رفتن به مطلب

Recommended Posts

2211s1.jpg

روانشناسی رنگ ها، اثرات عاطفی و ذهنی رنگ ها روی انسان ها در تمامی جنبه های زندگی است. ناگفته نماند که در فرهنگ های مختلف تفسیر، معنی و درک رنگ ها متفاوت است.

 

استفاده از روانشناسی رنگ ها در زندگی روزانه 

آیا می دانستید محیطی که در آن زندگی می کنید روی احساسات و وضعیت ذهنی شما تاثیر می گذارد؟ آیا تا به حال توجه کرده اید که بعضی مکان ها شما را خشمگین می کنند اما بعضی مکان ها آرامش می دهند؟ یکی از عوامل ایجاد چنین تاثیراتی تاثیر رنگ های محیط است.

در هنر درمانی رنگ ها در ارتباط با احساس فرد هستند و روی وضعیت جسمی و ذهنی او تاثیر می گذارند. تحقیقات نشان داده است کسانی که به دنبال رنگ قرمز هستند در اثر این رنگ ضربان قلب افزایش پیدا می کند و منجر به افزایش آدرنالین در جریان خون می شود. در رابطه با اثرات روانی رنگ ها آن ها را به دو دسته تقسیم می کنیم: رنگ های گرم و رنگ های سرد. رنگ های گرم مثل قرمز، زرد و نارنجی باعث ایجاد احساساتی چون آسایش و خصومت و عصبانیت می شود. رنگ های سرد مثل سبز، آبی و بنفش احساس آرامش و به همان اندازه احساس غم و ناراحتی ایجاد می کند.

 

روانشناسی رنگ ها 

روانشناسی رنگ ها را می توان در زندگی روزانه به کار برد. به عنوان مثال اگر تصمیم گرفته اید که دیوارهای اتاق خانه را رنگ کنید به توضیحات زیر که درباره رنگ ها و تاثیرات روانی آن ها آمده است توجه کنید.

 

روانشناسی رنگ های سرد 

اگر می خواهید خلاقیت داشته باشید و به سیناپس های مغزی کمک کرده باشید از رنگ بنفش استفاده کنید. بنفش با ترکیب آبی و بنفش بین احساس آرامش و انگیزش که مشوق خلاقیت هستند تعادل ایجاد می کند. بنفش روشن در محیط آرامش ایجاد می کند و تنش را از بین می برد. استفاده از این رنگ در فضای خانه و دفتر کار عالی است.

اگر به دنبال یک محیط آرام هستید از رنگ های سبز یا آبی استفاده کنید. این رنگ های سرد آرام بخش هستند. از نظر علمی ثابت شده است که چشم ها مستقیما روی رنگ سبز با شبکیه متمرکز می شود و این باعث می شود به ماهیچه های چشم کمتر فشار بیاید.

از رنگ آبی در اتاق های پر رفت و آمد و اتاق هایی که ساعات زیادی را در آن می گذرانید استفاده کنید. رنگ آرام بخش آبی سرعت تنفس و فشار خون را کاهش می دهد. اتاق خواب بهترین مکان برای استفاده از این رنگ آرام بخش است.

 

روانشناسی رنگ های گرم 

اگر می خواهید فضایی پر شور و هیجان ایجاد کنید یا اشتهای میهمان ها را بالا ببرید از رنگ های زرد و نارنجی استفاده کنید. این رنگ ها با غذا در ارتباط هستند و باعث می شوند شکم تان به غرغر بیفتد. به همین دلیل رستوران ها بیشتر از این رنگ ها استفاده می کنند.

در استفاده از این رنگ ها باید بسیار مراقب باشید زیرا رنگ های زرد و نارنجی نور زیادی را منعکس می کنند و چشم را تحریک می کنند. در نتیجه منجر به ناراحتی چشم ها می شوند. اگر رژیم دارید و کالری غذاها را محاسبه می کنید شاید دلتان نخواهد که از این رنگ ها در آشپزخانه خود به کار ببرید.

 

روانشناسی رنگ در تبلیغ و بازاریابی 

روانشناسی رنگ ها در تبلیغ و بازاریابی تاثیر زیادی دارد. بیشتر کمپانی ها تحقیقات زیادی در این زمینه انجام می دهند تا از آن ها استفاده درستی در تبلیغات و بازاریابی استفاده کنند. آن ها از رنگ ها برای ایجاد حس گرسنگی، حس اعتماد، آرامش یا انرژی و خیلی چیزهای دیگر استفاده می کنند.

در فرهنگ های مختلف تفسیر، معنی و درک رنگ ها متفاوت است‎.

 

تاثیرات روانشناسی رنگ ها 

تمام رنگ های اصلی مفهوم و تاثیرات متفاوتی دارند که در این جا به چند نمونه از تاثیرات رنگ ها اشاره شده است.

 

سفید: 

پاکی

معصومیت

تمیزی

عزاداری (در بعضی از فرهنگ ها)

 

سیاه: 

اعتبار

نیرو

قدرت

هوش و ذکاوت

لاغری

مرگ و عزا (در بعضی فرهنگ ها)

 

خاکستری: 

بیطرف

بی انتها

اهل عمل

 

قرمز: 

عشق

مهربانی

گرما

آرامش

 انرژی

هیجان

قوت

زندگی

خون

 

نارنجی: 

شاد

پر انرژی

هیجان

اشتیاق

گرما

ثروت

کمال

تغییر

انگیزش

 

زرد:

شادی

خنده

گرما

خوش بینی

گرسنگی

قوت

ناامیدی

عصبانیت

جلب توجه

 

سبز: 

طبیعت

پیشرفت

پول

سلامت

حسادت

آرامش

توازن

آرامش

باروری

 

آبی: 

آرامش

سرما

دانش و معرفت

وفاداری

حقیقت

تمرکز

از بین برنده اشتها

 

بنفش: 

ثروت

کمال

معرفت

کامیابی

معنوی

احترام

معما

 

قهوه ای: 

قابل اعتماد

استوار

دوستی

ناراحتی

گرما

آرامش

امنیت

طبیعت

عزاداری (در بعضی فرهنگ ها)

 

صورتی:

عشق

مهربانی

آرامش

هیجان

 

منبع: بدونیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • مطالب مشابه

    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      با سلام،
      اینجانب 2 سال است که طلاق گرفته ام اما میترسم به ازدواج مجدد فکر یا اعتماد کنم.
      لطفا راهنمایی فرمایید.
      با تشکر
    • توسط sajjad
      گر مجبور به انتخاب بین مرگ و زندگی چند نفر شوید؛ چه می‌کنید؟ آیا حاضر به کشتن افرادی برای نجات زندگی دیگر انسان‌ها هستید؟ در این مطلب با یکی از چالش برانگیز ترین آزمایش‌های روانشناسی تاریخ آشنا شوید!

      تصور کنید در کنار ریل یک قطار ایستاده اید. در کمی دورتر پنج کارگر را مشاهده می‌کنید که در حال کار روی ریل قطار هستند و نمی‌توانند صدای آمدن قطار را بشنوند و حتی اگر قادر به تشخیص آمدن قطار شوند؛ نمی‌توانند در زمان مناسب از جلوی آن کنار روند. شما نیز قادر به هشدار دادن به آن‌ها نیستید.
      از آن جا که این فاجعه باعث مرگ آن پنج نفر می‌شود، شما اقدام به راهی برای نجاتشان می‌کنید و یک اهرم متصل به ریل، توجهتان را جلب می‌کند. اگر این اهرم را بکشید، مسیر حرکت قطار به ریل دوم تغییر می‌کند و شما از برخورد قطار به پنج کارگر جلوگیری خواهید کرد. اما در پایین ریل دوم، یک کارگر تنها ایستاده است که نمی‌داند همکاران خود در چه حالی هستند.
      بنابراین، آیا شما اهرم را می‌کشید تا جان یک نفر گرفته شود اما پنج نفر نجات پیدا کنند؟
      این مسئله که به عنوان تنگنا یا دوراهی تراموای برقی شناخته می‌شود، برای اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط جدیت جاروس تامسون در سال ۱۹۸۵ باز طراحی شد.
      این مسئله به ما اجازه می‌دهد تا به نتایج عمل خود فکر کنیم و در نظر بگیریم که آیا ارزش اخلاقی آن تنها با نتیجه آن تعیین می شود یا خیر. دو راهی تراموای برقی می‌تواند وسیله‌ای بسیار انعطاف پذیر برای کاوش شهود اخلاقی ما و دیگر سناریو‌ها مانند جنگ، شکنجه، سقط جنین و کشتن از سر ترحم باشد.

      حال این مسئله را به شکل دیگری در نظر بگیرید؛ نصور کنید که روی یک پل عابر پیاده بالای تراموا ایستاده‌اید. شما می‌توانید پنج کارگر را در فاصله‌ای دورتر روی ریل ببینید، اما هیچ اهرمی برای تغییر مسیر تراموا وجود ندارد.
      با این حال، مرد بزرگی در کنار شما روی پل ایستاده است و شما مطمئن هسنید که با انداختن او روی ریل قادر به متوقف ساختن تراموا هستید.
      بنابراین، شما این مرد چاق را روی ریل تراموا برای نجات آن پنج نفر هل خواهید داد؟
      نتیجه این دو سناریو یکسان است: یک نفر می‌میرد، پنج نفر دیگر زندگی خواهند گرد. نکته جالب اینجاست که اکثر مردم در سناریو اول ترجیح می‌دهند اهرم را کشیده تا پنج نفر را نجات دهند؛ اما در سناریو دوم افراد کمی هل دادن مرد چاق را تایید می‌کنند.
      برخی از فیلسوف‌ها و دیگران راهی بسیار ترسناک را معرفی می‌کنند. آن‌ها حتی به اهرم دست نمی‌زنند.
      این مسئله را به شکل دیگری نیز می‌توان بیان کرد: تصور کنید که یک دکتر هستید و پنج بیمار دارید که برای ادامه زندگی نیاز به پیوند اعضا دارند. دو نفر از آن‌ها نیاز به یک ریه، دو نفر دیگر نیاز به یک کلیه و پنجمین نفر نیاز به قلب دارد.
      از طرفی دیگر شما یک بیمار دارید که دارد دوره نقاهت خود را پشت سر می‌گذارد و یک پایش شکیته است اما دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. شما حاضر هستید که این بیمار را بکشید تا اعضای بدن او را بین آن پنج نفر تقسیم کنید و باعث نجات آن‌ها شوید؟
      این مسئله‌هم مانند سناریو اول می‌باشد؛ اما اکثر مردم کشتن بیمار سالم را رد می‌کنند.
      اگر‌در همه‌ی حالات فوق نتیجه یکسان است؛ چرا اکثر مردم تنها می‌خواهند اهرم را بکشند، اما مرد چاق را از روی پل هل ندهند یا بیمار سالم را نکشند؟ آیا به این معنی است که مسائل اخلاقی همیشه قابل اعتماد و منطقی نیست؟ ما تصمیماتی را با آن که می‌دانیم تبعاتی منفی دارد را اجرا می‌کنیم و تنها با تغییر صورت مسئله و همان نتایج از اجرای آن خودداری می‌کنیم. شاید عوامل دیگری در تصمیم گیری ما نقش داشته باشد.
      در سناریو اول، کشیدن اهرم  که باعث کشته شدن یک نفر و نجات پنج نفر می‌شود به صورت مستقیم اعمال نمی‌شود. اما در سناریو دوم شما با هل دادن مرد چاق به صورت مستقیم مرتکب قتل عمدی می‌شوید و به معنای واقعی فعل کشتن را انجام می‌دهید.
      قانون اصل دو نتیجه (double effect) بیان می‌کند اگر یک کار منفی برای دستیابی به کاری مثبت به صورت غیر مستقیم (در اینجا کشیدن اهرم) انجام شود قابل انجام است اما اگر به صورت  مستقیم انجام شود (ما ند هل دادن مرد چاق) جایز نیست. با این حال اکثر فیلسوف‌ها این قانون را نمی‌پذیرند و آن‌ را توجیه مناسبی برای مسئله تراموا‌ی برقی به شمار نمی‌آورند.
      اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همه حقوقی برابر دارند پس شاید بتوان گفت کشتن یک نفر به قصد نجات پنج نفر می‌تواند منطقی به نظر برسد. اما آیا میزان ارزش یک فرد به میزان حقوق اوست؟

      اگر شما با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شدید چه می‌کردید؟
      منبع: xti
    • توسط sajjad
      یهو میبینی کل ۲۴ ساعت به این فکر کردی که دیگه بهش فکر نمیکنی!
    • توسط sajjad
      اندر دل من درون و بیرون همه اوست 
      اندر تن من جتن و رگ و خون همه اوست 
      مولوی
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری 24 ساله هستم كه مدتی با پسری آشنا شدم و می‌گوید قصد ازدواج دارد، این پسر از من 4 سال كوچك‌تر است. من این فاصله سنی آزارم می‌دهد اما او می‌گوید مهم نیست. چه كنم واقعاً قادر به تصمیم‌گیری نیستم؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      مردی 38 ساله هستم. مدتی است كه همسرم روزگار مرا تیره و تار كرده. او مدام به من شك می‌كند. روزی هفت هشت بار به محل كارم تلفن می‌زند و گاهی سرزده به محل كارم می‌آید تا ببیند چكار می‌كنم و آبروی مرا جلوی همكارانم می‌برد، اگر به حمام بروم متوجه می‌شوم كه موبایل مرا كاملا چك كرده و تماس‌‌ها و پیامك‌‌هایم را خوانده، و اگر پیامك‌‌ها یا تماس‌‌هایم را پاك كرده باشم با من مشاجره به راه می‌اندازد و مرا تهدید می‌كند كه آبروی مرا خواهد برد. اگر با دوستم تلفنی حرف بزنم گمان می‌كند در حال مكالمه با زن دیگری هستم و همیشه می‌خواهد مچ مرا بگیرد. دیگر از این رفتارها و حركات خسته شده‌ام. خواهش می‌كنم راهنمایی‌ام كنید. 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری هستم كه مدت 2 سال است از هم‌كلاسی‌ام خوشم آمده اما نمی‌دانم او از من خوشش می‌آید، یا نه البته یك بار پیشنهاد  دوستی داد اما من قبول نكردم چه كار باید بكنم . 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      من 18 سال دارم و فردی هستم كه اصلا اعتماد به نفس ندارم و این باعث می‌شود همه ‌جا كم بیاورم. چطور می‌توانم  اعتماد به نفس خودرا بالا ببرم؟ 
  • پربازدید ترین

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×