باعث احساس سوزش شود. دلایل رایج برای چشمان خشک می تواند شامل، سفر کردن با هواپیما، دوچرخه سواری، نگاه کردن به کامپیوتر یا صفحه تلفن برای مدت طولانی و حتی بودن در یک اتاق دارای سیستم خنک ‌کننده باشد.
      3- مجاری اشک مسدود شده
      مجاری اشک مسدود شده می‌ تواند باعث درد در چشم، سوزش و چشم های آبکی شما شود. وقتی این اتفاق می‌ افتد، ممکن است به خاطر عفونت و یا جراحت باشد. علایم دیگری که می ‌توانید برای آن‌ ها مشاهده کنید، ترشحات در گوشه های داخلی و اطراف لبه چشم شما جمع ‌شده، و دید شما ممکن است تار شود.
      4- قرمزی چشم
      قرمزی چشم (التهاب ملتحمه) که به عنوان conjunctivitis شناخته می ‌شود، زمانی رخ می ‌دهد که ملتهب می ‌شود. آلرژی ها می ‌توانند منجر به عفونت ‌های باکتریایی و ویروسی شوند. علائم دیگر این التهاب شامل التهاب سفیدی چشم ، خارش چشم و یا ترشح در اطراف لبه چشم شما است.
      5- گل مژه
      داشتن یک گل مژه شرایط عادی و بی ضرری است که باعث برآمدگی کوچکی در لبه (داخل یا خارج) از پلک شما می‌ شود.
      این ناشی از یک غده آلرژی یا ملتهب یا فولیکول مو است.
      6- خراش بر روی قرنیه شما
      این شرایط خراش قرنیه نامیده می شود، یک خراش روی قرنیه هم می‌تواند کمی درد ایجاد کند.
      خراش قرنیه به آسانی می تواند چشم شما را مالش دهد. متاسفانه، این وضعیت ممکن است نیازمند توجه پزشکی باشد، اما نگران نباشید درمان آن آسان است.
      7- قرنیه ملتهب یا آلوده
      این وضعیت که کراتیتیس یا کراتیت نامیده می شود، می‌ تواند در نتیجه عفونت باکتریایی یا ویروسی در چشم شما رخ دهد.
      این شرایط زمانی اتفاق می افتد که شما چشم هایتان را طولانی مدت بسته باشید و یا با جسمی کثیف تماس داشته باشد.
      8- وجود چیزی در چشم شما
      وجود چیزی در داخل چشم شما ممکن است واضح به نظر برسد، اما گاهی اوقات می ‌تواند بدون جلب توجه تا زمانی که احساس درد داشته باشید، در داخل چشم شما باقی بماند. ممکن است گرد و غبار یا فقط یک مژه‌ بلند در داخل چشم شما باشد، اما اگر آن را درست خار نکنید، می ‌تواند باعث درد و سوزش شود.
      9- عفونت سینوس
      معمولا این عفونت به عنوان سینوزیت خوانده می شود و می تواند درد در یک یا هر دو چشم ایجاد کند. فشار در یکی از حفره های سینوسی پشت چشم شما ایجاد می شود، که باعث درد می شود. این می تواند بدون توجه پزشکی بدتر شود.
      10- عصب اپتیک متورم
      این نیز به عنوان اپتیک نوریتیس شناخته می شود، عصب اپتیک عصبی است که چشم شما را به مغز متصل می کند و به اسکن و ردیابی کمک می کند. علایم دیگر ممکن است شامل از دست دادن بینایی و درد هنگام نگاه به عقب و جلو باشد.
      درمان درد چشم
      درمان برای این نوع درد بسته به شرایط یا علت متفاوت است. شما باید مشخص کنید که مشکل چیست و اگر به درمان پزشکی نیاز دارید و یا می ‌توانید مشکل را خودتان حل کنید، این موضوع را مشخص کنید.
      بعضی شرایط، مانند التهاب ملتحمه یا کنژنکتیویت ، خراش روی چشم و قرنیه آلوده یا ملتهب، نیاز به قطره‌ های ضد باکتری دارند تا التیام یابند. در حالی که خراش ‌ها گاهی به تنهایی التیام می ‌یابند، در صورتی که هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است، عاقلانه است که به دنبال درمان حرفه ‌ای باشید.
      اگر التهاب ملتحمه توسط آلرژی ایجاد شده باشد، و یا اگر سینوزیت داشته باشید، ممکن است به جای آن آنتی‌ هیستامین تجویز شود.
      سایر شرایط ممکن است نیاز به کورتیکواستروئیدها یا قطره های ضد ویروسی داشته باشند. چیزهایی که می توانند در خانه درمان شوند، گاهی اوقات ممکن است با کمپرس گرم یا در مورد چشم های خشک با قطره چشم ها کاهش یابد.
      هر علل متفاوت است، بنابراین مهم است که قبل از امتحان کردن هر گونه گزینه درمانی بدانید با چه مشکلی سر و کار دارید. به طور معمول باید با پزشک مشورت کرد چون شرایط چشم می ‌تواند جدی باشد.
      نحوه جلوگیری از درد چشم
      چندین راه برای جلوگیری از درد وجود دارد و ترکیب روش‌ های چندگانه می ‌تواند باعث کاهش درد چشم شود. برای اجتناب از درد ناشی از چشم ‌های خشک، شما می ‌توانید با استفاده از یک دستگاه بخور، محیط خود را تنظیم کنید، به چشمان خود یک استراحت از صفحات الکترونیکی بدهید، و یا از قطره چشمی به صورت منظم استفاده کنید.
      با استفاده از درآوردن لنزهای طبی از چشم هایتان هر شب قبل از این که به رختخواب بروید، از عفونت و یا التهاب قرنیه اجتناب کنید. تلاش برای اجتناب از مالیدن چشم‌ها می‌توانید از خراش‌های عمیق روی چشم‌های خود اجتناب کنید. با تلاش برای اجتناب از مالیدن چشم‌ ها می‌ توانید از خراش ‌های عمیق روی چشم ‌های خود اجتناب کنید.
      مسائل دیگر می تواند با لوازم آرایش منقضی شده، استفاده نکردن از عینک محافظ در هنگام کار با شعله های آتش، ابزار یا مواد دیگر، و درمان نکردن آلرژی از ابتدا ایجاد شود. شستن صورت هر شب قبل از رفتن به رختخواب می ‌تواند در این مورد کارساز باشد.
      چرا درمان و اجتناب از درد مهم است
      شما هر روز از چشم ‌های خود برای خواندن، رانندگی، کار، و… استفاده می ‌کنید. متاسفانه اگر درد چشم مسئله ای جدی باشد می ‌تواند منجر به از دست رفتن بینایی شود. در حالی که گاهی شرایطی که باعث درد در چشم‌ های شما می ‌شود، در طولانی ‌مدت مضر نیست، شما باید از احتیاط بیشتر در هر موضوعی استفاده کنید. بنابراین اگر دچار مشکل چشمی شدید هر ه زودتر به پزشک مراجعه کنید.
      مشکلات چشمی خاصی وجود دارد که هرگز نباید چشم پوشی کرد زیرا این مشکلات نشانه از بین رفتن بینایی هستند. این مسائل شامل دید مبهم مداوم یا مکرر مبهمرنگ آمیزی رنگ، کم ‌رنگ شدن رنگ ‌ها، ظهور نور فلاش در زمانی که واقعا وجود ندارد، و ظهور تصویر مسدود شده در زمانی که واقعا چیزی مانع از آن نشده است.
      هر زمانی که درد درون یا اطراف چشم خود را نادیده می‌ گیرید، بینایی یا مسائل دیگر را به خطر می‌ اندازید. مراجعه به پزشک متخصص و تشخیص زودهنگام می تواند بینایی شما را نجات دهد.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      با اینکه بیشتر افراد از سرکه سفید برای کارهای خود استفاده می کنند اما سرکه سیب کاربردهای بیشتری دارد و می تواند مفیدتر باشد. مزایای گسترده این نوع سرکه در برگیرنده بهبود سکسکه، تسکین نشانه های سرماخوردگی و سایر موارد است. بیشتر افراد از سرکه سیب برای بهبود شرایطی همچون دیابت، مشکلات قلبی، سرطان ، کلسترول بالا و مشکلات مرتبط با وزن استفاده می کنند.
      در این مقاله قصد داریم ۱۰ مورد از خاصیت های سرکه سیب را با هم مرور کنیم.
      1- سرکه سیب برای ناراحتی های شکمی:
      یکی از قدیمی ترین کاربردهای سرکه سیب، استفاده از آن برای بهبود ناراحتی های شکمی است. برای درد شکم، کمی سرکه سیب را با آب ترکیب کنید و بنوشید. اگر عفونت باکتریایی دلیل اصلی اسهال در شماست می توانید از سرکه سیب برای بهبود شرایط استفاده کنید زیرا خاصیت آنتی بیوتیکی دارد.
      برخی از افراد بر این باورند که سرکه سیب در برگیرنده پکتین است و می تواند به تسکین اسپاسم های روده کمک کند. سعی کنید یک یا دو قاشق غذاخوری از سرکه سیب را با آب ترکیب کنید و بنوشید.
      2- سرکه سیب می تواند سکسکه را درمان کند:
      یک قاشق چایخوری سرکه سیب را بردارید و بنوشید. این ماده طعم ترشی دارد و می تواند سکسکه را متوقف کند. این ماده می تواند جلوی پیام های سکسکه را بگیرد.
      3- سرکه سیب می تواند گلودرد را تسکین ببخشد:
      زمانی که احساس کردید گلودرد دارید، از سرکه سیب استفاده کنید. از آنجایی که بیشتر میکروب ها در محیط اسیدی نمی توانند زنده بمانند استفاده از این ماده برای تسکین گلودرد مفید خواهد بود. کافیست یک چهارم پیمانه سرکه سیب را با یک چهارم پیمانه آب گرم ترکیب کنید و هر چند ساعت یکبار آن را غرغره نمایید.
      4- سرکه سیب می تواد کلسترول را پایین بیاورد:
      تحقیقات بیشتری بر روی این موضوع نیاز است اما یکی از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۰۶ نشان می دهد که اسید استیک موجود در سرکه سیب می تواند سطح کلسترول خون را در موش ها پایین بیاورد.
      مطالعه انجام شده در ژاپن نیز نشان می دهد نیم اونس از سرکه سیب در روز می تواند کلسترول خون در افرادی که کلسترول بالایی دارند را کاهش دهد.
      5- سرکه سیب به سوءهاضمه کمک می کند:
      قبل از خوردن ماده غذایی، کمی سرکه سیب بنوشید. سعی کنید این روش درمانی را امتحان کنید. یک قاشق چایخوری عصل را با یک قاشق چایخوری سرکه سیب ترکیب کنید و در آب گرم بریزید. این ترکیب را ۳۰ دقیقه قبل از غذا میل کنید.
      6- سرکه سیب به تمیز شدن بینی کمک می کند:
      دفعه بعد که دچار سرماخوردگی شدید و بینی تان گرفت، کمی سرکه سیب بردارید. سرکه سیب حاوی پتاسیم است و اسید استیک آن می تواند از رشد میکروب ها جلوگیری کند. یک قاشق چایخوری از سرکه سیب را در یک لیوان آب گرم ترکیب کنید و بنوشید.
      7- سرکه سیب به کاهش وزن کمک می کند:
      سرکه سیب به شما کمک می کند وزن کم کنید. اسید استیک موجود در آن اشتها را کم می کند، متابولیسم را افزایش می دهد و احتباس آب در بدن را کمتر می نماید. دانشمندان بر این باورند که سرکه سیب با هضم نشاسته در بدن تداخل می کند. این موضوع به معنای ورود کالری کمتر به جریان خون است.
      8- سرکه سیب به شما کمک می کند از شر شوره سر خلاص شوید:
      سرکه سیب برای پوست نیز مفید است. این گزینه می تواند یک روش درمانی موثر برای شوره سر باشد. اسیدیته سرکه سیب می تواند PH پوست سر را تغییر دهد و رشد مخمرها را در آن دشوارتر سازد. یک چهارم پیمانه سرکه سیب را با یک چهارم پیمانه آب ترکیب کنید و بر روی پوست سر اسپری نمایید.
      سر را با حوله تمیز بپوشانید و اجازه دهید ۱۵ دقیقه بماند. سپس آن را بشویید. اینکار را هفته ای دوبار تکرار کنید.
      9- سرکه سیب به پاک شدن آکنه ها کمک می کند:
      سرکه سیب می تواند یک تونر طبیعی برای درمان آکنه باشد و باعث ایجاد پوستی سالم در شما گردد. خاصیت آنتی باکتریایی آن به کنترل آکنه کمک می کند. اسید لاکتیک و اسید مالیک موجود در آن می تواند پوست را نرم تر سازد و باعث لایه برداری آن شود.
      10- سرکه سیب انرژی بدن را افزایش می دهد:
      تمرینات ورزشی و در برخی از موارد استرس شدید می تواند باعث تجمع اسید لاکتیک در بدن شود و خستگی بیشتری را در فرد ایجاد نماید. آمینواسیدهای موجود در سرکه سیب به عنوان پادزهر عمل می کنند.
      سرکه سیب حاوی پتاسیم و آنزیم هایی است که احساس خستگی را کمتر می نمایند. یک قاشق غذاخوری از سرکه سیب را به نوشیدنی خود یا آب بیفزایید.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      آیا شما می دانید گروه خونی تان چیست؟ با اینکه خون در سطح مشابه به نظر می ‌رسد، اما طبق سیستم ABO، هشت نوع مختلف از ترکیبات خون وجود دارد. نوع خون در انتقال خون و بارداری اهمیت بسیار بالایی دارد.
      اما آیا می ‌دانستید که برخی معتقدند شما باید غذاهای مختلفی را براساس نوع خونی که دارید بخورید؟ وقتی به آن فکر می ‌کنید، منطقی به نظر می ‌رسد. اگر خون شما یک روش خاص ساخته شده باشد، آیا انواع خاصی از عادت هایی که برای آن سودمند هستند وجود ندارد؟ ما در این مطلب مواد غذایی که هر کس باید با توجه به گروه خونی اش مصرف کند را بررسی می کنیم، با ما همراه باشید.

      رژیم غذایی گروه خونی O
      نوع خون O _نوع دهنده جهانی_ ۴۶٪ جمعیت را تشکیل می دهد. این گروه خونی دارای هر دو آنتی بادی ضد A و ضد B ، اما بدون آنتی ژن A یا B است. ظاهرا افرادی با این گروه خونی، به لطف سطوح بالاتری از اسید، توانایی هضم خیلی آسان چربی ‌های حیوانی و پروتئین حیوانی را دارند.
      نوع رژیم غذایی مخصوص افراد مبتلا به O مثبت و O منفی ممکن است به رژیم paleo یا رژیم کم کربوهیدرات مرتبط باشد چون باید بر مصرف زیاد پروتیین تمرکز کنند. با این تفاسیر این سوال برایتان مطرح شد که چه غذاهایی را می توانید بخورید؟ ما در قسمت زیر غذاهایی که متناسب با شما است را لیست کرده ایم:
      گوشت
      گوشت بدون چربی، مرغ و ماهی همه گزینه‌ های عالی برای کسانی هستند که خون نوع O دارند. ماهی های آب سرد، گوشت گاو، گوزن، بره، گوشت گوساله، گوشت گوسفند، ماهی خال مخالی، ماهی کاد و شاه ماهی از جمله این منابع غذایی هستند.
      اگر شما می ‌خواهید وزن خود را با این رژیم غذایی از دست بدهید، گوشت بدون چربی و غذاهای دریایی بهترین منابع هستند.
      میوه ها و سبزیجات
      آن‌ هایی که خون نوع O را دارند می‌توانند بیشتر از همه از میوه ‌ها و سبزیجات لذت ببرند. با این حال، مراقب لیست غذاهایی که باید از آن ها اجتناب کنید باشید، این لیست برخی از سبزیجات را که باید از رژیم غذایی شما خارج شوند مشخص می‌ کند.
      آجیل ها و حبوبات
      آجیل منابع خوبی از چربی مثبت هستند و معمولا پروتئین زیادی دارند. حبوبات هم برای کسانی که دارای خونی O هستند نیز خوب هستند و با فیبر پر شده اند.
      لبنیات
      لبنیات کمی در رژیم غذایی گروه خونی O مشکل است زیرا اکثر منابع لبنی نباید خورده شوند. با این حال، شما می توانید از پنیر، کره و شیر سویا در اوقات فراغت خود لذت ببرید.
      دانه ها
      برای اکثر موارد، افرادی که دارای نوع خون O هستند باید دانه های بسیار کمی بخورند. با این حال، برخی از گزینه های قابل تحمل وجود دارد. دانه هایی مانند گندم سیاه، چاودار، جو، کاشا، تاجج خروس و ارزن برای مصرف بی خطر هستند.
      نوشیدنی ها
      افراد اغلب به هنگام برنامه‌ ریزی یک رژیم غذایی نوشیدنی ها را نادیده می ‌گیرند. البته آب همیشه بهترین گزینه شماست، اما سودا (آب گازدار)، آب ‌معدنی، و چای خوب است.
      شیرینی جات
      شکلات و کاکائو از نوع قابل قبول این گروه خونی هستند.
      سایر منابع:
      ادویه هایی مانند نمک یددار، کاری و جعفری برای استفاده در این رژیم غذایی مناسب هستند. گزینه های چاشنی بر پایه کلپ (گیاه دریایی سرشار از ید و منابع معدنی) نیز در دسترس هستند، و عسل یک افزودنی خوب برای اکثر غذاها و نوشیدنی ها است.
      اگر گروه خونی شما O است برخی غذاها نیز وجود دارند که شما باید از آن‌ها اجتناب کنید. به خصوص باید از کربوهیدرات ها اجتناب کنید، زیرا آنها به راحتی می توانند به عنوان چربی بدن شما ذخیره شده و سپس به راحتی پردازش نمی شوند. در اینجا غذاهایی را لیست کرده ایم که اگر دارای گروه خونی Oهستید ، نباید آن ها را بخورید.
          گندم و غلات دیگر     انواع لوبیا و عدس     بنشن     بادام هندی     پسته     آجیل برزیلی     بادام زمینی     لبنیات و تخم مرغ (به جز موارد ذکر شده در بالا)     گوشت خوک، بیکن و ژامبون     گوشت غاز     گربه ماهی     خاویار     ماهی آزاد دودی     کوترماهیان     خاویار     سبزیجات براسیکا     سبزیجات سایه شب (Nightshade vegetables)     قارچهای شیتاکه     جوانه یونجه     آووکادو     تره فرنگی     ذرت     کافئین     الکل همچنین توصیه می‌ شود که این رژیم غذایی در کنار ورزش هوازی اتخاذ شود.
      رژیم غذایی گروه خونی A
      گروه خونی A شامل آنتی‌ ژن A و آنتی بادی B است. افرادی که این گروه خون را دارند سطح اسید معده کمتری دارند، به این معنی که قادر به پردازش صحیح و هضم چربی‌ های حیوانی و پروتئین حیوانی نیستند. سیستم ایمنی آن‌ ها نیز کمی حساس ‌تر است.
      به همین دلیل است که رژیم غذایی گروه خونی A شامل رژیم غذایی گیاهی با تمرکز بیشتر بر غذاهای ارگانیک و تازه با حداقل ادویه است. در قسمت زیر انواع مواد غذایی که می‌ توانید برای گروه خونی A مثبت و A منفی استفاده کنید آورده شده‌ است.
      میوه‌ ها و سبزیجات
      افرادی با گروه خونی A می‌ توانند بیشتر از همه از میوه‌ ها و سبزیجات لذت ببرند. با این حال، باید مراقب لیست غذاهایی که باید از آن ها اجتناب کنید، باشید.
      غلات و محصولات نان
      اگر گروه خونی A داشته باشید، بیشتر دانه ‌ها را می توانید مصرف کرد اما بهترین گزینه‌ های شما آمارانت و گندم سیاه هستند. گزینه های دیگر شامل کیک برنج، انواع آرد (برنج، سویا، جو، گندم سیاه)، گندم های گوناگون (حزقیال، آرد سویا، اسانس، جوانه گندم)، ماست آرتیکاک و نودل های سویا هستند.
      آجیل ها و دانه ها
      آجیل ها منابع خوبی از چربی مثبت هستند و معمولا پروتئین زیادی دارند. دانه ها هم برای افراد با گروه خونی A خوب هستند و با فیبر انباشته می‌ شوند.
      لبنیات
      این بهترین گزینه برای افراد دارای این گروه خونی است، اما برخی از انواع لبنیات مزایای مثبتی دارند. کفیر، اکثر پنیرها، ماست و شیر بز برای مصرف مناسب هستند.
      پروتئین حیوانی
      بله، بیشتر پروتئین ‌های حیوانی برای افراد با گروه خونی A بد هستند. اما آن‌ هایی که نمی ‌خواهند گیاهخوار شوند می ‌توانند چیزهایی مانند مرغ و بوقلمون را انتخاب کنند.
      نوشیدنی ها
      اغلب مردم هنگام گرفتن یک رژیم غذایی نوشیدنی ها را نادیده می گیرند. البته آب همیشه بهترین گزینه است، اما شما گزینه های بیشتری دارید. چای سبز، قهوه و همچنین نوشیدنی های گیاهی مانند آنهایی که از زنجبیل، آلوئه ورا، نارون قرمز، زالزالک و… ساخته شده اند.
      موارد بیشتر:
      سس سویا، زنجبیل، سیر، امری و میسو، همه مواد مغذی عالی برای کسانی است که دارای نوع A خون هستند.
      شیره ی چغندر نیز برای اضافه کردن شیرینی کار می کنند.
      البته برخی غذاها نیز وجود دارند که شما باید از آن ‌ها دوری کنید اگر شما دارای گروه خونی A هستید. فهرستی از آن‌ ها آورده شده‌ است.
      بیشتر پروتئین ‌های حیوانی و غذاهای دریایی
      تخم‌ مرغ بادام هندی پسته آجیل برزیلی آجیل انگور روغن (ذرت، بادام زمینی، پنبه دانه، کنجد، گلرنگ) حبوبات (نخود، لوبیا لیما، قرمز، لوبیا کلیوی، تمر هندی، قرمز) گرانولا هفت دانه جوانه گندم سبوس گندم گندم ریز شده نشاسته سیب زمینی گندم ماکارونی نان گندم کامل پروتئین بالا نان چند دانه شیرینی مافین انگلیسی کلوچه سبوس گندم نان جو سبوس دار مصا (نوعی فطیر) پاستا آرد گندم کامل آرد سفید سبزیجات سایه شب فلفل و کپیر (نوعی گیاه خوردنی به شکل زیتون) زیتون قارچ کلم گوجه فرنگیها ترشی میوه های خانواده مرکبات خربزه توت ها موز انبه نارگیل موز ریواس سرکه ژلاتین اکثر چاشنی های رایج هات داگ الکل جوش شیرین آب معدنی چای سیاه رژیم غذایی گروه خونی B
      گروه خونی B شامل آنتی‌ ژن B و آنتی بادی A است. افراد با این گروه خون ی راحت‌ ترین رژیم غذایی را دارند و می ‌توانند انواع مختلفی از انواع مواد غذایی را بخورند. اساسا، آنها همه جانبه هستند و آزادی بیشتری نسبت به سایر گروه های خونی دارند. در اینجا لیستی از گزینه‌ های مطلوب برای خوردن وجود دارد:
      گوشت
      گوشت هایی مانند گوشت خرگوش، گوشت بره، گوشت گوزن و گوشت گوسفند همه گزینه های قابل قبول است. ماهی نیز یک انتخاب خوب است اگر شما ماهی های سفید همچون ماهی کاد، سالمون و ماهی هالیبوت را انتخاب کنید.
      لبنیات و تخم مرغ
      گزینه های لبنی کم چربی برای افرادی با خون نوع B خوب است. تخم مرغ نیز یک گزینه است.
      میوه ها و سبزیجات
      اکثر میوه ها و سبزیجات برای مصرف این نوع خون ایمن هستند.
      اگر گروه خونی تان B است سبزیجات سبز برخی از بهترین انواعی هستند که می‌ توانید مصرف کنید. از سبزیجات خام برای بهترین نتیجه استفاده کنید.
      غلات
      این گروه از مواد غذایی باید به صورت متعادل مصرف شوند. جو، گندم آلمانی، و ارزن، انتخاب‌های خوبی هستند.
      آجیل و دانه
      این غذاها منابع شگفت انگیزی از پروتئین هستند و گردو بهترین گزینه شما هستند.
      حبوبات
      حبوبات سرشار از پروتئین بوده و چربی پایینی دارند و حاوی فیبر و مواد معدنی هستند. نخود، عدس و انواع لوبیا از جمله مواد غذایی این دسته هستند.
      نوشیدنی ها
      اغلب مردم هنگام رژیم غذایی نوشیدنی ها را نادیده می گیرند. برای رسیدن به بهترین نتیجه، آب زیاد بنوشید.
      سایر موارد
      برای عطر و طعم بهتر، رژیم غذایی تان را با فلفل کاین، کری، زنجبیل و ترب کوهی تجربه کنید.
      البته اگر گروه خونی شما B است، برخی غذاها نیز وجود دارند که شما باید از آن اجتناب کنید. خوردن این غذاها می ‌تواند منجر به افزایش وزن شود و باعث خستگی، گلوکز خون اضافی، و کاهش تفکر مثبت شود. فهرستی از آن ‌ها در قسمت زیر آورده شده‌ است:
      مرغ اردک محصولات لبنی با چربی بالا حلزون صدف دار ذرت لوبیا سیاه ذرت بادام زمینی دانه کنجد گوجه فرنگی انار نارگیل آووکادو کدو حلوایی گندم سیاه گندم فلفل پنیر آمریکایی پنیر آبی سس گوجه نوشیدنی تقطیری رژیم غذایی گروه خونی AB
      نوع خون AB یکی از عجیب ترین و جدیدترین گروه های خون ABO است.
      افراد دارای این گروه خونی ممکن است هر دو آنتی ژن A و B داشته باشند، اما هیچ یک از آنتی بادی های ضد A و ضد B را ندارند، و آنها را یک گیرنده جهانی می دانند.
      افرادی که گروه خونی AB دارند، اسید معده کمتری دارند، که بیشتر شبیه به گروه خونی A است. اما با توجه به سازگاری خون B آنها می توانند گوشت بیشتری مصرف کنند. این به این معنی است که گزینه های غذایی بیشتری دارند. با این حال، توصیه می شود که افراد با این گروه خونی این مواد غذایی را در بخش‌ های کوچک ‌تر مصرف کنند تا هضم آن‌ ها نیز دچار مشکل نشود. در اینجا لیستی از گزینه‌ های مطلوب برای خوردن وجود دارد:
      گوشت
      بیشتر گوشت ها برای کسانی که گروه خونی AB دارند بسیار مناسب هستند. گوشت ترکیه، گوشت گوسفند، خرگوش، گوشت بره و ماهی سفید گزینه ‌های خوبی هستند.
      لبنیات
      شما گزینه‌ های لبنی خیلی زیادی با گروه خونی AB دارید. شیر، ماست، خامه ترش، کفیر و شیر بز بسیار خوب و مناسب هستند، اما تلاش کنید که به سراغ گزینه ‌های کم چرب باشند.
      آجیل
      آجیل منبع خوبی از چربی های مثبت هستند و معمولا پروتئین زیادی دارند.
      دانه ها
      بسیاری از دانه ها و محصولات گندم برای گروه خونی AB مناسب است. جو دوسر، سبوس، گندم آلمانی، گندم سیاه، ارزن، برنج و آرد برنج – از جمله موارد ساخته شده از آن – گزینه های امن هستند.
      میوه ها و سبزیجات
      کسانی که دارای گروه خونی AB هستند می توانند بیشترین و یا تقریبا همه میوه ها و سبزیجات به خصوص سبزیجات برگ سبز را مصرف کنند.
      سایر موارد
      اگر شما به کمی چاشنی و طعم دهنده نیاز دارید، کاری، جعفری، کتانجک، ترب کوهی، سیر و میسو را انتخاب کنید.
      البته باید از خوردن بعضی از مواد غذایی نیز اجتناب کنید، در قسکت زیر فهرستی از آنها آورده شده است:
      گوشت گاو مرغ بیشتر غذاهای دریایی خرگوش گوشت خرد شده گوشت دودی کره و باترمیلک شیر کامل بعضی از پنیرها (آبی و آمریکایی) بستنی و شربت روغن دانه (آفتابگردان، کنجد، کدو تنبل) دانه ها (همانند بالا) بیشتر لوبیاها گواوا انبه پرتقال موز نارگیل آووکادو فلفل تربچه ذرت گندم سیاه سوبا گندم سرکه کافئین جوش شیرین نوشیدنی تقطیری اگر به دنبال ایجاد تغییر سبک زندگی مثبت به شیوه‌ ای هستید که ممکن است به طور خاص برای بدن شما مفید باشد، رژیم غذایی گروه خونی راه خوبی برای این کار است. دانستن اینکه کدام انواع غذاها برای شما بهتر عمل می ‌کنند و باعث می ‌شوند احساس خوبی داشته باشید، مکان خوبی برای شروع سفر به زندگی شادتر و سالم‌ تر است.
      پیش از عوض کردن عادات غذایی خود با پزشک خود صحبت کنید. اگر یک شرایط پزشکی از پیش موجود دارید، به خصوص شرایطی که به رژیم غذایی خاصی نیاز دارد، برنامه رژیم غذایی گروه خونی تان را بدون موافقت پزشک شروع نکنید.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      ۱. با خودتان مهربان باشید.
      منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید.
      ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید.
      به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن  یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد.
      ۳. به روتین‌ها تکیه کنید.
      اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است).
      راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند:
      «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.»
      ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید.
      اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید.
      این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد.
      دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید.
      ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید.
      برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند.
      این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید).
      بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟
      ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید.
      یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک،  یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود.
      ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال.
      همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید.
      وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود.
      از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید.
      ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید.
      «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها.
      از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و  جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است.
      ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی.
      برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید.
      همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟
      بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید.
      درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند.
      در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید.
      منیع: مردمان
      منبع مقاله : forbes.com
      نویسنده : Heidi Grant Halvorson
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      ۱- یک پیاده روی آفتابی را امتحان کنید:

      قدم زدن در یک روز زمستانی آفتابی به کاهش علایم اختلال عاطفی فصلی کمک می کند. یکی دیگر از مزایای این کار دریافت ویتامین D است، در روزهای خاکستری زمستان بدن نیاز بیشتری به این ویتامین دارد. جالب است بدانید کمبود ویتامین D نیز به افسردگی مرتبط بوده و مطالعه سال ۲۰۱۸ از مجله درد نشان می‌ دهد که کمبود ویتامین D ممکن است باعث سردرد خوشه ‌ای در پاییز و زمستان شود.
      ۲- خانه تان را روشن کنید:
      اندوه تاریک زمستان باعث کاهش تولید سروتونین شما ، که انتقال دهنده عصبی تنظیم کننده خلق و خو است می شود.
      ذخیره سروتونین بدن تان را با استفاده از یک جعبه نور که دارای دیودهای LED آبی است، تازه کنید. این نورها مهیج تر است و نسبت به جعبه های نور سفید روشنایی زننده کمتری تولید می کنند. یکی دیگر از راه های ساده روشن کردن خانه، کشیدن پرده ها اول صبح است. با این کار نور دلپذیر خورشید را به خانه تان دعوت کنید و از اختلال عاطفی فصلی پیشگیری کنید.
      ۳- بیشتر حرکت کنید
      ما می ‌دانیم که این کار وسوسه ‌انگیز است، اما در برابر میل به خواب زمستانی تا بهار مقاومت می‌ کنیم. راه رفتن به طور طبیعی شما را در معرض نور طبیعی خورشید قرار می ‌دهد که می تواند به دفع افسردگی در زمستان کمک کند. خیلی سرد است که بیرون از خانه تمرین کنید؟ این تمرینات ورزشی را در خانه انجام دهید.
      ۴- محصولات غذایی مقوی و مفید مصرف کنید.

      راز خوشبختی ممکن است در انتهای چنگال شما باشد. افرادی که از اختلال عاطفی فصلی رنج می برند و یا افسرده هستند، دوست دارند که غذاهای چرب و پر از کربوهیدرات را مصرف کنند، اما زیاد خوردن این غذاها دارای عواقب ناسالم است. در عوض، سعی کنید از غذاهایی مانند سالمون، سبزیجات و دانه‌ های کامل استفاده کنید و به افسردگی فصلی پایان دهید.
      ۵- استفاده از بابونه را فراموش نکنید

      اگر احساس شما نیاز به آرامش دارید، یک چای بابونه را در نظر بگیرید. مطالعه ۲۰۱۶ از Phytomedicine نشان می ‌دهد که عصاره بابونه می‌ تواند به کاهش علائم اختلال اضطراب کلی کمک کند.
      ۶- ورزش جدیدی را امتحان کنید
      در زمستان با یک سرگرمی فصلی مانند اسکیت روی یخ، اسکی و یا ورزش همگانی هیجان ‌زده شوید. الیزابت رم لمباردو روانشناس ، دکترا و نویسنده کتاب “یک فرد شاد: تجویز نهایی شما برای شادی” می گوید: داشتن چیزی جالب برای حرکت به آینده، به بالا بردن روحیه شما در طول آب و هوای سرد زمستان کمک خواهد کرد.
      ۷- کارهای داوطلبانه مفید انجام دهید

      لومباردو پیشنهاد می کند که فرصت های داوطلبانه ای پیدا کنید که در آن می توانید تفاوت ایجاد کنید. جمع آوری کت برای بی خانمان ها، بردن یک اسباب بازی برای کودکان نیازمند، و یا صرف زمان داوطلبانه در پناهگاه حیوانات می تواند مفید باشد. او می گوید کارهای بشردوستانه یک بهبود روحی خوب است.
      ۸- محیط اطراف خود را کنترل کنید
      شما ممکن است قادر به کنترل هوای اطراف خود نباشید، اما می‌ توانید محیط خود را کنترل کنید. تغییرات ساده مثل نقاشی کردن دیوارهایتان با یک رنگ روشن ‌تر، خریدن لوازم التحریر رنگارنگ، آویزان کردن کارهای هنری الهام بخش، و تغییر پس ‌زمینه کامپیوترتان به یک منظره ساحلی می ‌تواند در تغییر روحیه شما بسیار تاثیر گذار باشد.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      پا و مچ پای شما از 26 استخوان، 33 مفصل و بیش از 100 تاندون تشکیل شده است.پاشنه پای شما بزرگترین استخوان این قسمت است.
      اگر از پاشنه پای خود بیش از حد استفاده کنید یا آسیب ببینید، ممکن است درد پاشنه پا را حس کنید. این درد ممکن است خفیف باشد و گاهی ناتوان کننده می شود. اگر درمان‌های ساده خانگی درد را تسکین ندهد، لازم است برای تشخیص علت به پزشک مراجعه کنید.
       رایج ترین علل درد پاشنه پا
       فاستئیت پلانتار Plantar fasciitis : فاستئیت پلانتار زمانی رخ می دهد که فشار زیادی به پا وارد شده و به رباط کف پا یا رباط فاشیای پلانتار* plantar fascia آسیب رسانده و باعث درد و سفتی در این قسمت می شود.
      پیچ خوردگی ها و فشارها: پیچ خوردگی ها آسیب هایی هستند که اغلب در نتیجه فعالیت های جسمی به بدن وارد می شوند. این آسیب ها رایج هستند و از خفیف تا شدید وجود دارند.
      شکستگی: شکستگی استخوان این قسمت نیز باعث بروز درد می شود. این وضعیت یک شرایط اورژانسی محسوب می شود و نیاز به درمان فوری دارد.
      التهاب تاندون آشیل Achilles tendonitis : التهاب تاندون آشیل زمانی رخ می دهد که تاندون آشیل، تاندونی که ساق پا را به پاشنه پا متصل می کند، دردناک یا ملتهب شود، علت آن استفاده زیاد یا صدمه است.
      بورسیت Bursitis : التهاب بورس هاست. بورس ها Bursae کیسه های پر شده از مایع هستند که در اطراف مفاصل یافت می شوند. این کیسه ها منطقه ای که تاندون ها، پوست و بافت عضلات به استخوان ها می رسند را احاطه کرده اند. (بورس ها از اصطکاک بین استخوان ها و سایر بافت ها جلوگیری می کنند).
      اسپوندیلیت آنکیلوزان یا آنکیلوزانیا Ankylosing spondylitis : این نوع آرتریت در درجه اول ستون فقرات را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث التهاب شدید مهره ها می شود که ممکن است منجر به درد مزمن و ناتوانی فرد شود.
      استئوکندروز Osteochondroses : این اختلالات به طور مستقیم بر روی رشد استخوان ها در کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد.
      آرتریت واکنشی Reactive arthritis : یک عفونت در بدن می تواند عامل شروع این نوع آرتریت باشد. (به دنبال یک عفونت در یک قسمت از بدن در مفصلی دور از آن التهاب ایجاد می شود).
      رباط فاشیای پلانتار plantar fascia : فاشیای پلانتار یک بافت ضخیم در کف پاست که استخوان پاشنه پا را به انگشت های پا متصل می کند و قوس پا را ایجاد می کند. زمانی که این بافت ملتهب می شود نام مشکل فاستئیت پلانتارنامیده می شود.
       چه زمانی برای درد پاشنه پا به پزشک مراجعه کنیم؟
      اگر دچار درد پاشنه پا هستید، ابتدا می توانید از روش های درمان خانگی استفاده کنید، از جمله استراحت برای بهبود علائم. اگر درد پاشنه پا طی دو یا سه هفته بهبود پیدا نکرد، حتما به پزشک مراجعه کنید.
      در صورت بروز هر یک از موارد زیر بلافاصله به پزشک مراجعه کنید:
      درد پاشنه پا شدید است. درد ناگهانی شروع می شود در پاشنه پای خود قرمزی مشاهده می کنید در پاشنه پای خود التهاب مشاهده می کنید به خاطر درد پاشنه پا نمی توانید راه بروید  روش هایی که برای درمان درد پاشنه پا در خانه استفاده می کنید عبارتند از:
      استراحت تا حد ممکن استفاده از یخ روی پاشنه پا دو بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقیقه استفاده از داروهای ضد درد بدون نسخه پوشیدن کفش های مناسب پوشیدن آتل شبانه، یک وسیله خاص که در هنگام خواب پا را می کشد استفاده از پاشنه کف کفش برای کاهش درد اگر این روش های خانگی موثر نبودند، لازم است به پزشک مراجعه کنید. پزشک با معاینه جسمی و پرسیدن سوالاتی در مورد زمان شروع علائم کار درمان را شروع می کند. ممکن است پزشک از شما بخواهد تصویری با اشعه ایکس از پای خود بگیرید تا علت درد مشخص شود. زمانی که علت دقیق مشخص شود، درمان مناسب برای درد انتخاب خواهد شد.
      در بسیاری موارد پزشک فیزیوتراپی را توصیه می کند. فیزیوتراپی به تقویت عضلات و تاندون های پا کمک کرده و از بروز آسیب های بیشتر جلوگیری می کند. اگر درد پاشنه پا شدید است، احتمالا داروی ضد التهاب برایتان تجویز شود.
      پزشک از شما می خواهد از پای خود محافظت کنید – یا با بستن پا و یا با استفاده از پوشیدن دستگاه های خاص محافظتی.
      در موارد معدود نیز جراحی انجام می شود تا مشکل حل شود، اما جراحی پاشنه پا به دوره ریکاوری طولانی مدت نیاز دارد و همیشه درد پاشنه پا را درمان نمی کند.
      پیامدهای درد پاشنه پا چیست؟
      درد پاشنه پا ممکن است ناتوان کننده باشد و روی حرکات روزانه تان تاثیر بگذارد. این درد ممکن است طریقه راه رفتن شما را نیز تغییر دهد. در این شرایط ممکن است تعادل خود را از دست داده و زمین بخورید و احتمال آسیب دیدن های بیشتر وجود دارد.
       پیشگیری از درد پاشنه پا
      پیشگیری از هر نوع درد پاشنه پا ممکن نیست، با این حال گام های ساده ای وجود دارد که می توان با استفاده از آنها از آسیب دیدن پاشنه پا و بروز درد پاشنه پا جلوگیری کرد:
      کفش هایی بپوشید که مناسب پاهای شما هستند و از پاهایتان محافطت می کنند برای ورزش کفش ورزشی بپوشید قبل از ورزش کردن حرکات کششی انجام دهید سرعت خود را در هنگام انجام فعالیت های بدنی کنترل کنید یک رژیم غذایی سالم انتخاب کنید زمانی که خسته هستید یا احساس درد می کنید، استراحت کنید وزن مناسب داشته باشید منبع: تبیان
    • توسط sajjad
      مهمان این برنامه کتاب باز سردبیر فصل نامه فرم و نقد بود.
      سینما و ادبیات چه نسبتی باهم دارند؟
      س: یادتونه اولین بار ما همدیگرو کجا دیدیم ؟
      توی کتابخونه کانون فرهگی پرورش فکری کودک و نوجوان ۲۰ سال پیش هر روز شما میرفتین پشت یه میز منم پشت یه میز دیگه ..
      ص: فصل نامه فرم نقد دربارش بگید
      ف: مجله ای است که ۱۰۰ صفحه سینما داره ۱۰۰ صفحه هم ادبیات تماما هم نقده و نسیه توش نیست.
      ص: چرا ادبیات؟ چرا داستان؟ چرا نقد ؟
      ف: من فکر میکنم که ادبیات به مراتب از سینما مهمتره چون ادبیات تونش و ربطش به انساسن خیلی بیشتر از سینماست، ادبیات بیشتر ادم میسازه تا سینما، ادبیات بیشتر مارو با خودمون اشنا میکنه و با جهان پیرامونمون ...
      ادبیات کاری میکنه که هیچ مدیوم دیگه ای نمیتونه بکنه تخیل رو شوکوفا میکنه، سینما نمیتونه موسیقی نمیتونه حتی هیچ مدیوم دیگه نمیتونه ...
      یعنی کسی که میاد پیش من و میگه من میخوام نقد بنویسم و بفهمم و چه خبره میگم برو رمان بخون ...
      پشت ادم اگر رمان باشه رمان های کلاسیک فرهنگی و ایرونی و ادبیات کلاسیک ایرون قطعا درست تر جلو میره تا اینکه این پشت خالی باشه ....
      نسل ما ادبیات با ما مانوس بود من یادمه توی دوره دبیرستان رمان هایی که بود ما چیزی جا نمیذاشتیم. شعر میخوندیم رمان میخوندیمن. شعر اخوان یادمه توی دوران دبیرستان که با دوستان میخوندیم شعر و رمان و رمان و رمان ....
      شاید اون پشتوانه اصلیه منه در این حیطه یعنی تخیل رو میفهمم فکر میکنم ادمی که داستایوسفکی نخونده چخوف نخونده پوشکین نخونده امیلی پست نخونده همینگوی نخونده فالکنر نخونده کمیتش خیلی میلنگه ....
      و ادم هایی که اینارو درست خوندن و منم بعد از دو دهه دوباره دارم ادبیات میخونم و جلسات نقد ادبی هم تا چند وقت پیش توی کافه داشتیم. به شدت دارم لذت میبرم و به شدت دارم چیزای جدید یاد میگیرم.
      بحث فرم و من ظاهرا ادم فرموله کننده ای توی ایرانم خیلی اش رو مدیون ادبیاتم یعنی خیلیشیو مدیونه اینم که یه کسی به یه لغت به یه مکث توی لغت تبدیل میکنه یه حس رو این چقدر فرمه !
      س: اینو توضیح میدین؟
      ف: اجازه بدید قبل از این که اینو توضیح بدم ی نکته عرض کنم ما معمولا گفتم رمان نمیخونیم نسل امروز رو عرض میکنم و پشتمون خالیه از تخیل یعنی بدونه رمان تخیلی درکار نیست به نظر من ...  یعنی تخیل تربیت شده ای در کار نیست ...
      ادم نمیتونه هم زندگی رو تجربه کنه و تجربه های این همه ادم رو اما رمان به ما این تجربه هارو منتقل میکنه و همه بخشیش رو بهمون منتقل میکنه اگه کنش خوندن یاد بگیریم، نه این که بخونیم بگیم چی بود ؟ نه مهم نیست چی بود ! مهم اینه چگونه بود !!!
      همه بحث فرم که تو سوال کردی هم همین بود چگونه بود ! این که قصه اینجا تموم شد یا فرم سریالمون یا فلان فیلم خیلی اهمیت نداره تازه چه هم توی دل چگونه هست. یعنی وقتی چگونه درست باشه چه اش از دل اون درمیاد.
      س: ولی شما همیشه طرفدار چگونه هستید اینو میدونم ولی اگه این دوتا باهم ترکیب بشه چی ؟ یعنی این که مهم که بگیم چی چگونه بود ...
      این به نظرم قدم اوله که بگیم چی چگونه بود ؟ یعنی داریم اصالت رو به چی میدیم اما وقتی بگیم چگونه بود ؟ این دمکراسی هم قائلیم برای همه آدم های که هرچی میخوان بگن اما بلد باشن بگن اما درست بگن تازه از اونجا که درست گفتن حالا دعوامون تازه شروع میشه !
      اما اونایی که خیلی ادعای ارزشی دارن خیلی ادعای روشن فکری دارن خیلی ادعای فلسفی دارن و چگونه ندارن ادعاشون رو هواست چی راجع بهش حرف میزنن !وقتی بلد نیستن حرف بزنن ...
      حالا اگه بحث قبلی رو بخوایم ادامه بدیم فرق ادم با دیگر موجودات که آفریده شدن چیه ؟ بعضی ها میگن کاره، بعضی ها میگن کلامه، من یه ذره اونورترم میگم قصه هست ... ادم با قصه تعریف میشه ادمی که قصه نداره ادم نیست! و ادمی که به قصه علاقه نداره ادم نیست! و مرگ براش بهتره ...
      یاد شهرزاد بیوفت، شهرزاد قصه تو قصه میبرد واقعه تو واقعه که مرگ پشت در بمونه مرگ میگفت یا قصه بگو یا بمیر و اون قصه میگفت ...
      یعنی قصه غیر از این که تخیل رو و ادم رو و قصه ادمیزاد رو عقب روندن مرگه ...
      قصه زندگیه مونادی زندگیه حالا میفهمی چرا میگم ادبیات مهمتر از سینماست و اگر سینماییم دوست دارم قطعا سینمای قصه گوست به زبون تصویر ولی واژه و کلام قلدر تر از تصویره یعنی چی ؟
      یعنی شما نمیتونی چیزایی که نوشته میشه خیلی چیزایی که نوشته میشه ترجمه کنی به تصویر شما نمیتونی هیچ بیت حافظ رو ترجمه کنی به تصویر ...   شما نمیتونی خیلی از حس های انسانی توی ادبیات کلاسیک رو تصویریش کنی، درنمیاد اصلا و تازه دارم فکر میکنم که هیچ مدیومی نمیتونه مدیوم دیگرو بپوشونه هر مدیومی مستقله، فرم خودش رو داره و پدیدار و معینه که ترجمه ناپذیره به همین دلیل باز بگم به نظرم ادبیات ادم میسازه تخیل رشد میده، چشم مارو باز تر میکنه، مارو لطف تر میکنه، مارو سخت تر میکنه، و آمادگی برامون به وجود میاره که با مرگ دست و پنجه نرم کنیم و مرگ رو عقب برونیم.
      س: اقای فراستی من سوال بعدیم هم درباره تیتر یک همین فصل نامه هست (فرم و نقد)  یه مطلبی از ویزینیو ولف چگونه باید کتاب خوند ؟
      ف: شاهکاریه یعنی تو نخوندی امشب بخونی زنگ میزنی به من میگی دمتون گرم بی نظیر مطلب!
      س: اقای فراستی چگونه باید دکتاب خواند؟
      خیلی این سخته! خیلی باید ادم خودشو تقویت کنه تا بتونه درست کتاب بخونه. به نظرم گزینش نباید کرد اول، کتاب ادبیات خوب که دستت میرسه بخون.
      اگه کتاب زنده باشه همچنان ...
      مثال میزنم این کتاب برای زنده یاد احمد محموده من اخیرا زمین سوختشو خوندم از اون کتاب هایی بود که از دستم در رفته بود که ذدزیازه  جنگه مرسی درباره سه ماه اول جنگه که از سطر اول تو هیچی نمیدونی روای شروع میکنه تو خیابون راه رفتن و حرفای مردم رو شنیدن و منتقل کردن حرف ها ...
      انگار که اون موقع است که شهریوره ۵۹ و تو توی اهوازی با این مردم جونوبی که داره تجواز عراق شروع میشه ..
      انقدر این کتاب تواناست توی فرم که تو دل میدی و میری جلو نمیذاره کات کنی یه نفس مجبوری بری آدم هارو میشناسی حرکت رو میفهمی محمود معتقده که کتاب رمان توصیف و حرکت در توصیف نیست خود حرکته!
      یعنی اگه میخواد بهت بگه که طرف گرمش بود و چطور ....
      اگر مشکل نگارشی داشت ببخشید و در زیر پست صحیحش رو بگید.
    • توسط sajjad
      خیلی زود به رخت خواب رفتن
      ممکن است دلتان بخواهد قبل از زمان معمول، به رخت خواب بروید اما این کار واقعا می تواند بی خوابی را بدتر کند. افراد مبتلا به بی خوابی، اغلب چرخه خواب نامنظمی دارند. پیوستن به حالت معمول خواب (داشتن برنامه منظم خواب و بیداری در یک ساعت مشخص)، ریتم شبانه روزی بدن و نشانه های زیستی (مانند آزادسازی ملاتونین) را تقویت و به شما در خوابیدن کمک می کند. به رخت خواب رفتن به طور غیر معمول و در اوایل شب، ممکن است شما را به یک خواب اضافی دعوت کند اما احتمالا زودتر از حد معمول، بیدار می شوید و روال طبیعی خواب خود را حتی بیش از حد معمول از دست خواهید داد. هدف تان این باشد که بیشتر از ۳۰ دقیقه، زمان خواب خود را تغییر ندهید.
      رفتن به رخت خواب قبل از خواب آلودگی کامل
      به تازگی بیماری داشتم که اغلب زمان خوابیدن نگران و مضطرب بود. او احساس اش را این گونه توصیف کرد: «سرحال و خسته!». او به هر حال به رخت خواب می رفت اما یک ساعت یا بیشتر طول می کشید تا بخوابد. به او توصیه کردم وقت خوابش را آن قدر به تاخیر بیندازد تا این که کاملا خواب آلوده و آماده خوابیدن شود. ذهن آشفته و عصبی، یکی از نشانه های بی خوابی است. یاد بگیرید تفاوت بین خستگی و خواب آلودگی را بشناسید و فقط زمانی که به چرت زدن افتادید، به رخت خواب بروید.
      غذا خوردن قبل از خوابیدن
      افراد مبتلا به بی خوابی، بیشتر اوقات آخر شب غذا می خورند. زمان خوردن آخرین وعده غذایی کامل خود را دو تا سه ساعت قبل از خواب قرار دهید و آخر شب و درست قبل از خواب یا در رخت خواب غذا نخورید. یک وعده غذای سبک، تا نود دقیقه یا یک ساعت قبل از رفتن به رخت خواب، مناسب و معقول است اما غذا خوردن درست قبل از خوابیدن می تواند شما را بیدار نگه دارد، به خصوص اگر بی خوابی داشته باشید.
      بررسی شبکه های اجتماعی در رخت خواب
      آیا قبل از خوابیدن، به بررسی رسانه های اجتماعی می پردازید؟ این رفتاری است که در سنین ۲۰ و ۳۰ سالگی به طور ثابت انجام می‌شود اما من بیمارانی در دهه های ۴۰ و ۵۰ و ۶۰ دارم که آن ها نیز این عادت و اختلال در خواب را دارند. نگه داشتن گوشی نزدیک صورت تان، شما را در معرض نور روشن قرار می‌دهد که دقیقا از عوامل اختلال در خواب است. مطالعه جدید دانشمندان دانشگاه پیتزبورگ نشان می دهد استفاده از رسانه های اجتماعی به مدت 30 دقیقه از زمان خواب باعث افزایش اختلالات خواب می شود. پرسه زدن در فیس بوک و لایک دوستان تان، ذهن شما را تحریک می کند و شما را هوشیار نگه می دارد، آن هم درست زمانی که نیاز دارید استفاده از آن ها را به حداقل یا صفر برسانید. استفاده و بررسی رسانه های اجتماعی را به حداقل یک ساعت قبل از خواب، محدود کنید.
      خیره شدن به ساعت
      گاهی اوقات بیمارانم به منظور پیدا کردن درمانی برای بی خوابی، خود به دنبال راه حل‌های پیچیده می روند. نگاه کردن به ساعت تله و دامی متداول برای افرادی است که با خوابیدن مبارزه می کنند و این درمان نمی تواند موثرباشد. اگر با خوابیدن مشکل دارید، ساعت خود را کنار بگذارید. نگاه کردن به ساعت، آن هم به طور مداوم، استرس مربوط به خواب را افزایش می دهد و تقریبا خوابیدن را غیر ممکن می کند.
      تلاش برای خوابیدن بیشتر از نیاز بدن
      توصیه استاندارد برای استراحت شبانه، هشت ساعت است اما این زمان برای همه صدق نمی‌کند. نیاز خواب افراد متفاوت است. برخی از افرادی که به طور منظم بی خوابی را تجربه می کنند، برای رسیدن به هشت ساعت خواب ساخته نشده اند یا حتی اصلا به این مقدار خواب نیاز ندارند. برای افرادی که با بی خوابی دست و پنجه نرم می کنند، شش یا شش ساعت و نیم ممکن است ساعت واقع گرایانه تری باشد. با تمرکز بیش از حد روی خواب هشت ساعته، ممکن است ناخواسته فشاری ایجاد کنید که این کار خوابیدن را سخت تر می کند.
      منبع: روزنامه خراسان
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×