رفتن به مطلب
sajjad

تله پاتی چیست؟ هر آنچه که لازم است راجع به تله‌پاتی بدانید

Recommended Posts

تله پاتی پدیده‌ای روانی است که در آن بین ذهن‌ها ارتباط برقرار می‌شود. چنین ارتباط روانی تلپاتیکی شامل افکار، ایده‌ها، احساسات، حس ها و حتی تصاویر ذهنی می‌شوند.  در جوامع قبیله‌ای مانند Aborigines استرالیا، تله پاتی به عنوان استعدادی انسانی پذیرفته شده در حالی که در جوامع پیشرفته باور مردم بر این است که تله پاتی توانایی خاصی است که مختص اصل تصوف و افرادی است که قدرت‌های ذهنی دارند. با این که از لحاظ علمی ثابت نشده، اما تله پاتی به طرز رو به رو رشدی در پژوهش‌های روان شناسانه مورد مطالعه قرار می‌گیرد. از تله پاتی همچنین به عنوان خواندن ذهن هم یاد می‌شود.

تاریخچه تله پاتی

Telepathy از عبارت یونانی، tele به معنای دور یا با فاصله و path به معنای وقوع یا احساس گرفته شده است؛ پس تله پاتی در واقع یعنی دریافت احساسات از فاصله. این عبارت در سال 1882 توسط محقق و روانشناس فرانسوی به نام Fredric W.H. Myers بنیانگذار انجمن تحقیقات و روانشناسی (SPR) استفاده شد. او براین باور بود که عبارت تله پاتی بهتر از اسامی‌ای که قبلا استفاده می شدند این پدیده را توصیف می‌کرد.

Telepathy

به تفسیر، تله پاتی برقراری ارتباط بین 2 ذهن، که با فاصله از هم جدا شده‌اند بدون استفاده از حواس 5 گانه است. گه گاهی همه ی ما تله پاتی را تجربه کرده‌ایم. شاید داشتید به یک نفر که ماه ها از او بی خبر بوده‌اید فکر می‌کردید که ناگهان آن شخص، به شما تلفن می‌کند. یا وقتی 2 نفر با هم هستند، ممکن است یک چیز را در یک لحظه با هم بگویند. این ها ارتباطات ذهن خود بخودی هستند و چنین مثال هایی معمولا بین افرادی که بهم نزدیک هستند اتفاق می‌افتد.

علاقه‌ی تحقیقاتی به تله پاتی از هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسی آغاز می‌شود. افرادی که هیپنوتیزم انجام می‌دادند متوجه شدند که این پدیده‌ای شایع میان افراد هیپنوتیزم شده است و درواقع آنها ذهن هیپنوتیزم کننده را می‌خوانند و دستورالعمل هایی که او به زبان نیاورده بود را انجام می‌دادند.

خیلی زود دیگر روانشناسان و روان پزشکان همچنین پدیده‌ای را میان بیماران‌شان مشاهده کردند. زیگموند فروید آنقدر این پدیده را دیده بود که برایش عادی شده بود و پسرش به آن اشاره کرده بود. لذا از آن به عنوان یک استعداد پسرفت کننده اولیه که در دوره تکامل کم شده است یاد می کند که همچنان می تواند تحت شرایطی خاص خودش را نشان دهد. روان پزشکی به نام Carl G.jung فکر می کرد که این مسئله مهم تر از این هاست و آنرا به عنوان تابعی از همگام سازی در نظر گرفته بود. روان شناس و فیلسوفی به نام William James هم آنقدر به موضوع تله پاتی اشتیاق داشت که دانشمندان بیشتری را تشویق به کاوش در این زمینه کرد.

پس از اینکه انجمن تحقیقات و ورانشناسی آمریکایی (ASPR) در سال 1885 و پس از SPR در سال 1884 افتتاح شد، تله پاتی اولین پدیده‌ی روانی بود که به لحاظ علمی مورد مطالعه قرار گرفت. اولین آزمایش ساده بود.

یک فرستنده در یک اتاق سعی می کرد که یک عدد 2 رقمی، یک طعم یا یک تصویر بصری را به یک گیرنده در اتاقی دیگر انتقال دهد. روان شناس فرانسوی به نام Charles Richet احتمال ریاضیاتی را برای آزمایشات در نظر گرفت و همچنین کشف کرد که تله پاتی سوای از هیپنوتیزم اتفاق می‌افتد.

تله پاتی

علاقه به تله پاتی پس از جنگ جهانی اول افزایش یافت چرا که کسانی که عزیزی را در جنگ از دست داده بودند به معنویت روی آوردند و سعی کردند با عزیزشان ارتباط برقرار کنند. پس از آن هم آزمایشات عظیمی در زمینه تله پاتی در آمریکا و انگلستان انجام شد.

یافته های تجربی

اکثرا تله پاتی در مواردی که یک خویشاوند یا یک دوست آسیب دیده یا کشته شده است به طور خود خودی اتفاق می‌افتد. آن فرد از خطری که شخص را تهدید می‌کند از راه دور آگاه است. چنین اطلاعاتی به شیوه های مختلفی مثل قطعات فکری به ذهن طرف می رسند؛ مثل اینکه یک چیزی درست در نمی آید، در رویاها، در توهمات، تصاویر ذهنی، صداهایی که می‌شنود، یا کلماتی که به ذهنش می‌رسند. اغلب چنین اطلاعاتی باعث می‌شوند فرد دریافت کننده کاری که می خواهد انجام دهد را تغییر دهد؛ مثلا برنامه سفرش یا زمان بندی روزانه اش را عوض کند یا به فردی که دلواپسش هست زنگ بزند. برخی حوادث هم حاوی تله پاتی آشکارا میان انسان ها و حیوانات هستند.

به نظر می‌رسد که تله پاتی با وضعیت عاطفی افراد در ارتباط است. این هم برای فرستنده و هم برای گیرنده صدق می کند. زنان عموما دریافت کنندگان هستند – طبق مطالعات موردی و یک دلیل احتمالی می‌تواند این باشد که زنان بیشتر با احساسات‌شان ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به درک شهودی خود تکیه می‌کنند تا مردان.

تله پاتی را می‌توان در حالت رویا دیدن، تحریک و القا کرد. و به نظر می‌رسد که به یک سری فاکتور بیولوژیکی مرتبط است. یک سری داروها بر تله پاتی اثر معکوس دارند، حال آنکه کافئین بر روی آن تأثیر مثبت دارد.

یک آزمایش تله پاتیک که در طی مأموریت آپولو 14 در سال 1971 انجام شد هم تأیید کرد که فاصله مانع محسوب نمی‌شود. این آزمایش نه توسط ناسا تأیید شد و نه تا مأموریت کامل شد، اعلام شد. فضانوردی به نام Edgar O.Mitchell این آزمایش را با 4 گیرنده روی زمین انجام داد، یعنی 150 هزار مایل فاصله. میشل روی توالی های 25 عدد تصادفی تمرکز کرد. او 200 توالی یا دنباله را کامل کرد. حدس زدن 40 مورد میانگین مورد انتظار آزمایش بود اما 2 نفر از دریافت کنندگان 51 مورد را صحیح گفتند و این خیلی از انتظارات میشل آن طرف تر بود اما خب خیلی هم چشمگیر نبود!

تئوری ها درباره تله پاتی

تئوری ها درباره تله پاتی

اگرچه درطی قرون تئوری‌های مختلفی برای توضیخ تله پاتی بیان شده اما هیچ کدام قطعیت و جامعیت مناسب را ندارند و تله پاتی هم همانند دیگرپدیده های روحی فراتر از زمان و مکان است. فیلسوف یونان باستان از تئوری های موج و سلولی برای توضیح آن استفاده می‌کند. در قرن 19 یک شیمیدان و فیزیکدان به نام William Crookes بر این باور بود که تله پاتی بر پایه امواج مغزی شبه رادیویی است. بعدتر در قرن 20 دانشمند شوروی به نام L.L.Vasilies نظریه ی الکترومغناطیس را عنوان کرد. روان شناس آمریکایی به نام Lawrence Leshan اظهار کرد که هر فرد واقعیت شخصیتی خودش را دارد و اصل تصوف و ذهن کارها از بقیه متفاوت‌اند که همین هم به آنها اجازه ی دسترسی به اطلاعاتی را می‌دهد که در اختیار دیگران نیست. در جمع بندی، تله پاتی هم مانند دیگر شکل های پدیده های روانی پیچیده بوده و تست کردن آن به روش سیستماتیک دشوار است. به اندازه ی کافی شواهد منطقی وجود دارند که بتوان وجود این پدیده را اثبات کرد، اما اندازه گیری آن با مشکل مواجه است. این پدیده به طور خیلی نزدیک پیوسته به حالات عاطفی هر دو فرد فرستنده و گیرنده مرتبط است به همین دلیل تکرار نتایج تجربی دراین زمینه کار دشواری است. عوامل نگرشی هم بر این پدیده اثرگذارند و بالاترین حد امید محققان این است که در آزمایشات شرکت کنندگانی حمایت گر و پذیرنده داشته باشند تا بتوانند نتایج مشابهی را در آزمایشات بگیرند.

 تکنیک ها و نحوه ی انجام تله پاتی

1- فرستنده و گیرنده

ما به 2 نفر احتیاج خواهیم داشت. یک نفر فرستنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار را انتقال دهد و دیگری گیرنده خواهد بود که سعی می‌کند افکار فرستاده شده را دریافت کند. قبل از آزمایش باید تعیین شود که چه کسی کدام نقش را برعهده دارد وگرنه ممکن است دست آخر هردو یا گیرنده شوند یا فرستنده. در این مقاله فرض می کنیم که شما فرستنده هستید.

2- اعتقاد

اول از همه، بسیار مهم است که هم فرستنده و هم گیرنده هر دو باور داشته باشند که تله پاتی ممکن است. حتی اگر 100 درصد هم باور ندارند اما باید ذهنی باز داشته باشند. در حقیقت بهترین حالت این است که نه تنها شرکت کنندگان باور داشته باشند، بلکه عمیقا تمایل داشته باشند که همچین چیزی اتفاق بیفتد. اگر شک داشته یا ذهن بسته داشته باشید، احتمالا نتایج خوبی عایدتان نخواهد شد.

 اعتقاد

3- آرامش فیزیکی

تله پاتی زمانی بسیار مؤثر است که هم گیرنده و هم فرستنده از لحاظ فیزیکی ریلکس باشند. درسلامتی بودن هم باعث می شود که بهتر بتوانید تمرکز کنید. سعی کنید وقتی حالتان خوب نیست این تمرین را انجام ندهید. با هر متدی که دوست دارید خودتان را ریلکس کنید. می توانید چند نفس عمیق هم بکشید.

4- آرامش روانی

ذهن‌تان را از افکار ناخواسته پاک کنید. ذهن‌تان را آرام کنید. بگذارید افکار بیایند و بروند اما به آنها وصل نشوید. روی هدف تان تمرکز کنید. از آنجایی که شما فرستنده هستید، تمرکزتان باید روی فرستادن افکار باشد و گیرنده هم باید روی دریافت تمرکز کند. حواستان باشد که هردو چیزی برای حواس پرتی اطرافتان نباشد. یک محیط آرام و راحت حداکثر نتایج را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

5- تجسم

قبل از شروع انتقال، مهم است که مراحل قبلی به خوبی دنبال شده باشند. آنها اساس موفقیت شما خواهند بود. با چشمانی بسته تصویری واضح از دریافت کننده را تصور کنید. تصور کنید که او قدری آن طرف تر از شماست. او را رنگی و درست تصور کنید. احساس کنید که او واقعا آنجاست. اگر بخواهید می توانید به عکس رنگی‌ای از او قبل از انجام آزمایش هم نگاه کنید. این به شما کمک می کند که به درستی او را تجسم کنید. حال تصور کنید که لوله ای نقره‌ای ذهن شما را به ذهن او متصل می کند. این لوله کانالی خواهد بود که ذهن‌تان از طریقش با ذهن او ارتباط برقرار می کند. تجسم کنید که لوله پر از انرژی است. باور داشته باشید که لوله خیلی مؤثر است و کار را به خوبی انجام می دهد. لطفا توجه داشته باشید که تجسم لوله یک قانون حتمی نیست؛ فقط یک کمک خیلی مؤثر است که به شما کمک می کند تمرکز کرده و یک جهت تعریف شده به افکارتان بدهید. به جای لوله می توانید تصور کنید که پشت تلفن با دوست تان حرف می زنید.

6- انتقال

حال تصور کنید که افکارتان از طریق لوله انتقال پیدا می‌کنند، ازذهن شما به ذهن او. اگر می‌خواهید یک تصویر ذهنی از سیب را انتقال دهید یک سیب قرمز و خوش رنگ و آبدار را تصور کنید که در طی لوله سفر می‌کند. تا جایی که می شود تصویر را زنده تصور کنید. با احساسات تان سیب را شارژ کنید. باور داشته باشید که تله پاتی واقعی است. تمایل داشته باشید که افکارتان به دوست‌تان برسد. احساسی که در حین موفقیت خواهید داشت را تصور کنید. این خیلی حیاتی است. احساسات بسیار قدرتمند بوده و نتایج عالی بدست می دهند. اغلب آزمایش های تله پاتی شکست می خورند چرا که شارژ احساسی نشده‌اند. حواستان باشد خودتان را تحت فشار قرار ندهید. آرام و ریلکس باشید.

7-چه زمانی توقف کنید

وقتی افکارتان را می‌فرستید لحظه‌ای پیش خواهد آمد که عمیقا حس کنید که آن فکر انتقال یافته است. این یک احساس غیر قابل شک است که نمی‌توان تلقین کرد. هر وقت چنین حسی گرفتید کارتان تمام شده. این ممکن است از چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد. اگر بعد از 15 دقیقه همچین حسی پیدانکردید می توانید آزمایش را رها کرده و مجددا دوباره امتحان کنید. بیش از آن ادامه ندهید چرا که ذهن‌تان خسته خواهد شد.

8- گیرنده

در طی آزمایش گیرنده باید ذهنش را خالی نگه دارد و سعی کند افکاری را که شما به سویش می فرستید دریافت کند. او نباید خیلی به خودش فشار بیاورد. اینکه خودش را خیلی مجور کند تا انچه شما فکر می کنید را دریابد تلاش های شما را از بین خواهد برد. وقتی ارام و ریلکس باشد ذهنش بهتر دریافت می کند. او چیزهای مختلفی را در ذهنش دریافت خواهد کرد و باید قلم و کاغذی برای نوشتن هر چیزی که به ذهنش می رسد داشته باشد. او احتمالا حس می کند که چیزها را از خودش در میاورد اما اشکالی ندارد. شیوه تله پاتی همین گونه است.

گیرنده

9- نتایج را مقایسه کنید

وقتی که آزمایشات را انجام می‌دهید نتایج را مقایسه کنید. تمام چیزهایی که گیرنده دریافت کرده چک کنید. آیا شامل فکری که شما انتقال می‌دادید هم می‌شود؟ هر چه بیشتر تمرین کنید نتایج هم دقیق تر می‌شوند.

10- آزمایش را تکرار کنید

باید آزمایش را تکرار کنید، یا بلافاصله یا بعدا. اگر به کمی موفقیت رسیده باشید اعتمادبنفس‌تان بالا رفته و احتمالا می‌خواهید که بلافاصله آزمایش را تکرار کنید، اما اگر موفقیتی حاصل نشده بود دلسرد نشده و بعداً امتحان کنید. باید به طور منظم تمرین کنید چرا که تداوم شما را به موفقیت رسانده و بهتر می کند.

شما هم چنین باید گیرنده و فرستنده بودن بین خودتان را جابه جا کنید. این به شما می گوید که در کدام نقش بهتر هستید؛ فرستنده یا گیرنده.

نکات کلی

کوتاه باشد.

آزمایشات را کوتاه نگه دارید. 15 دقیقه باید کافی باشد. این کار از خستگی جلوگیری می کند. وقتی خیلی پر انرژی هستید قدرت تله پاتی شما در بیشترین حالت است.

صبور باشید

یکی از بهترین فاکتورها در این قضیه صبر است. اگر آن ابتدا خیلی موفق نبودید ناامید نشوید. هر آزمایش ذهنی‌ای از جمله تله پاتی قبل از نتیجه گرفتن به کمی تمرین احتیاج دارد. وقتی چند روز امتحان کردید شاهد موفقیت خود خواهید بود.

از شک وتردید ها آگاه باشید

هدف شک وتردید ها در زندگی یک چیز است؛ منحرف کردن افرادی که باور دارند از مسیر اصلی. از افرادی که درونتان شک وتردید ایجاد می کنند دور باشید چرا که روحیه‌تان را تضعیف می کنند. نتایج به شما اثبات می‌کنند که تله پاتی جواب می‌دهد. این افراد به شما کمک نخواهند کرد. به اشتراک گذاشتن نتایج‌تان با آنها فقط نا امیدتان کرده و مانع دستاوردتان می‌شود. سعی کنید نتایچ تان را تنها باکسانی که مثل خودتان فکر می‌کنند، مثبت و انگیزه دهنده هستند به اشتراک بگذارید.

سخن پایانی

کاوش توانایی تله پاتیک یک تجربه جالب است و با اینکه سرگرم‌کننده و هیجان انگیز است اما توسعه یک پایه قوی به زمان و صبر احتیاج دارد. هرگز در ابتدا انتظار موفقیت بیش از حد نداشته باشید. اماخبرخوب این است که تله پاتی را می توان به آسانی یاد گرفت و استفاده کرد. با تمرین منظم شما به متخصص تله پاتی تبدیل خواهد شد! وهمیشه در فرستادن و دریافت پیام ها با وضوح ودقت فوق العاده صحیح، و موفق عمل خواهید نمود.

منبع: دیجی رو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
SaMo مهمان

سلام ممنون از اطلاعاتی که قرار دادید. 

میشه لطفا چند نفر که توانایی این کار رو دارند معرفی کنید. 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
فرهاد فدایی مهمان

من خودم یکی از این افراد هستم که هیچ نوع اموزشی هم در این مورد ندیده ام ولی به طرز باور نکردنی در این کار تواناهایی های زیادی دارم جیزی که در این مورد نادیده گرفته میشه باید هر دو طرف از قدرت تخیل بالایی برخودار باشند این طور هم نیست هر وقت که دلت خواست بتونی از این ارتباط ذهنی استفاد کنی این ضمیره ناخدا گاه که به ذهن ما دستور مده کی متونی ازش استفاده کنی شاید مراحل سطی به  نتایجی هم برسیم  من خودم به این نتجه رسیدم که کنترول ضمیره ناخداگاهم توسط واقعیت جهان هایی موازی  انجام می گیره

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      1. افرادی که قضاوت می‌کنند
      افراد قضاوتگر را این روزها همه جا می‌توان دید، آن‌ها همه چیز را نقد و قضاوت می‌کنند و همان نتیجه‌ای را می‌گیرند که خودشان ترجیح می‌دهند. اگر شما وقت زیادی را صرف کنید و چیزی را برای آن‌ها با جزئیات فراوان برایشان شرح دهید یک گوش آن‌ها در و گوش دیگر دروازه خواهد بود چون پیش از آن که سخنان شما حتی شروع شده باشد آن‌ها به نتیجه و قضاوت نهایی رسیده‌اند. آن‌ها در گوش دادن و ارتباط برقرار کردن بسیار ضعیف هستند بنابراین دوستی و همکاری و مشورت با چنین افرادی به معنای واقعی کلمه، اتلاف وقت است.
      2. افرادی که حسادت می‌کنند
      اگر به فعالیت‌های مهمی مثل کارآفرینی مشغول هستید در طول فعالیت خود با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو خواهید شد. همه در چنین شرایطی به افرادی نیاز دارند که از آن‌ها حمایت کنند به خصوص در شرایط سخت که روحیه دادن و افکار مثبت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما این افراد حمایتگر باید در روزهای اوج و موفقیت هم چشم دیدن خوشحالی‌های شما را داشته باشند! افراد حسود نمی‌توانند شادی و موفقیت شما را ببینند، آن‌ها دوست دارند اتفاقات خوب فقط برای خودشان بیفتد و نه کس دیگری، در نتیجه به نحوی برای خراب کردن موفقیت و حس خوب شما تلاش می‌کنند، پس پیش از آن که به هدف خود برسند این افراد مسموم را از اطراف خود دور کنید.
      3. افرادی که زورگو هستند
      افراد زورگو و کسانی که دوست دارند همه چیز را تحت کنترل داشته باشند هرگز به حرف‌های بقیه گوش نمی‌دهند. آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند چون تصور می‌کنند که همه چیز را می‌دانند و بهترین راه انجام هر کاری در دست خود آن‌ها است. چنین افرادی در روابط شخصی و دوستانه بسیار آزاردهنده هستند اما در محیط‌های کاری و حرفه‌ای به یک کابوس واقعی تبدیل می‌شوند. یک ساختار شغلی موفق، تنها در سایه همکاری و پیروی از دستورات امکان پذیر است و اگر افراد کنترل کننده و زورگو در گروه شما وجود داشته باشند به معنای دوتا شدن آشپز است، یعنی آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
      4. افرادی که مغرور هستند
      هرگز اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگیرید. افرادی که اعتماد به نفس دارند الهام بخش دیگران هستند اما افراد مغرور تنها آزاردهنده هستند و باعث ناراحتی دیگران می‌شوند. فردی که رفتار مغرورانه‌ای دارد تصور می‌کند که بهتر از دیگران است و هرگز خود را هم سطح با بقیه تصور نمی‌کند در نتیجه انتظارات بالایی هم دارد. چنین افرادی در روابط دوستانه بسیار خودخواهانه رفتار می‌کنند و قابل تحمل نیستند. همچنین در محیط‌های کاری نیز نمی‌توان حضور چنین افرادی را تحمل کرد چون محیطی ناخوشایند برای بقیه به وجود می‌آورند.
      5. افرادی که مظلوم نمایی می‌کنند
      چنین افرادی خود را قربانی می‌دانند و همیشه بهانه‌هایی برای توجیه اشتباهات و خطاهای خود دارند. این نوع از افراد مسموم را همه جا می‌توان دید چون از نظر تعداد نسبت به گروه‌های دیگر برتری دارند. چنین افرادی هرگز مسئولیت کارها و اشتباهات خود را نمی‌پذیرند و آن را بر گردن دیگران می‌اندازند. چنین افرادی هرگز دوستان خوب و مسئولیت پذیری نخواهند بود و حضور آن‌ها به خصوص در محیط‌های کاری بسیار آسیب‌زا است. بنابراین شما چاره‌ای جز حذف کردن آن‌ها ندارید اما با این کار از گلایه‌ها و بی‌مسئولیتی آن‌ها خلاص خواهید شد.
      6. افرادی که موج منفی می‌دهند
      افرادی که همیشه بدبین هستند باعث از بین رفتن موج مثبت در اطراف شما خواهند شد. آن‌ها با حرف‌های بد و پیش بینی‌های منفی باعث از بین رفتن امید بقیه می‌شوند و شما هرگز از چنین افرادی حرف‌های مثبت و تشویق کننده نخواهید شنید. این افراد مسموم هر ایده و فکر جدیدی را محکوم به شکست می‌دانند و به جای حمایت کردن از شما و تلاش‌های شما، فقط به شکست‌های احتمالی فکر می‌کنند. این افراد ممکن است از روی حسادت یا بدذاتی این کار را انجام دهند یا ساختار ذهنی منفی گرایی داشته باشند اما در هر صورت اگر به دنبال موفقیت و زندگی شاد و آرام هستید باید چنین افرادی را از اطراف خود دور کنید.
      7. افرادی که دروغ می گویند
      شما برای این که بتوانید فرد موفقی باشید باید خودتان را با افراد موفق احاطه کنید، افرادی که قابل اعتماد هستند و همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. واضح است که افراد دروغگو، هرگز قابل اعتماد نیستند و نمی‌توان روی آن‌ها حساب کرد چون شما نمی‌توانید از درستی حرف و قول وی مطمئن باشید. این دسته از افراد مسموم به تدریج باعث آسیب دیدن کار و روابط شما خواهند شد پس بهتر است هرچه زودتر آن‌ها را از اطراف خود دور کنید تا از شنیدن دروغ و حرف‌های بی‌اساس رها شوید.
      8. افرادی که غیبت می‌کنند
      بیشتر افراد غیبت می‌کنند و بدی‌های دیگران را برمی‌شمارند تا نقاط ضعف و کاستی‌های خود را مخفی کنند اما شما در غیبت‌هایی که می‌شنوید نمی‌توانید واقعیت را از حدس و گمان‌ها جدا کنید در نتیجه اطلاعاتی غلط و تحریف شده تولید می‌شود که می‌تواند به احساسات دیگران صدمه بزند و به دشمن شدن آن‌ها با شما منجر شود. بنابراین بودن در کنار افرادی که اهل غیبت کردن هستند و بدتر از همه، دوستی با این افراد می‌تواند به موقعیت کاری و اجتماعی شما به شدت صدمه بزند. این افراد مسموم مثل سرطان گسترش پیدا می‌کنند و محیطی بد و منفی در اطراف شما به وجود می‌آورند که در نهایت به ضرر شما تمام خواهد شد.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      امروزه، ما با روش‌های متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم پیام خود را به صورت رو در رو، از طریق مکالمه‌ی تلفنی، ایمیل، پیام‌کوتاه، تماس ویدئویی و غیره انتقال دهیم. همچنین می‌توانیم از طریق گزارش نویسی، برگزاری کارگاه، وبینار، تبلیغات و سخنرانی ارتباط برقرار کنیم.
      با این حال، برای اینکه بهترین نتیجه را از برقراری ارتباط به‌دست آوریم باید با دقت آن را برنامه ریزی کنیم. اگر خوب به آن فکر نکنیم و همه‌ی جوانب را در نظر نگیریم، ممکن است مخاطب خود را گیج کنیم و نتوانیم پیام را به‌خوبی انتقال بدهیم. این کار ممکن است به اعتبار ما لطمه بزند و تأثیرگذاری بر دیگران را کاهش دهد.
      در این مقاله، به چارچوب‌ استراتژی برقراری ارتباط نگاهی می‌اندازیم. ابزاری ساده که می‌توانید از آن برای تنظیم پیام، برداشتن موانعی که در برقراری ارتباط وجود دارند و به دست آوردن نتیجه‌ای که انتظار دارید استفاده کنید.
      درباره‌ی این ابزار
      مایکل و ساندرا روز (Michael and Sandra Rouse) چارچوب استراتژی برقراری ارتباط را ایجاد کردند و در سال ۲۰۰۲ در کتاب خود «Business Communications» آن را به چاپ رساندند.
      این چارچوب شما را در فرایند برنامه‌ریزی و تنظیم پیام راهنمایی می‌کند و به شما کمک می‌کند تا از موانعی که سد راه برقراری ارتباط هستند اجتناب کنید، تفاهم را افزایش دهید و پاسخ مورد انتظارتان را از مخاطبان بگیرید.
      چارچوب استراتژی برقراری ارتباط از چهار جزء تشکیل شده است که باید در هنگام برنامه‌ریزی و تنظیم پیام‌تان آنها را به‌دقت در نظر بگیرید:
      استراتژی برقراری ارتباط استراتژی مخاطب استراتژی کانال ارتباطی استراتژی پیام می‌توانید از این چارچوب برای برنامه‌ریزی انواع مختلف ارتباط مانند تماس تلفنی، گزارش‌ها، ایمیل‌ها و سخنرانی‌ها استفاده کنید.
      استفاده از چارچوب
      برای استفاده از چارچوب استراتژی برقراری ارتباط، به هرکدام از این موارد به‌دقت فکر کنید.
      ۱. استراتژی برقراری ارتباط
      در ابتدا، باید به خودتان به عنوان فردِ «برقرار کننده‌ی ارتباط» یا فرستنده‌ی پیام فکر کنید. این سؤالات را مد نظر بگیرید:
      چرا این پیام را منتقل می‌کنید؟ می‌خواهید به چه نتیجه‌ای دست پیدا کنید؟ اعتبار شما نزد مخاطبان چقدر است و چقدر شما را باور دارند؟ چرا در نظر گرفتن این موضوع در انتقال پیام اهمیت دارد؟ آیا مخاطبان به شما اعتماد دارند؟ اگر این طور نیست، چطور می‌توانید در پیام‌تان اعتمادسازی کنید؟ آیا شما و مخاطبان‌تان فرهنگ یکسانی دارید؟ (اگر این طور نیست به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطمینان حاصل کنید دیگران منظور شما را به آسانی درک کرده‌اند.) به‌دقت به اهداف برقراری ارتباط فکر کنید، زیرا این مرحله، رویکردی را که در مراحل دیگر باید اتخاذ کنید نیز تعیین می‌کند. جمله‌ای ساده بنویسید که هدف شما را از برقراری ارتباط به‌خوبی توضیح می‌‌دهد.
      ۲. استراتژی مخاطبان
      سپس، به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی در هنگام تنظیم پیام، خواسته‌ها، نیازها، تحصیلات و میزان مهارت‌های مخاطبان خود را در نظر می‌گیرید، می‌توانید پیام‌تان را به‌ گونه‌ای شکل دهید که با علائق، انتظارات و درک آنها سازگار باشد.
      این سؤالات را از خود بپرسید:
      مخاطب شما کیست؟ آیا زیرگروه‌هایی در مخاطبان هستند که نیازهای متفاوتی دارند؟ درباره‌ی این گروه‌ها یا افراد چقدر اطلاعات دارید؟ آنها درباره‌ی شما چقدر اطلاعات دارند؟ آنها درباره‌ی موضوع مورد نظر چقدر اطلاعات دارند؟ چطور می‌توانید انگیزه آنها را افزایش بدهید؟ در برخی موارد، شما مخاطب خود را خوب می‌شناسید. به عنوان مثال، وقتی ایمیلی برای همکار یا رئیس‌تان می‌نویسید. گاهی اوقات، ممکن است مخاطب خود را به خوبی نشناسید، مثل زمانی که برای گروه بزرگی از مشتریان بالقوه سخنرانی می‌کنید. مواردی که درباره‌ی این افراد یا گروه‌ها می‌دانید را یادداشت کنید و سپس به این فکر کنید که چطور می‌توانید اطلاعات خود را افزایش دهید.
      سپس، به گروه‌های مختلفی که در میان مخاطبان شما قرار دارند فکر کنید. با استفاده از مقاله‌ی ما در مورد بخش بندی بازار به این بیندیشید که چطور می‌توانید نیازهای مختلف آنها را رفع کنید. به این فکر کنید که مخاطبان‌تان از شما چه می‌خواهند و از این برقراری ارتباط چه سودی می‌برند.
      ۳. استراتژی پیام
      در اینجا، شما باید به سبک، لحن و ساختار پیام خود فکر کنید. این سؤالات را در نظر بگیرید:
      آیا هدف شما متقاعد کردن، مشورت یا اطلاعات دادن است؟ کدام سبک و لحن برای رساندن منظور شما مناسب‌تر هستند؟ آیا پیام شما باید رسمی یا غیررسمی یا ترکیبی از هر دو باشد؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات به‌خوبی به مخاطبان خود فکر کنید. وقتی به پیام خود فکر می‌کنید، باید به واکنشِ احتمالیِ مخاطب‌تان نیز فکر کنید. فکر می‌کنید مخاطب با حرف‌های شما موافقت خواهد کرد؟ آیا مخاطبان شما افراد پُرمشغله‌ای هستند؟ اگر این طور است، قبل از هر چیز پیام اصلی را با آنها در میان بگذارید و بعد توسط بحث‌ها و شواهد از آن پشتیبانی کنید.
      آیا احتمال می‌دهید مخاطبان با حرف‌های شما مخالفت کنند؟ آیا برای ارتباطی طولانی‌تر وقت دارند؟ اگر این طور است، بهتر است رویکردی غیرمستقیم‌تر در پیش بگیرید و یک‌راست سر اصل مطلب نروید بلکه ابتدا بحث‌های جانبی را مطرح کنید و سپس به موضوع اصلی بپردازید.
      همین‌طور که برای نحوه‌ی انتقال پیام برنامه‌ریزی می‌کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید مخاطبان‌تان را به گوش دادن به حرف‌هایتان یا خواندن پیام‌تان تشویق کنید و آن را به صورت شفاف به پایان برسانید و انگیزه‌ی لازم را به مخاطبان برای انجام اقدامات لازم بدهید.
      اگر می‌خواهید مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار بدهید، از تکنیک‌های اثرگذاری یوکل و تريسی برای انتخاب بهترین رویکرد استفاده کنید. همچنین برای تنظیم پیامی تأثیر‌گذار مطالعه‌ی سلسله‌مراتب انگیزشی مونرو مفید خواهد بود و در زمانی که می‌خواهید ارائه یا سخنرانی داشته باشید، از داستان‌گویی تجاری استفاده کنید تا بتوانید به مخاطبان خود انگیزه بدهید.
      ۴. استراتژی کانال ارتباطی
      در آخرین جزءِ چارچوب، تمرکز شما بر انتخاب مؤثرترین کانال ارتباطی برای انتقال پیام است.
      این سؤالات را در نظر بگیرید:
      کدام کانال برای پیام و مخاطبان شما مناسب‌تر است؟ آیا باید این پیام را ثبت کنید؟ اگر این‌طور است، ایمیل از تلفن بهتر است. آیا زمان و هزینه برای‌تان مهم هستند؟ آیا فرهنگ در این موقعیت نقش مهمی بازی می‌کند؟ به یاد داشته باشید که مردم در بعضی فرهنگ‌ها ارتباط رو در رو را ترجیح می‌دهند، در حالی که ممکن است دیگر فرهنگ‌ها ایمیل را ترجیح بدهند. فراموش نکنید که کانال ارتباطی‌ای که انتخاب می‌کنید به صورت مستقیم می‌تواند بر چگونگی درک مخاطبان از پیام شما تأثیر داشته باشد. اگر پیام شما پیچیده باشد و این احتمال وجود دارد که دیگران آن را اشتباه متوجه شوند، بهتر است کانالی برای برقراری ارتباط انتخاب کنید که به شما این اجازه را می‌دهد که متوجه شوید مخاطبان پیام شما را چگونه درک کرده‌اند تا اگر لازم شد بتوانید آن را تصحیح کنید.
      مقاله‌های ما در رابطه با نوشتن ایمیل های تأثیرگذار، انجام ارائه های خوب و برگزاری جلسات مؤثر استراتژی‌های خاصی به شما می‌آموزند که می‌توانید با پیروی از آنها بهترین استفاده را از کانال‌های ارتباطی خود ببرید.
      نکته:
      از ۷ عامل مهم در برقراری ارتباط استفاده کنید تا مطمئن شوید پیام‌تان شفاف، دقیق و بدون اشتباه است.
      منبع: چطور
    • توسط sajjad
      ۱. با خودتان مهربان باشید.
      منظور از این جمله دقیقاً همان جمله‌ی معروف است که می‌گوید برای خودتان نوشابه باز کنید. خیلی خوب است که با مهربانی و درک بالا به اشتباهات و شکست‌هایتان نگاه کنید – بدون انتقاد بی‌رحمانه و حالت دفاعی. تحقیقات نشان می‌دهد، آنهایی که با خودشان مهربان هستند افرادی شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، اضطراب کمتری دارند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. احتمالاً چندان تعجب نکردید. ولی یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست: این افراد موفق‌تر از دیگران هم هستند. اکثر ما باور داریم که برای اینکه بیشترین تلاشمان را بکنیم باید به خودمان سخت بگیریم ولی اینطور که پیداست این باور ۱۰۰٪ غلط است. کمی مهربانی کردن با خودتان وقتی اوضاع سخت و دشوار است میزان زیادی از استرستان را کم کرده و عملکردتان را بهتر می‌کند چون کمکتان می‌کند راحت‌تر از اشتباهاتتان درس بگیرید. پس یادتان باشد که انسان جایز‌الخطاست، و به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید.
      ۲. به «تصویر بزرگ» فکر کنید.
      به هر چیزی که می‌خواهید یا نیاز دارید می‌توانید از بیشتر از یک زاویه نگاه کنید. به‌عنوان مثال، «ورزش کردن» را در تصویر بزرگ‌تر می‌توانید با عباراتی مثل «سالم‌تر شدن» برای چراییِ آن  یا با عباراتی دقیق‌تر مثل «دو مایت در روز دویدن» برای نحوه‌ی آن توصیف کنید. در مواجهه با استرس و چالش فکر کردن به تصویر بزرگ‌تر انرژی‌بخش خواهد بود چون یک عمل خاص و معمولاً کوچک را به یک معنی و مفهوم بزرگ‌تر وصل می‌کنید. به چیزی که به خودیِ خود به نظر مهم و ارزشمند نمی‌آید زیر نوری کاملاً جدید نگاه می‌شود. بنابراین وقتی به آن یک ساعت بیشتری که بعد از اتمام ساعت کاری باوجودِ خستگی در محل‌کار می‌مانید، به جای «۶۰ دقیقه بیشتر جواب دادن به ایمیل‌ها» با «کمک به پیشرفت کاری‌ام» فکر کنید، آنوقت احتمال ماندن در محل‌کار و سخت کار کردنتان بیشتر خواهد شد.
      ۳. به روتین‌ها تکیه کنید.
      اگر از شما بپرسم که دلایل اصلی استرس در زندگی کاری‌تان را بگویید احتمالاً خواهید گفت چیزهایی مثل ضرب‌العجل‌ها، حجم کار زیاد، بوروکراسی یا رئیس مزخرفتان. احتمالاً نمی‌گویید «اینکه باید تصمیمات زیادی بگیرید» چون بیشتر آدم‌ها آگاه نیستند که همین می‌تواند یک منبع قوی و مهم از استرس در زندگی‌هایشان باشد. هربار که یک تصمیم می‌گیرید – چه درمورد استخدام یک نیروی جدید باشد، یا گذاشتن قراری با سوپروایزرتان یا انتخاب بین نان چاودار و گندم کامل برای سالاد تخم‌مرغتان – نوعی فشار ذهنی ایجاد می‌کنید که درواقع استرس‌زا است (به‌خاطر همین است که خرید کردن تا این اندازه خسته‌کننده است، مشکل راه رفتن زیاد نیست، مشکل تصمیم‌گیری است).
      راه‌حل این است که با استفاده از روال امور از تعداد تصمیماتی که باید بگیرید کم کنید. اگر لازم است کاری را هر روز انجام دهید، آن کار را هر روز سر همان ساعت انجام دهید. برای آماده‌سازی خودتان برای روز کاری صبح‌ها وقت بگذارید. روتین‌های روزانه تا حد زیادی از استرستان کم می‌کنند. درواقع پرزیدنت اوباما هم که مطمئناً چیزهای زیادی درمورد استرس می‌دانست در یکی از مصاحبه‌هایش به این استراتژی اشاره می‌کند:
      «باید مشکلات روزانه‌ای که بخش پرمعنایی از زندگیِ شما را می‌گیرد از زندگی‌تان حذف کنید. مثلاً می‌بینید من همیشه کت‌وشلوار طوسی یا سورمه‌ای می‌پوشم. تمام تلاشم کم کردن تصمیم‌گیری‌هاست. نمی‌خواهم مجبور باشم که درمورد چیزی که می‌خواهم بخورم با بپوشم هم تصمیم‌گیری کنم. چون تصمیمات زیاد دیگری هست که باید بگیرم. باید انرژی تصمیم‌گیری‌تان را متمرکز نگه دارید. باید برای خودتان روتین‌هایی طراحی کنید. نمی‌توانید تمام روزتان را برای مسائل جزئی و بی‌اهمیت تلف کنید.»
      ۴. پنج (یا ده) دقیقه برای کاری وقت بگذارید که از آن لذت می‌برید.
      اگر می‌توانستید چیزی به موتور ماشینتان اضافه کنید تا بعد از صد مایل راه رفتن با آن بنزین بیشتری نسبت به زمان شروع مسیر توی باکتان بماند، از این امکان استفاده نمی‌کردید؟ بااینکه چنین چیزی هنوز برای ماشینتان امکان‌پذیر نیست ولی برای خودتان می‌توانید کاری کنید که همین تأثیر را داشته باشد… یک کار جالب. مهم نیست چه کاری باشد، هر کاری که به آن علاقه داشته باشید و برایتان جالب باشد خوب است، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که علاقه نه‌تنها کمکتان می‌کند باوجود خستگی همچنان به راهتان ادامه دهید، بلکه انرژی‌تان را هم دوباره پُر می‌کند. و بعد آن انرژیِ تازه کمکتان می‌کند کار بعدی را انجام دهید.
      این دو نکته‌ی مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: اول اینکه، جالب بودن به معنی خوشایند، آرامش‌بخش یا مفرح بودن نیست. مثلاً چاشت ناهار ممکن است برایتان آرامش‌بخش باشد و اگر غذایتان هم خوب باشد برایتان خوشایند هم خواهد شد. ولی تازمانیکه این ناهار را در رستوران جدید مولکولی صرف نکنید برایتان جالب نخواهد بود. بنابراین انرژی‌تان را هم تجدید نخواهد کرد.
      دوم اینکه، جالب به معنی بدون‌دردسر هم نیست. همان تحقیقاتی که نشان داده بود علاقه می‌تواند انرژی را تجدید کند، نشان داده است که حتا وقتی آن فعالیت جالب سخت و پرزحمت بوده هم این کار را انجام داده است. بنابراین برای پُر کرده ذخیره‌ی انرژی‌تان نباید همیشه دنبال کار راحت و بی‌دردسر باشید.
      ۵. به برنامه‌ی کاری‌تان «کجا» و «کِی» را هم اضافه کنید.
      برنامه روزانه دارید؟ (اگر کارهای روزانه‌تان را در تقویمتان یادداشت می‌کنید پس پاسخ شما به این سوال مثبت است). ، آیا پیش می‌آید روزها و هفته‌ها را سپری می‌کنید بدون اینکه حتا یک مورد از آن کارها تیک بخورد؟ به نظرتان استرس‌زا است، نیست؟ چیزی که به آن نیاز دارید راهی است که کمک کند این کارها را با زمان‌بندی مشخص انجام دهید. چیزی که نیاز دارید یک برنامه‌ریزی «اگر اینطور است، پس…» است یا همان چیزی که روانشناسان به آن اهداف اجرایی می‌گویند.
      این نوع خاص از برنامه‌ریزی روشی بسیار قوی برای کمک به دستیابی به هر نوع هدفی است. نزدیک به ۲۰۰ تحقیق، روی هرچیزی از رژیم‌های غذایی و ورزش گرفته تا مدیریت زمانی و مذاکره، نشان داده‌اند که اگر از قبل تصمیم بگیرید که کجا و چه زمان کاری را انجام دهید، احتمال انجام گرفتن آن کار را دو یا سه برابر می‌کند (مثلاً تصمیم بگیرید که ساعت ۴ تمام تماس‌های آن روز را انجام دهید).
      بنابراین برای تمام کارهایی که در لیست کارهای روزانه‌تان یادداشت کرده‌اید، زمان و مکان دقیق هم یادداشت کنید. مثلاً به جای اینکه بنویسید «به سارا زنگ بزن» بنویسد «اگر سه‌شنبه بعد از ناهاراست، پس به سارا زنگ بزن». در چنین شرایطی ذهن ناخودآگاه شما شروع به ارزیابی محیط و گشتن به دنبال آن قسمت «اگر» برنامه‌تان می‌کند. این باعث می‌شود زمان مناسب را پیدا کرده و با سارا تماس بگیرید، حتا اگر سرتان شلوغ باشد و مشغول کارهای دیگر باشید. از این گذشته، واقعاً چه چیزی بیشتر از تیک خوردن کنار کارهای روزانه‌تان از استرستان کم خواهد کرد؟
      ۶. در گفتگوهایی که با خودتان دارید از «اگر اینطور شود، آنوقت…» استفاده کنید.
      یک راه دیگر برای مقابله با استرس استفاده از برنامه‌های «اگر اینطور شود، آنوقت…» درمورد خودِ استرس است نه عوامل آن. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که این برنامه‌ها به ما برا کنترل واکنش‌های احساسی‌مان در موقعیت‌هایی که احساس ترس، ناراحتی، خستگی، شک،  یا حتا تنفر می‌کنیم، کمک می‌کند. کافی است تصمیم بگیرید به جای احساس استرس چه نوع واکنش دیگری می‌خواهید داشته باشید، بعد برنامه‌ای بریزید که واکنش مطلوب شما را به موقعیت‌هایی که فشارخونتان را بالا می‌برد وصل می‌کند. به‌عنوان مثال، وقتی تعداد زیادی ایمیل در این‌باکسم دیدم آرام و ریلکس می‌مانم یا وقتی ضرب‌العجلی نزدیک می‌شود، کاملاً خونسرد خواهم بود.
      ۷. به کارتان از دیدِ پیشرفت نگاه کنید، نه کمال.
      همه‌ی ما با یکی از این دو ذهنیت به اهدافمان نگاه می‌کنیم: یکی ذهنیت «خوب هستم»، که تمرکز در آن بر اثبات این مسئله است که توانایی‌های زیادی داریم و می‌دانیم که چکار می‌کنیم و ذهنیت «بهتر می‌شوم» که در آن تمرکز بر رشد دادن توانایی‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید است. به آن می‌توانید به‌عنوان تفاوت بین نشان دادن اینکه باهوش هستید و تمایل به باهوش‌تر شدن نگاه کنید.
      وقتی ذهنیت «خوب هستم» را داشته باشید، انتظار دارید که بتوانید همه‌ی کارها را همان ابتدا به نحو احسن انجام دهید و مداوماً (معمولاً ناخودآگاه) خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید که ببینید چقدر بهتر از دیگران هستید. وقتی کارها خوب پیش نرود، خیلی سریع به خودتان شک می‌کنید و همین برایتان کلی استرس و اضطراب می‌آورد. و قسمت طعنه‌آمیز ماجرا این است که نگران بودن درمورد توانایی‌هایتان باعث می‌شود احتمال شکست خوردنتان بیشتر شود.
      از طرف دیگر ذهنیت «بهتر می‌شوم» به مقایسه خودتان با خودتان و دغدغه‌ی پیشرفت منجر می‌شود – اینکه امروز درمقایسه با دیروز، ماه پیش یا پارسال، چقدر کارتان خوب بوده؟ وقتی با دیدِ یادگیری و رشد به کارهایتان نگاه کنید و اشتباهاتی که ممکن است در طول مسیر داشته باشید را بپذیرید، استرس به‌مراتب کمتری را تجربه خواهید کرد و باوجود شکست‌هایی که ممکن است برایتان اتفاق بیفتد همچنان باانگیزه می‌مانید.
      ۸. به پیشرفت‌هایی فکر کنید که تا اینجای کار داشته‌اید.
      «از تمامِ چیزهایی که می‌تواند احساسات، انگیزه و ادراک را در طول یک روز کاری تقویت کند، مهم‌ترین چیز پیشرفت کردن در یک کار معنی‌دار است.» این چیزی است که ترزا آمابیل و استیون کرامِر از آن به‌عنوان اصل پیشرفت یاد می‌کنند. این اصل می‌گوید «موفقیت‌های کوچک» است که ما را به جلو حرکت می‌دهد، مخصوصاً در مواجهه با استرس‌ها.
      از نظر روانشناسی، این که به هدفمان رسیده‌ایم یا نه نیست که حال ما را تعیین می‌کند بلکه میزان از بین بردن شکاف است بین جایی که الان هستیم و  جایی که می‌خواهیم به آن برسیم. خیلی خوب است که لحظه‌ای وقت بگذارید و به کارهایی که تا امروز به انجام رسانده‌اید فکر کنید، بدون توجه به چالش‌هایی که همچنان پیش‌رویتان است.
      ۹. ببینید خوش‌بینی برایتان مفید است یا بدبینیِ دفاعی.
      برای خیلی از ما سخت است که وقتی ضرب‌العجلی درست جلوی چشممان است خوش‌بین باشیم. به نظر خیلی‌های دیگر ولی این‌کار سخت نیست، اشتباه است. و به نظر می‌آید که حق هم کاملاً با آنها باشد – خوش‌بینی به کارِ این افراد نمی‌آید.
      همین داشتن کلی پروژه و کار برای انجام دادن خودش به‌اندازه‌ی کافی استرس‌زا هست چه برسد به اینکه از استراتژی اشتباهی برای مقابله با این استرس‌ها استفاده کنیم، استراتژی‌ای که به سبک انگیزشی ما نمی‌خورد. ولی از کجا باید بفهمید سبک انگیزشی شما چیست؟ آیا «مثبت بودن» برای شما مناسب است؟
      بعضی‌ها کارشان را فرصتی برای موفقیت می‌بینند، چیزی که آنها دارند به قول روانشناسان تمرکز پیشرفت است. در زبان اقتصاد تمرکز پیشرفت یعنی به حداکثر رساندن سود و جلوگیری از هدر رفتن فرصت‌ها. برای بعضی دیگر، درست انجام دادن کار یعنی امنیت، یعنی از دست ندادن کارشان که آنقدر برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند. در این تمرکز پیشگیری تأکید بر اجتناب از خطر، انجام کامل مسئولیت‌ها و کارهایی است که به شما محول شده است. به زبان اقتصاد این یعنی به حداقل رساندن زیان و حفظ آنچه دارید.
      درک انگیزه‌ی پیشرفت و انگیزه‌ی پیشگیری به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا آدم‌ها برای رسیدن به یک هدف یکسان می‌توانند متفاوت عمل کنند. انگیزه‌ی پیشرفت حسی شبیه به اشتیاق دارد – تمایل شدید برای انجام کاری – و این اشتیاق با مثبت‌گرایی و خوش‌بینی تقویت شده و ماندگار می‌شود. برای داشتن یک عملکرد متمرکز بر پیشرفت باید باور داشته باشید که کارها خوب پیش خواهند رفت. از طرف دیگر، انگیزه‌ی پیشگیری حسی شبیه به احتیاط دارد – نیاز به در نظر گرفتن خطر – و نه تنها با خوش‌بینی بلکه با نوعی بدبینی دفاعی ماندگار می‌‌شود. به‌عبارت دیگر، ذهن‌های پیشگیرنده زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که به جاهایی که ممکن است اشتباه کنند و راه‌های جلوگیری از آن فکر کنند.
      در زندگی به دنبال طی کردن پله‌های ترقی هستید؟ درگیر انجام وظایف و کارهای روزمره‌اید؟ کسی هستید که دیگران رویتان حساب می‌کنند؟ اول نقطه‌ی تمرکزتان را پیدا کنید، بعد یا آن چشم‌انداز آفتابی را در آغوش بگیرید یا به استقبال شک‌گرایی‌ای بروید که استرس‌تان را کم می‌کند و کمک‌تان می‌کند بهترین عملکرد را داشته باشید.
      منیع: مردمان
      منبع مقاله : forbes.com
      نویسنده : Heidi Grant Halvorson
      مترجم : زینب آرمند
    • توسط sajjad
      ۱- یک پیاده روی آفتابی را امتحان کنید:

      قدم زدن در یک روز زمستانی آفتابی به کاهش علایم اختلال عاطفی فصلی کمک می کند. یکی دیگر از مزایای این کار دریافت ویتامین D است، در روزهای خاکستری زمستان بدن نیاز بیشتری به این ویتامین دارد. جالب است بدانید کمبود ویتامین D نیز به افسردگی مرتبط بوده و مطالعه سال ۲۰۱۸ از مجله درد نشان می‌ دهد که کمبود ویتامین D ممکن است باعث سردرد خوشه ‌ای در پاییز و زمستان شود.
      ۲- خانه تان را روشن کنید:
      اندوه تاریک زمستان باعث کاهش تولید سروتونین شما ، که انتقال دهنده عصبی تنظیم کننده خلق و خو است می شود.
      ذخیره سروتونین بدن تان را با استفاده از یک جعبه نور که دارای دیودهای LED آبی است، تازه کنید. این نورها مهیج تر است و نسبت به جعبه های نور سفید روشنایی زننده کمتری تولید می کنند. یکی دیگر از راه های ساده روشن کردن خانه، کشیدن پرده ها اول صبح است. با این کار نور دلپذیر خورشید را به خانه تان دعوت کنید و از اختلال عاطفی فصلی پیشگیری کنید.
      ۳- بیشتر حرکت کنید
      ما می ‌دانیم که این کار وسوسه ‌انگیز است، اما در برابر میل به خواب زمستانی تا بهار مقاومت می‌ کنیم. راه رفتن به طور طبیعی شما را در معرض نور طبیعی خورشید قرار می ‌دهد که می تواند به دفع افسردگی در زمستان کمک کند. خیلی سرد است که بیرون از خانه تمرین کنید؟ این تمرینات ورزشی را در خانه انجام دهید.
      ۴- محصولات غذایی مقوی و مفید مصرف کنید.

      راز خوشبختی ممکن است در انتهای چنگال شما باشد. افرادی که از اختلال عاطفی فصلی رنج می برند و یا افسرده هستند، دوست دارند که غذاهای چرب و پر از کربوهیدرات را مصرف کنند، اما زیاد خوردن این غذاها دارای عواقب ناسالم است. در عوض، سعی کنید از غذاهایی مانند سالمون، سبزیجات و دانه‌ های کامل استفاده کنید و به افسردگی فصلی پایان دهید.
      ۵- استفاده از بابونه را فراموش نکنید

      اگر احساس شما نیاز به آرامش دارید، یک چای بابونه را در نظر بگیرید. مطالعه ۲۰۱۶ از Phytomedicine نشان می ‌دهد که عصاره بابونه می‌ تواند به کاهش علائم اختلال اضطراب کلی کمک کند.
      ۶- ورزش جدیدی را امتحان کنید
      در زمستان با یک سرگرمی فصلی مانند اسکیت روی یخ، اسکی و یا ورزش همگانی هیجان ‌زده شوید. الیزابت رم لمباردو روانشناس ، دکترا و نویسنده کتاب “یک فرد شاد: تجویز نهایی شما برای شادی” می گوید: داشتن چیزی جالب برای حرکت به آینده، به بالا بردن روحیه شما در طول آب و هوای سرد زمستان کمک خواهد کرد.
      ۷- کارهای داوطلبانه مفید انجام دهید

      لومباردو پیشنهاد می کند که فرصت های داوطلبانه ای پیدا کنید که در آن می توانید تفاوت ایجاد کنید. جمع آوری کت برای بی خانمان ها، بردن یک اسباب بازی برای کودکان نیازمند، و یا صرف زمان داوطلبانه در پناهگاه حیوانات می تواند مفید باشد. او می گوید کارهای بشردوستانه یک بهبود روحی خوب است.
      ۸- محیط اطراف خود را کنترل کنید
      شما ممکن است قادر به کنترل هوای اطراف خود نباشید، اما می‌ توانید محیط خود را کنترل کنید. تغییرات ساده مثل نقاشی کردن دیوارهایتان با یک رنگ روشن ‌تر، خریدن لوازم التحریر رنگارنگ، آویزان کردن کارهای هنری الهام بخش، و تغییر پس ‌زمینه کامپیوترتان به یک منظره ساحلی می ‌تواند در تغییر روحیه شما بسیار تاثیر گذار باشد.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      مهمان این برنامه کتاب باز سردبیر فصل نامه فرم و نقد بود.
      سینما و ادبیات چه نسبتی باهم دارند؟
      س: یادتونه اولین بار ما همدیگرو کجا دیدیم ؟
      توی کتابخونه کانون فرهگی پرورش فکری کودک و نوجوان ۲۰ سال پیش هر روز شما میرفتین پشت یه میز منم پشت یه میز دیگه ..
      ص: فصل نامه فرم نقد دربارش بگید
      ف: مجله ای است که ۱۰۰ صفحه سینما داره ۱۰۰ صفحه هم ادبیات تماما هم نقده و نسیه توش نیست.
      ص: چرا ادبیات؟ چرا داستان؟ چرا نقد ؟
      ف: من فکر میکنم که ادبیات به مراتب از سینما مهمتره چون ادبیات تونش و ربطش به انساسن خیلی بیشتر از سینماست، ادبیات بیشتر ادم میسازه تا سینما، ادبیات بیشتر مارو با خودمون اشنا میکنه و با جهان پیرامونمون ...
      ادبیات کاری میکنه که هیچ مدیوم دیگه ای نمیتونه بکنه تخیل رو شوکوفا میکنه، سینما نمیتونه موسیقی نمیتونه حتی هیچ مدیوم دیگه نمیتونه ...
      یعنی کسی که میاد پیش من و میگه من میخوام نقد بنویسم و بفهمم و چه خبره میگم برو رمان بخون ...
      پشت ادم اگر رمان باشه رمان های کلاسیک فرهنگی و ایرونی و ادبیات کلاسیک ایرون قطعا درست تر جلو میره تا اینکه این پشت خالی باشه ....
      نسل ما ادبیات با ما مانوس بود من یادمه توی دوره دبیرستان رمان هایی که بود ما چیزی جا نمیذاشتیم. شعر میخوندیم رمان میخوندیمن. شعر اخوان یادمه توی دوران دبیرستان که با دوستان میخوندیم شعر و رمان و رمان و رمان ....
      شاید اون پشتوانه اصلیه منه در این حیطه یعنی تخیل رو میفهمم فکر میکنم ادمی که داستایوسفکی نخونده چخوف نخونده پوشکین نخونده امیلی پست نخونده همینگوی نخونده فالکنر نخونده کمیتش خیلی میلنگه ....
      و ادم هایی که اینارو درست خوندن و منم بعد از دو دهه دوباره دارم ادبیات میخونم و جلسات نقد ادبی هم تا چند وقت پیش توی کافه داشتیم. به شدت دارم لذت میبرم و به شدت دارم چیزای جدید یاد میگیرم.
      بحث فرم و من ظاهرا ادم فرموله کننده ای توی ایرانم خیلی اش رو مدیون ادبیاتم یعنی خیلیشیو مدیونه اینم که یه کسی به یه لغت به یه مکث توی لغت تبدیل میکنه یه حس رو این چقدر فرمه !
      س: اینو توضیح میدین؟
      ف: اجازه بدید قبل از این که اینو توضیح بدم ی نکته عرض کنم ما معمولا گفتم رمان نمیخونیم نسل امروز رو عرض میکنم و پشتمون خالیه از تخیل یعنی بدونه رمان تخیلی درکار نیست به نظر من ...  یعنی تخیل تربیت شده ای در کار نیست ...
      ادم نمیتونه هم زندگی رو تجربه کنه و تجربه های این همه ادم رو اما رمان به ما این تجربه هارو منتقل میکنه و همه بخشیش رو بهمون منتقل میکنه اگه کنش خوندن یاد بگیریم، نه این که بخونیم بگیم چی بود ؟ نه مهم نیست چی بود ! مهم اینه چگونه بود !!!
      همه بحث فرم که تو سوال کردی هم همین بود چگونه بود ! این که قصه اینجا تموم شد یا فرم سریالمون یا فلان فیلم خیلی اهمیت نداره تازه چه هم توی دل چگونه هست. یعنی وقتی چگونه درست باشه چه اش از دل اون درمیاد.
      س: ولی شما همیشه طرفدار چگونه هستید اینو میدونم ولی اگه این دوتا باهم ترکیب بشه چی ؟ یعنی این که مهم که بگیم چی چگونه بود ...
      این به نظرم قدم اوله که بگیم چی چگونه بود ؟ یعنی داریم اصالت رو به چی میدیم اما وقتی بگیم چگونه بود ؟ این دمکراسی هم قائلیم برای همه آدم های که هرچی میخوان بگن اما بلد باشن بگن اما درست بگن تازه از اونجا که درست گفتن حالا دعوامون تازه شروع میشه !
      اما اونایی که خیلی ادعای ارزشی دارن خیلی ادعای روشن فکری دارن خیلی ادعای فلسفی دارن و چگونه ندارن ادعاشون رو هواست چی راجع بهش حرف میزنن !وقتی بلد نیستن حرف بزنن ...
      حالا اگه بحث قبلی رو بخوایم ادامه بدیم فرق ادم با دیگر موجودات که آفریده شدن چیه ؟ بعضی ها میگن کاره، بعضی ها میگن کلامه، من یه ذره اونورترم میگم قصه هست ... ادم با قصه تعریف میشه ادمی که قصه نداره ادم نیست! و ادمی که به قصه علاقه نداره ادم نیست! و مرگ براش بهتره ...
      یاد شهرزاد بیوفت، شهرزاد قصه تو قصه میبرد واقعه تو واقعه که مرگ پشت در بمونه مرگ میگفت یا قصه بگو یا بمیر و اون قصه میگفت ...
      یعنی قصه غیر از این که تخیل رو و ادم رو و قصه ادمیزاد رو عقب روندن مرگه ...
      قصه زندگیه مونادی زندگیه حالا میفهمی چرا میگم ادبیات مهمتر از سینماست و اگر سینماییم دوست دارم قطعا سینمای قصه گوست به زبون تصویر ولی واژه و کلام قلدر تر از تصویره یعنی چی ؟
      یعنی شما نمیتونی چیزایی که نوشته میشه خیلی چیزایی که نوشته میشه ترجمه کنی به تصویر شما نمیتونی هیچ بیت حافظ رو ترجمه کنی به تصویر ...   شما نمیتونی خیلی از حس های انسانی توی ادبیات کلاسیک رو تصویریش کنی، درنمیاد اصلا و تازه دارم فکر میکنم که هیچ مدیومی نمیتونه مدیوم دیگرو بپوشونه هر مدیومی مستقله، فرم خودش رو داره و پدیدار و معینه که ترجمه ناپذیره به همین دلیل باز بگم به نظرم ادبیات ادم میسازه تخیل رشد میده، چشم مارو باز تر میکنه، مارو لطف تر میکنه، مارو سخت تر میکنه، و آمادگی برامون به وجود میاره که با مرگ دست و پنجه نرم کنیم و مرگ رو عقب برونیم.
      س: اقای فراستی من سوال بعدیم هم درباره تیتر یک همین فصل نامه هست (فرم و نقد)  یه مطلبی از ویزینیو ولف چگونه باید کتاب خوند ؟
      ف: شاهکاریه یعنی تو نخوندی امشب بخونی زنگ میزنی به من میگی دمتون گرم بی نظیر مطلب!
      س: اقای فراستی چگونه باید دکتاب خواند؟
      خیلی این سخته! خیلی باید ادم خودشو تقویت کنه تا بتونه درست کتاب بخونه. به نظرم گزینش نباید کرد اول، کتاب ادبیات خوب که دستت میرسه بخون.
      اگه کتاب زنده باشه همچنان ...
      مثال میزنم این کتاب برای زنده یاد احمد محموده من اخیرا زمین سوختشو خوندم از اون کتاب هایی بود که از دستم در رفته بود که ذدزیازه  جنگه مرسی درباره سه ماه اول جنگه که از سطر اول تو هیچی نمیدونی روای شروع میکنه تو خیابون راه رفتن و حرفای مردم رو شنیدن و منتقل کردن حرف ها ...
      انگار که اون موقع است که شهریوره ۵۹ و تو توی اهوازی با این مردم جونوبی که داره تجواز عراق شروع میشه ..
      انقدر این کتاب تواناست توی فرم که تو دل میدی و میری جلو نمیذاره کات کنی یه نفس مجبوری بری آدم هارو میشناسی حرکت رو میفهمی محمود معتقده که کتاب رمان توصیف و حرکت در توصیف نیست خود حرکته!
      یعنی اگه میخواد بهت بگه که طرف گرمش بود و چطور ....
      اگر مشکل نگارشی داشت ببخشید و در زیر پست صحیحش رو بگید.
    • توسط sajjad
      الف. مراقبت از صورت
      ۱. هر روز از پاک کننده صورت استفاده کنید
      حتما یک پاک کننده‌ی ملایم انتخاب کنید که روغن اضافی نداشته باشد. اگر پاک کننده شما سختی زیادی داشته باشد، ممکن است پوست‌تان را خشک کند و موجب تسریع روند پیر شدن شود. حتما از پاک کننده مناسب گروه سنی‌تان، نه نوجوانان، و رطوبت رسان و ملایم برای پوست‌تان استفاده کنید. شما می‌بایست پیش از استفاده از هرگونه آرایش از این پاک کننده استفاده کنید.
      اگر از پاک کننده صورت استفاده نمی‌کنید، پس بهتر است به استفاده از آن عادت کنید، به‌ویژه اگر سن‌تان بالا است. پاک کننده باعث از بین رفتن باقیمانده‌ی مواد شیمیایی محیط و هرگونه مواد آرایشی می‌شود که اگر برای مدت طولانی روی پوست بمانند باعث پیر شدن تان می‌شود. ۲. همیشه پس از پاک کردن صورت‌تان از مرطوب کننده استفاده کنید
      به همان اندازه که پاک کردن مواد مضر از روی پوست مهم است، رطوبت رسانی به پوست نیز برای تمیز و سالم نگه داشتن آن مهم است. مرطوب کننده‌ای بیابید که "ضد پیری" است و اثرات عمیق رطوبت رسانی داشته باشد. مردان نیز می‌توانند به اندازه زنان، از این محصولات بهره ببرند، حتی اگر به استفاده از مرطوب کننده‌ها عادت ندارند.
      ۳. از پوست در برابر خورشید محافظت کنید
      محافظت از پوست در برابر نور خورشید صرفا به زمانی که در ساحل هستید محدود نمی‌شود. اگر واقعا می‌خواهید ده سال جوان‌تر شوید، پس باید هر زمان که زیر نور آفتاب قرار می‌گیرید از ضد آفتاب استفاده کنید.شما می‌توانید از مرطوب کننده‌ی SPF دار استفاده کنید، تا از خشک شدن صورت‌تان جلوگیری کند و در برابر نور خورشید نیز از شما محافظت کند. آسیب‌های ناشی از نور خورشید یکی از چیزهایی است که موجب پیر شدن زودهنگام می‌شود، بنابراین اطمینان حاصل کنید که هر روز از ضد آفتاب حداقل SPF 15 استفاده کنید. در غیر این‌صورت، ممکن است با چین و چروک، لکه‌های قهوه‌ای، و تغییر رنگ و تیره‌تر شدن پوست‌تان مواجه شوید.
      از ضد آفتاب صرفا برای صورت‌تان استفاده نکنید. پشت دست‌ها، بازوها، قفسه سینه، یا هر بخشی از بدن‌تان که در معرض نور خورشید است نیز ضد آفتاب بزنید. این کار در برابر بروز لکه های ناشی از پیر شدن روی دست‌ها و قفسه سینه‌تان از شما محافظت می‌کند. ۴. پوست‌تان را لایه برداری کنید
      لایه برداری یکی دیگر از کارهایی است که اگر می‌خواهید جوان‌تر به نظر برسید بهتر است به انجام آن عادت کنید. این کار باعث نرم‌تر شدن پوست‌تان می‌شود و آن را روشن‌تر می‌کند، و حس سرزندگی به شما می‌دهد. باز هم تکرار می‌کنم، اطمینان حاصل کنید کرم مناسب پوست‌تان انتخاب می‌کنید که برای افرادی در سن شما مفید است، تا پوست‌تان را نرم کند. لایه برداری از پوست را به برنامه‌ی معمول روزانه‌تان تبدیل کنید.
      ۵. از موهای صورت‌تان به نفع خودتان استفاده کنید
      زنان و مردان باید برای این‌که ده سال جوان‌تر به نظر برسند کارهای ذیل را انجام دهند.
      زنان بهتر است ابروهای‌شان را زیبا و نازک نگه دارند. ممکن است فکر کنید ابروهای بسیار نازک شما را جذاب‌تر می‌کند، ولی در واقع باعث می‌شود پیرتر به‌نظر برسید. با بالا رفتن سن‌تان، ابروهای‌تان کمی باریک‌تر می‌شوند، به همین دلیل می‌توانید از مداد استفاده کنید و ابروهای‌تان را کمی کلفت‌تر کنید تا چهره‌تان جوان‌تر شود. ابروهای کلفت‌تر باعث جوان‌تر و پر انرژی‌تر شدن‌تان می‌شود. مردها صورت‌شان را اصلاح می‌کنند؛ موهای صورت ژولیده آن‌ها را پیرتر از سن واقعی‌شان نشان می‌دهد. پس از اصلاح موهای صورت‌تان یا مرتب کردن آن‌ها از میزان جوان‌تر به نظر رسیدن‌تان متعجب خواهید شد. ۶. از آرایش صحیح استفاده کنید
      ترفندهای بیشماری وجود دارد که می‌توانند به‌واسطه‌ی آرایش صحیح، به شما کمک کنند جوان‌تر به نظر برسید. بهترنی استفاده از آرایش نه تنها باعث پنهان شدن رنگ‌دانه‌های پوست‌تان می‌شود بلکه بهترین ویژگی‌های‌تان را نیز برجسته می‌کند، و چهره‌تان را به زندگی باز می‌گرداند. در ادامه شما را با چند ترفند آشنا می‌کنیم:
      از کانسیلرهای پودری استفاده کنید. کانسیلرهای مومی ممکن است در اطراف چین و چروک‌های‌تان بسته شوند و شما را پیرتر از سن واقعی‌تان نشان دهد. وقتی پای کانسیلرها در میان است، استفاده‌ی کمتر از کانسیلرها باعث جوان‌تر به نظر رسیدن‌تان می‌شود، اگر از کانسیلر زیادی استفاده کنید، به جای پوشاندن نقایص صورت‌تان بر چین و چروک‌های‌تان تمرکز خواهد کرد. مراقب استفاده از رنگ قرمز باشید. تنها یک خط در بالای استخوان گونه‌تان بکشید. قرار دادن این خط در گودی گونه باعث پیرتر شدن‌تان می‌شود، و باعث می‌شود صورت‌تان لاغرتر به نظر برسد. خط چشم مشکی‌تان را با قهوه‌ای جایگزین کنید. خط چشم مشکی روی صورت بسیار تند است و شما را پیرتر نشان می‌دهد، بنابراین از رنگ‌های ملایم‌تر قهوه‌ای برای چشمان‌تان استفاده کنید. مات کردن خط چشم ممکن است باعث شود ظاهر طبیعی‌تر و جوان‌تری پیدا کنید. بر مژه‌های‌تان تأکید کنید. از ریمل‌های ضخیم کننده استفاده کنید، مژه‌های‌تان را فر کنید، یا از مواد ضخیم کننده روی مژه‌های‌تان استفاده کنید تا جوان‌تر به نظر برسید. با بالا رفتن سن، مژه های‌تان نازک‌تر می‌شوند، و باید بر وارونه کردن این فرآیند کار کنید. از رژ لب ساده استفاده کنید. تنها یک رنگ ملایم می‌تواند این ترفند را به نتیجه برساند. اگر خط لب و رژ لب‌تان بیش از حد پررنگ باشد، به این معنی است که به سختی در تلاش هستید جوان‌تر به نظر برسید. با بالا رفتن سن، لب‌های شما به صورت طبیعی در حال باریک شدن هستند، پس می‌توانید آن‌ها را کمی ضخیم‌تر کنید، ولی اگر در این کار زیاده روی کنید، به نتیجه‌ی دلخواه‌تان نخواهید رسید. ب. مراقبت از بدن
      ۱. موهای سفیدتان را بپوشانید
      اگرچه بسیاری از مردم موی سفید را جذاب و به‌روز می‌دانند، ولی برخی افراد به دنبال راه‌هایی برای پوشاندن موهای سفیدشان هستند، این‌طور نیست؟ اگر قصد انجام این کار را دارید، پس از یک آرایشگر برای رنگ کردن موهای‌تان کمک بگیرید تا به ظاهر مطلوب‌تان دست پیدا کنید. شما خودتان نیز می‌توانید موهای‌تان را رنگ کنید،‌یا برای انجام این‌کار از دوست‌تان کمک بگیرید. از تغییر زیادی که در ظاهرتان ایجاد خواهد شد متعجب خواهید شد.
      بااین حال، باید به خاطر داشته باشید که رنگ کردن مو به معنای آسیب دیدن آن است، و با وجود این‌که با از بین بردن موهای سفیدتان به شما کمک می‌کند ظاهر جوان‌تری داشته باشید، ولی موهای آسیب دیده ممکن است این فعل را وارونه کند. تصمیم با شما است. زنانی که موهای‌شان را رنگ می‌کنند باید به خاطر داشته باشند که هایلایت کردن موها نیز می‌تواند ظاهر ملایم‌تری به موهای‌شان بدهد. ۲. از مدل موی به‌روزتری استفاده کنید
      شاید به این دلیل بالا رفتن سن‌تان را حس می‌کنید که مدل موهای‌هان قدیمی است و مدت‌ها است آن را تغییر نداده‌اید. زمان آن رسیده است که یک مدل مو جوان‌پسندانه، و به روزتر انتخاب کنید تا زیبایی صورت‌تان را به رخ دیگران بکشید. یک جستجوی آنلاین انجام دهید یا به مجلات نگاهی بیاندازید تا با مدل‌های جدید مو آشنا شوید. مجبور نیستید از شیک‌ترین مدلی که اصلا به شما نمی‌آید استفاده کنید، بلکه تنها ایجاد یک تغییر نیز می‌تواند بلافاصله شما را ده سال جوان‌تر کند. در ادامه شما را با نکاتی برای زنان و مردان آشنا می‌کنیم.
      زنان ممکن است به فکر کوتاه کردن چتری‌های‌شان بیافتند، چتری گذاشتن برای افرادی که پیشانی بلندی دارند مناسب‌تر است. چتری کوتاه کردن مو باعث جوان‌تر به نظر رسیدن می‌شود. موی لایه‌ای نیز می‌تواند یک زن را جوان‌تر نشان دهد، و به موها یاو حجم ببخشد. اگر از جمله زنانی هستید که موهای بسیار بلندی دارید، می‌توانید به فکر تکه تکه کوتاه کردن موهای‌تان باشید تا صورت‌تان را مانند یک قاب در بر بگیرد و روی شانه‌های‌تان بیفتد. مردان می‌بایست موهای‌شان را کمی بلند بگذارند، موی شلخته باعث پیرتر و خسته نشان داده شدن آن‌ها می‌شود. توازن صحیح را پیدا کنید. مردانی که رد حال کچل شدن هستند بهتر است به تراشیدن سرشان فکر کنند. این امر باعث می‌شود جوان‌تر به نظر برسند و جذاب‌تر می‌شوند. ۳. دندان‌های‌تان را سالم و سلامت نگه دارید
      دندان‌های سفید، صاف، و تمیز نقش بسیار مهمی در جوان نشان داده شدن‌تان دارد. از سوی دیگر، دندان‌های زرد، نامنظم، یا خراب باعث پیرتر نشان داده شدن‌تان می‌شود. اگر مشکل دهان و دندان دارید، باید به دندانپزشک مراجعه کنید. اگر مشکل جدی در این زمینه ندارید ولی توجه زیادی به این بخش نمی‌کنید، شاید زمان آن است که حداقل دو بار در روز مسواک بزنید و مرتب نخ دندان بکشید. شما می‌توانید از خمیردندان‌های سفیدکننده یا نوارهای سفیدکننده استفاده کنید، ولی حتما دقت کنید به روش صحیح از آن‌ها استفاده کنید.
      ۴. لباس مناسب بپوشید
      استفاده از لباس‌های مناسب که باعث لاغرتر نشان داده شدن و به روز بودن‌تان می‌شوند بسیار مهم است. تا زمانی‌که از لباس‌های نامناسب برای سن‌تان استفاده نکنید، می‌توانید از لباس‌هایی که به تن می‌کنید به نفع خودتان بهره بگیرید. لباس پوشیدن متناسب با سن و شکل بدن می‌تواند تفاوت محسوسی در سن ظاهری‌تان ایجاد کند. در ادامه مواردی ذکر می‌شود که در این مسیر به شما کمک می‌کند.
      بهتر است زنان به جای نشان دادن بدن‌شان از لباس‌های مناسب استفاده کنند. پوشیدن لباس‌های باز باعث می‌شود پیرتر به نظر برسید. هم زنان و هم مردان می‌توانند کمد لباس‌های‌شان را به‌روزرسانی کنند. اگر در چند سال یا چند دهه گذشته خرید نکرده‌اید، شاید زمان آن رسیده است با یکی از دوستان‌تان که به جریان‌های روز واقف است به فروشگاه‌ها سر بزنید. هرچند ممکن است بخواهید سبک لباس پوشیدن‌تان را حفظ کنید، ولی ظاهرتان را بهبود ببخشید. برای این که جوان‌تر به نظر برسید از پوشیدن لباس‌های خیلی تنگ اجتناب کنید، در عوض، از لباس‌های مناسب و جذاب استفاده کنید که ظاهرتان را بهبود می‌بخشند. رنگ روشن بپوشید. قهوه‌ای تیره، خاکستری و سیاه باعث می‌شوند پیرتر به نظر برسید. رنگ‌های روشن مانند آبی، قرمز، سبز، یا صورتی باعث می‌شوند ظاهری سرزنده‌تر و شاداب‌تر داشته باشید. اگرچه ممکن است رنگ‌های تیره‌تر شما را لاغر نشان دهند، ولی باید بدانید که در همان حین شما را پیرتر نیز نشان می‌دهد. برا یانی‌که ظاهر تیره‌ترتان را به‌کل از بین ببرید، لباس‌های تیره‌تان را با لباس‌های رنگ روشن‌تر یا زیورآلات رنگ روشن استفاده کنید. به‌عنوان مثال شلوار مشکی را می‌توانید با لباس‌های رنگ روشن بپوشید. زنان باید از زیورآلات مناسب استفاده کنند. ست گوشواره و گردنبند باعث پیرتر نشان داده شدن‌تان می‌شود. ۵. نوشیدن آب را فراموش نکنید
      شما می بایست حداقل ۱۰ لیوان آب ۲۲۵ میلی‌گرمی میل کنید تا پوست‌تان را تازه و بدن‌تان را سالم نگه دارید. با هر وعده غذایی و در طول روز یک یا دو لیوان آب بنوشید. نباید تنها وقتی آب بخورید که احساس تشنگی می کنید. اگر ورزش کرده‌اید، بیش از حد معمول آب بنوشید تا جبران آب از دست رفته‌تان شود. این کار باعث می‌شود نه تنها جوان‌تر به نظر برسید و این جوانی را در خودتان حس کنید، بلکه می‌تواند غبار جند سال را از چهره‌تان بشوید.
      ۶. هر روز ورزش کنید
      هر روز حداقل نیم ساعت ورزش کنید، خواه پیاده‌روی، کلاس یوگا، یا تند راه رفتن صبح. شاید احساس کنید آن‌قدر سرتان شلوغ است که وقت تمرین و ورزش کردن ندارید، یا بسیار بیمار هستید، ولی همیشه یک نوع ورزش وجود دارد که می‌تواند به هر کسی کمک کند. ورزش کردن به شما انرژی می‌دهد و باعث می‌شود حس جوان و پر انرژی بودن داشته باشید. اگر به یک برنامه‌ی ورزشی منظم پایبند باشید، باعث می‌شود به سرعت جوان‌تر به نظر برسید.
      البته، بهتر است با بهره گیری از وعده‌های غذایی سالم مواد مغذی لازم را به بدن‌تان برسانید. بهتر است افراد مسن‌تر یوگا را امتحان کنند. یوگا ورزشی است که به شما کمک می‌کند بدن‌تان را هماهنگ کنید و پر انرژی‌تر باشید. دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی، و پیلاتس نیز بسیار عالی هستند. اگر ورزش کردن باعث سخت شدن عضلات‌تان می‌شود، این اتفاق بخشی از فرآیند ورزش کردن است! ماساژ نیز می‌تواند، به ویژه پس از یک هفته‌ی پرمشغله همراه با کار سخت، در آرامش یافتن و جوان‌تر شدن به شما کمک کند. ۷. یک رژیم غذایی سالم را دنبال کنید
      سه وعده غذای سالم در روز، به همراه میان وعده‌های سالم و آب فراوان، می‌تواند به شما کمک کند تا جوان‌تر به نظر برسید و حس جوانی کنید. اگر از خوراکی‌های فرآوری شده استفاده می‌کنید یا غذاهای‌تان را چندین مرتبه گرم می‌کنید، پس محکوم هستید تا پیرتر از آن‌چه هستید دیده شوید. خوراکی‌های سرشار از ویتامین C مانند بروکلی و پرتقال، می‌توانند در جوان‌تر به نظر رسیدن و حس جوانی کردن به شما کمک کنند، خوراکی‌های سرشار از آنتی اکسیدان مانند انواع میوه‌های خانواده توت می‌توانند در تازه مانند پوست‌تان به شما کمک کنند. هویج و سیب زمینی شیرین نیز برای پوست فوق‌العاده است، و ماست کم چرب می‌تواند به داشتن دندان‌های محکم کمک کند.
      تقریبا هر نوع میوه یا سبزیجات یا خوراکی‌های طبیعی می‌توانند به جوان‌تر به نظر رسیدن‌تان کمک کنند. خوراکی‌های فرآوری شده و چرب را از گردونه‌ی غذایی‌تان خارج کنید، و جوان‌تر از قبل به نظر برسید. ج. حفظ عادت‌های سالم
      ۱. استرس‌تان را کاهش دهید
      قطعا شعار "نگران نباش و شاد باش" یک کلیشه به نظر می‌رسد، ولی اساسا به این معنی است که تلاش کنید یک زندگی عاری از استرس داشته باشید. هرچه در زندگی‌تان استرس کمتری داشته باشید، از لحاظ روانی با فرسودگی کمتری مواجه خواهید شد، که در نهایت به فرسودگی و استهلاک فیزیکی کمتر شما منجر خواهد شد. تا به حال دوستی را دیده‌اید که زمان سختی را سپری کرده باشد و در نهایت مانند شخصی شود که سال‌ها از عمر او گذشته است؟ تمام ما زمان‌های سختی را سپری کرده‌ایم ولی نحوه‌ی مدیریت ما در آن زمان‌ها است که تفاوت بین افراد را ایجاد می‌کند. همیشه تلاش کنید به اندازه کافی بخوابید و استراحت کنید. اگر زندگی سخت به نظر می‌رسد مراقبه را امتحان کنید و ذهن تان را باز کنید، اکثر مشکلات موقتی هستند.
      یوگا انجام دهید، یوگا یک راه عالی برای کاهش استرس، در لحظه زندگی کردن، و مراقبت از بدن‌تان است. متأسفانه، برخی چیزها با استرس و فرسوده کردن شما گره خورده‌اند. شما نمي‌توانید به‌طور کلی از استرس اجتناب کنید. ولی کار کردن بر گرایش‌های مثبت و یک طرح منطقی برای مقابله با استرس می‌توانند در مقابله با استرس کمک زیادی به شما کمک کنند. تا جایی که می‌توانید بخندید. اضافه کردن خنده به زندگی می‌تواند در کاهش استرس و جوان‌تر به نظر رسیدن به شما کمک کند. ۲. حالت بدن‌تان را خوب نگه دارید
      پشت‌تان را صاف نگه دارید و سرتان را بالا بگیرید، به این ترتیب نه تنها حس بهتری خواهید داشت و آماده‌ی پیشبرد روزتان هستید، بلکه در این فرآیند جوان‌تر نیز به نظر خواهید رسید. مرتبه بعد که دل‌تان خواست خمیده راه بروید یا قوز کنید، به این فکر کنید که چند سال پیرتر به نظر خواهید رسید. همه چیز به گرایش خودتان بستگی دارد، وقتی حالت بدن‌تان را به‌خوبی حفظ کنید، پرانرژی‌تر ظاهر خواهید شد و آماده‌ی شروع روزتان هستید، و با این کار جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر می‌رسید.
      این موضوع در مورد نشستن نیز صدق می‌کند. بهتر است ستون فقرات‌تان را در حالت نشسته و ایستاده، صاف نگه دارید. ۳. به اندازه کافی استراحت کنید
      اگرچه هر فردی به میزان زمان متفاوتی برای استراحت نیاز دارد، حداقل ۷-۸ ساعت خواب شبانه می‌تواند شروع خوبی برای استراحت کافی و در نتیجه هوشیارتر به نظر رسیدن باشد. قطعا دل‌تان نمي‌خواهد به‌خاطر بی خوابی صورت پف کرده یا پوست رنگ پریده‌ای داشته باشید. به‌خوبی استراحت نکردن می‌تواند به تمایل‌تان برای قوز کردن بیانجامد، و به این ترتیب عادت‌های سلامت‌تان را حفظ نخواهید کرد. هر چه سن‌تان بیشتر می‌شود، بدن‌تان نشانه‌های خستگی را ساده‌تر نشان می‌دهد، بنابراین باید اطمینان حاصل کنید میزان خواب‌تان همان میزانی است که بدن‌تان واقعا به آن نیاز دارد.
      درست است که هرچه سن‌تان بیشتر می‌شود، ممکن است به خواب کمتر یا بیشتری نیاز داشته باشید. به نشانه‌های بدن‌تان دقت کنید و آن‌ها را دنبال کنید. ۴. از استعمال دخانیات اجتناب کنید
      استعمال دخانیات نه تنها برای سلامت‌تان وحشتناک است، بلکه باعث می‌شود خیلی پیرتر از سن واقعی‌تان دیده شوید، و این اتفاق به سرعت می‌افتد. اگر سیگاری هستید، باید این عادت‌تان را ترک کنید تا از باریک‌تر شدن لب‌ها، خشک شدن شدید پوست و افزایش چین و چروک روی پوست‌تان جلوگیری کنید، و بنابراین درخشش را به موهای‌تان باز گردانید. استعمال دخانیات باعث تغییر رنگ دست‌ها و ناخن‌های‌تان نیز می‌شود، که باز هم باعث پیرتر نشان داده شدن‌تان می‌شود. وقتی این عادت را کنار بگذارید به سرعت ظاهر جوان‌تری پیدا خواهید کرد.
      ۵. از نوشیدنی‌های الکلی دوری کنید
      نوشیدن الکل باعث می‌شود پوست‌تان پف کند و خشک‌تر شود. اجتناب از نوشیدني‌های الکلی شما را ده سال جوان‌تر می‌کند.
      ۶. به سن‌تان ببالید
      وقتی می‌توانید برای کاهش سن ظاهری‌تان گام‌هایی بردارید، به جای این‌که تلاش کنید خودِ واقعی‌تان را مخفی نگه دارید، به عمری که از خدا گرفته‌اید ببالید. شما باید دستاوردهای بزرگی در زندگی‌تان داشته باشید، و احتمالا دوست ندارید دوباره مانند بیست ساله‌ها یا سی ساله‌ها به نظر برسید. اگر گرایشات جوانانه‌تان را حفظ کنید و به آن‌چه هستید و ظاهرتان، ببالید، آن‌گاه جوان‌تری از کسانی خواهید بود که درمانده به دنبال پوشاندن نشانه‌های بالا رفتن سن‌شان هستند.
      درباره‌ی خودتان و ظاهرتان حس مثبتی داشته باشید. این کار به شما کمک می‌کند جوان‌تر به نظر برسید و احساس جوانی کنید. منبع: wikihow
      ترجمه: پایگاه خبری فردا
    • توسط sajjad
      فوتبال فانتزی 14 بازیکن با مسابقات هفتگی و جوایز میلیونی هفتگی در خدمت علاقه مندان به ورزش پرطرفدار فوتبال است.
      تمام سلایق فوتبال دوستان در نظر گرفته شده و 5 لیگ معتبر دنیا (لیگ برتر انگلیس،لالیگا،بوندسلیگا،سری آ و لیگ 1 فرانسه ) و تیمهای پرسپولیس و استقلال را پوشش داده ایم.
      تمامی بخشهای فنی و دانش فوتبالی و فنی طراحی وب سایت کاملا اختصاصی و حاصل تلاش تیم 14 بازیکن میباشد.
      ورود به سایت
    • توسط sajjad
      سایت سعی شده کاربر پسند و استاندارد تهیه شود،در حال حاظر بیش از 100000صفحه داردو 400.000 کاربر دارد. بیشترین صفحات سایت مربوط به راهنما و اطلاعات گردشگری لست که تمامی اطلاعات توسط مترجمان اختصاصی و توسط کاربران تهیه شده است و اطلاعات بسیار کاربردی در آن یافت میشود. تورها به روز هستند و آژانس ها توسط کنترل پنل اختصاصی خود آنها را مدیریت می نمایند. بازدید بسیار بالای سایت به همراه تعداد کاربران زیاد از عوامل کلیدی سایت هستند.
      ورود به سایت
    • توسط sajjad
      همکلاسی (Hamkelasi.ir) شامل دو پلتفرم وب سایت و نرم افزار آندروید همکلاسی میباشد. فعالیت سایت همکلاسی در ارائه ملزومات آموزشی ( جزوه های کنکوری و امتحانی ، آرشیو سوالات کنکور به همراه حل تشریحی آن ها ، نمونه سوالات امتحانی به تفکیک سال تحصیلی ، آرشیو کامل کتاب های درسی ، مطالب مشاوره ای و اخبار تحصیلی و ...در دسته بندی دانش آموزان و داوطلبان کنکوری میباشد .
      ورود به سایت
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • جدید...