رفتن به مطلب

Recommended Posts

ولنتاین

ولنتاین 14 فوریه هر سال جشن گرفته می‌شود و چند سالی می‌شود که این رویداد در ایران هم باب شده و افراد از روی عشق و محبت به یکدیگر تبریک گفته و بهم هدیه می‌دهند. دانستنی‌ها و اطلاعات زیادی در رابطه با این روز وجود دارد که شاید در جریان نباشید پس برای دانستن آنها با دیجی‌رو همراه باشید.

۱.معروف‌ترین نظریه درباره‌ی روز ولنتاین این است که امپراطور کلادیوس دوم نمی‌خواست که سربازان رومی در طی جنگ ازدواج کنند. Bishop Valentine برخلاف دستور عمل کرده و پنهانی افراد را به عقد هم در می‌آورد. به همین دلیل هم زندانی و اعدام شد. وی در حالی‌که در زندان به سر می‌برد، به دختر زندان بان نامه نوشت و تحت عنوان ” ولنتاین تو ” آن را امضا کرد.

نظریه ولنتاین

۲. در دوران ویکتوریایی، امضا کردن کارت ولنتاین بدشانسی می‌آورد.

امضا ولنتاینی

۳. بر طبق آمار، حدود 3 درصد از کسانی که حیوان خانگی دارند در این روز به آنها هدیه می‌دهند.

سگ

۴. حدود 1 میلیارد کارت ولنتاین هر سال مبادله می‌شوند.

۵. دختران در قرون وسطی در این روز غذاهای عجیب غریب می‌خوردند تا خواب همسر آینده‌‌شان ببینند.

۶. در سال 1537، هنری هفتم پادشاه انگلستان رسما 14 فوریه را روز ولنتاین اعلام کرد.

هنری هفتم پادشاه انگلستان

۷. Richard Cadburyدر اواخر 1800 ، اولین جعبه شکلات مناسبتی برای ولنتاین را تولید کرد.

۸. در این روز بیش از 35 میلیون جعبه شکلات قلبی شکل بفروش می‌رسد.

۹. 73 درصد از کسانی که در این روز گل می‌خرند مردان هستند.

۱۰. 15 درصد از زنان آمریکایی در روز ولنتاین برای خودشان گل می‌فرستند.

۱۱. بیش از 50 درصد از کارت‌های ولنتاین ، 6 روز زود‌تر خریداری می‌شوند.

۱۲. رز قرمز گل مورد علاقه‌ی ونوس، الهه‌ی عشق رومی بود.

۱۳. زنان حدود 85 درصد هدایا را در این روز می‌خرند.

کادو

۱۴. در این روز به ترتیب معلم‌ها، کودکان، مادر‌ها، همسر‌ها، معشوقه‌ها و حیوانات خانگی بیشترین کارت تبریک را دریافت می‌کنند.

۱۵. هر سال حدود 220 هزار خواستگاری در این روز انجام می‎‌شود.

۱۶. هر ساله در روز ولنتاین، شهر ورونای ایتالیا که محل زندگی رومئو و ژولیت شکسپیر است، حدود 1 هزار نامه برای ژولیت دریافت می‌کند.

منبع: دیجی رو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      وقتی رابطه زناشویی به بن بست میرسد، چه باید کرد ؟
      دکتر جان گری روانشناس مشهور نشان میدهد که چگونه عدم آگاهی زن و مرد از تفاوت های یکدیگر به بحران در ازدواج و روابط بین آن ها می انجامد. مثال های متعدد و توصیه های کاملا عملی کتاب حاضر به شما می آموزد که چگونه اختلافات میان خود را حل کرده، از یک نواختی و بی حوصلگی بپرهیزید. با خواندن این کتاب و استفاده از روش های ساده و مفید ان میتوانید انرژی تازه ای به راببطه زناشویی خود ببخشید.
      پ .ن: کتاب خیلی قشنگیه، به نظرم ارزش داره که هرکسی یبار این کتاب رو بخونه.
      قشنگی کتاب:87%
    • توسط sajjad
      بقالی زنی را دوست میداشت. به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود و دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
      قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.
      کنیزک نزد خاتون رفت و گفت: بقال سلام رساند و گفت که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.
      خاتون گفت: به همین سردی؟
      کنیزک گفت: او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود. اصل مقصود است و باقی دردسر است....
      فیه مافیه مولانا
    • توسط sajjad
      زﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ..
      ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ، 
      ﮐﻪ ﺑﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ..
      ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ :
      ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻱ!!
      ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ
      ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪ
      ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ..
      زﻥ ﮔﻔﺖ :
      ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﯼ!
      ﺷﻮﻫﺮﺵ با لبخندی ﮔﻔﺖ:
      ﺍﯾﻦ ﺑﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﯿﺮ ماده ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ
      ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ؟!
      ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،
      ﺷﯿﺮﻧﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ،
      ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﭙﺮ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ.
      ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ
      ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،
      ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﻭﯾﺪ،
      ﺗﺎ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩ!!
      ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ :
      ﻋﺰﯾﺰﻡ
      ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻣﺮﺩﻡ
      ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ
      ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ
      ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪ،
      هرگز ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮﻧﻤﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ
      ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻦ ﻭ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ
      ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
      ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻫﻨﺮﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
      ﺍﻣﺎ دﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻪ..
      میمون صفتان " ﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ "
      ﻭ ﺷﯿﺮ ﺻﻔﺘﺎﻥ " ﭼﻪ ﺍﻧﺪﮎ "
    • توسط sajjad
      در این تاپیک قصد داریم جمله های عاشقانه رو قرار بدیم. فقط تک جمله طوری که بشه استفاده اش کرد. امیدوارم خوشتون بیاد.
      کمک گرفته از کانال های : OfficialAsheghi
    • توسط sajjad
      به همدیگر زمان بدهید
      موقع برخورد به مشکل، خانم‌ها دوست دارند سریع مشکل بوجود آمده را حل کنند و آقایان دوست دارند از مشکل فرار کنند (البته به دور از استثناها) همین دلیل باعث شدت گرفتن اختلاف و مشکل می‌شود. بهترین کار بعد از برخورد به مشکل این است که به هم زمان دهید و مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا کمی عصبانیت هر دوی شما کمتر شود و بتوانید بدون عصبانیت و احساسات زودگذر تصمیم بگیرید.
      انسان هنگام عصبانیت تصمیم‌هایی می‌گیرد که حاصلی جز پیشمانی نخواهد داشت. پس شریک عاطفی خود را در موقع عصبانیت مجبور به حرف زدن و حل مشکل نکنید که نتیجه برعکس انتظار شما خواهد بود. باید دور شوید و کمی تنها باشید تا بعد از چند روز که هر دو آرام شدید بتوانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را طی کنید.
      ابتدا بر روی خودتان تمرکز کنید
      بیشتر افراد موقع برخورد با مشکل، همیشه رفتار شریک عاطفی خود را بررسی کرده و رفتار صحیح و یا ناصحیح او را قضاوت می‌کنند در حالی که باید برعکس باشد در مدتی که تنها هستید باید روی رفتار خودتان تمرکز کنید، ببینید کدام رفتار شما باعث عصبانیت طرف مقابلتان شده است و یا چه رفتاری از شریک عاطفی خود دیده‌اید که از کوره در رفتید.
      با بررسی رفتار خود به اشتباهاتتان پی می‎برید و این دو نتیجه به دنبال دارد، اول این که دفعه بعدی اشتباهات خود را تکرار نخواهید کرد و دوم این که می‌توانید از زاویه شریک عاطفی خود به قضیه نگاه کنید.
      واقعیت را بپذیرید
      برخی اوقات زوجین با مشکلاتی برخورد می‌کنند که پذیرفتن و باور کردنشان سخت است، ولی صلاح شما در این است که هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید و مشکل هر چه که باشد را بپذیرید. چون در غیر این صورت حتی نمی‌توانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را دنبال کنید. پس سعی کنید هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید.
      عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
      اگر شما خود را فردی شکست خورده و بیش از حد ناامید و مایوس نشان دهید، این در شریک عاطفی احساس بدی ایجاد کرده و ممکن است علاقه‌اش نسبت به شما کم شود. در هر شرایطی باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را حفظ کنید و خود را لاعلاج نشان ندهید حتی اگر بهم خوردن رابطه تقصیر شما باشد!
      مراحل اصلی بهبود رابطه بهم خورده
      با گام‌ها و اقدامات کوچک آغاز کنید
      از اقدامات کوچک آغاز کنید تا به مراحل اصلی برسید مثلا با فرستادن یک پیام کوتاه می‌توانید آغازگر باشید. هیچ وقت سعی نکنید با صحبت طولانی و مستقیم مشکلات را بررسی کنید. ابتدا در حد احوال پرسی و توجه نشان دادن شروع کنید.
      با احترام رفتار کنید
      احترام زمینه‌ی بهبود رابطه بهم خورده می‌باشد، حتی در بدترین شرایط هم نباید بی‌احترامی کنید، حتی اگر در حال دعوا و یا عصبانیت هستید. مخصوصا در حضور دیگران به هیچ وجه نباید به هم بی‌احترامی کنید.
      صادق باشید تا رابطه درست شود
      هیج وقت سعی نکنید که به دروغ ابراز علاقه نمایید یا حرفی را که واقعیت و از ته دل نیست بیان کنید، چون حرفی که از دل بیاید به دل می‌نشیند در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت و حتی ممکن است طرف مقابل به دروغ بودن احساس و حرف‌هایتان پی ببرد و به شما بی‌اعتماد شود. حتی به بهای بهبود رابطه بهم خورده هم که شده دروغ نگویید!
      عذرخواهی کنید
      اگر واقعا احساس می‌کنید مشکل از طرف شما بوده، در وقت مناسب معذرت خواهی کنید. معذرت خواهی باید با بیان دلیل باشد که مثلا به خاطر این رفتار و کارم، معذرت می‌خواهم. اگر شما مقصر هستید باید پیشمانی خود را نشان دهید و تقصیر خود را بپذرید چون در غیر این صورت عصبانیت شریک عاطفی شما از بین نخواهد رفت.
      باهم وقت بگذرانید
      حتی اگر با هم مشکل دارید و یا قهر هستید، شام را با هم بخورید، بیرون بروید، تلویزیون تماشا کنید در واقع با هم وقت بگذرانید، حتی اگر شده بدون حرف زدن، این وقت گذراندن باعث آرام شدن شما و شریک عاطفی‌تان خواهد شد.
      عشق بورزید
      بعد از این که آرام شدید، به شریک عاطفی‌تانشق خود را نشان دهید، مثلا دستش را بگیرید و … اگر وقت مناسبی پیدا کردید، ابراز علاقه کنید و جمله “دوستت دارم” را به زبان بیاورید.
      به آراستگی خود توجه کنید
      در هر موقعیتی آراسته باشید، شاید بگویید این چه ربطی به بهبود رابطه بهم خورده دارد، در حالی که چشم مردان همیشه به دنبال آراستگی است و محبتش از طریق چشم بیشتر می‌شود. به خودتان برسید و آراسته ظاهر شوید حتی اگر نارارحت هستید و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید، از خودتان دست نکشید.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      مهمان این برنامه کتاب باز سردبیر فصل نامه فرم و نقد بود.
      سینما و ادبیات چه نسبتی باهم دارند؟
      س: یادتونه اولین بار ما همدیگرو کجا دیدیم ؟
      توی کتابخونه کانون فرهگی پرورش فکری کودک و نوجوان ۲۰ سال پیش هر روز شما میرفتین پشت یه میز منم پشت یه میز دیگه ..
      ص: فصل نامه فرم نقد دربارش بگید
      ف: مجله ای است که ۱۰۰ صفحه سینما داره ۱۰۰ صفحه هم ادبیات تماما هم نقده و نسیه توش نیست.
      ص: چرا ادبیات؟ چرا داستان؟ چرا نقد ؟
      ف: من فکر میکنم که ادبیات به مراتب از سینما مهمتره چون ادبیات تونش و ربطش به انساسن خیلی بیشتر از سینماست، ادبیات بیشتر ادم میسازه تا سینما، ادبیات بیشتر مارو با خودمون اشنا میکنه و با جهان پیرامونمون ...
      ادبیات کاری میکنه که هیچ مدیوم دیگه ای نمیتونه بکنه تخیل رو شوکوفا میکنه، سینما نمیتونه موسیقی نمیتونه حتی هیچ مدیوم دیگه نمیتونه ...
      یعنی کسی که میاد پیش من و میگه من میخوام نقد بنویسم و بفهمم و چه خبره میگم برو رمان بخون ...
      پشت ادم اگر رمان باشه رمان های کلاسیک فرهنگی و ایرونی و ادبیات کلاسیک ایرون قطعا درست تر جلو میره تا اینکه این پشت خالی باشه ....
      نسل ما ادبیات با ما مانوس بود من یادمه توی دوره دبیرستان رمان هایی که بود ما چیزی جا نمیذاشتیم. شعر میخوندیم رمان میخوندیمن. شعر اخوان یادمه توی دوران دبیرستان که با دوستان میخوندیم شعر و رمان و رمان و رمان ....
      شاید اون پشتوانه اصلیه منه در این حیطه یعنی تخیل رو میفهمم فکر میکنم ادمی که داستایوسفکی نخونده چخوف نخونده پوشکین نخونده امیلی پست نخونده همینگوی نخونده فالکنر نخونده کمیتش خیلی میلنگه ....
      و ادم هایی که اینارو درست خوندن و منم بعد از دو دهه دوباره دارم ادبیات میخونم و جلسات نقد ادبی هم تا چند وقت پیش توی کافه داشتیم. به شدت دارم لذت میبرم و به شدت دارم چیزای جدید یاد میگیرم.
      بحث فرم و من ظاهرا ادم فرموله کننده ای توی ایرانم خیلی اش رو مدیون ادبیاتم یعنی خیلیشیو مدیونه اینم که یه کسی به یه لغت به یه مکث توی لغت تبدیل میکنه یه حس رو این چقدر فرمه !
      س: اینو توضیح میدین؟
      ف: اجازه بدید قبل از این که اینو توضیح بدم ی نکته عرض کنم ما معمولا گفتم رمان نمیخونیم نسل امروز رو عرض میکنم و پشتمون خالیه از تخیل یعنی بدونه رمان تخیلی درکار نیست به نظر من ...  یعنی تخیل تربیت شده ای در کار نیست ...
      ادم نمیتونه هم زندگی رو تجربه کنه و تجربه های این همه ادم رو اما رمان به ما این تجربه هارو منتقل میکنه و همه بخشیش رو بهمون منتقل میکنه اگه کنش خوندن یاد بگیریم، نه این که بخونیم بگیم چی بود ؟ نه مهم نیست چی بود ! مهم اینه چگونه بود !!!
      همه بحث فرم که تو سوال کردی هم همین بود چگونه بود ! این که قصه اینجا تموم شد یا فرم سریالمون یا فلان فیلم خیلی اهمیت نداره تازه چه هم توی دل چگونه هست. یعنی وقتی چگونه درست باشه چه اش از دل اون درمیاد.
      س: ولی شما همیشه طرفدار چگونه هستید اینو میدونم ولی اگه این دوتا باهم ترکیب بشه چی ؟ یعنی این که مهم که بگیم چی چگونه بود ...
      این به نظرم قدم اوله که بگیم چی چگونه بود ؟ یعنی داریم اصالت رو به چی میدیم اما وقتی بگیم چگونه بود ؟ این دمکراسی هم قائلیم برای همه آدم های که هرچی میخوان بگن اما بلد باشن بگن اما درست بگن تازه از اونجا که درست گفتن حالا دعوامون تازه شروع میشه !
      اما اونایی که خیلی ادعای ارزشی دارن خیلی ادعای روشن فکری دارن خیلی ادعای فلسفی دارن و چگونه ندارن ادعاشون رو هواست چی راجع بهش حرف میزنن !وقتی بلد نیستن حرف بزنن ...
      حالا اگه بحث قبلی رو بخوایم ادامه بدیم فرق ادم با دیگر موجودات که آفریده شدن چیه ؟ بعضی ها میگن کاره، بعضی ها میگن کلامه، من یه ذره اونورترم میگم قصه هست ... ادم با قصه تعریف میشه ادمی که قصه نداره ادم نیست! و ادمی که به قصه علاقه نداره ادم نیست! و مرگ براش بهتره ...
      یاد شهرزاد بیوفت، شهرزاد قصه تو قصه میبرد واقعه تو واقعه که مرگ پشت در بمونه مرگ میگفت یا قصه بگو یا بمیر و اون قصه میگفت ...
      یعنی قصه غیر از این که تخیل رو و ادم رو و قصه ادمیزاد رو عقب روندن مرگه ...
      قصه زندگیه مونادی زندگیه حالا میفهمی چرا میگم ادبیات مهمتر از سینماست و اگر سینماییم دوست دارم قطعا سینمای قصه گوست به زبون تصویر ولی واژه و کلام قلدر تر از تصویره یعنی چی ؟
      یعنی شما نمیتونی چیزایی که نوشته میشه خیلی چیزایی که نوشته میشه ترجمه کنی به تصویر شما نمیتونی هیچ بیت حافظ رو ترجمه کنی به تصویر ...   شما نمیتونی خیلی از حس های انسانی توی ادبیات کلاسیک رو تصویریش کنی، درنمیاد اصلا و تازه دارم فکر میکنم که هیچ مدیومی نمیتونه مدیوم دیگرو بپوشونه هر مدیومی مستقله، فرم خودش رو داره و پدیدار و معینه که ترجمه ناپذیره به همین دلیل باز بگم به نظرم ادبیات ادم میسازه تخیل رشد میده، چشم مارو باز تر میکنه، مارو لطف تر میکنه، مارو سخت تر میکنه، و آمادگی برامون به وجود میاره که با مرگ دست و پنجه نرم کنیم و مرگ رو عقب برونیم.
      س: اقای فراستی من سوال بعدیم هم درباره تیتر یک همین فصل نامه هست (فرم و نقد)  یه مطلبی از ویزینیو ولف چگونه باید کتاب خوند ؟
      ف: شاهکاریه یعنی تو نخوندی امشب بخونی زنگ میزنی به من میگی دمتون گرم بی نظیر مطلب!
      س: اقای فراستی چگونه باید دکتاب خواند؟
      خیلی این سخته! خیلی باید ادم خودشو تقویت کنه تا بتونه درست کتاب بخونه. به نظرم گزینش نباید کرد اول، کتاب ادبیات خوب که دستت میرسه بخون.
      اگه کتاب زنده باشه همچنان ...
      مثال میزنم این کتاب برای زنده یاد احمد محموده من اخیرا زمین سوختشو خوندم از اون کتاب هایی بود که از دستم در رفته بود که ذدزیازه  جنگه مرسی درباره سه ماه اول جنگه که از سطر اول تو هیچی نمیدونی روای شروع میکنه تو خیابون راه رفتن و حرفای مردم رو شنیدن و منتقل کردن حرف ها ...
      انگار که اون موقع است که شهریوره ۵۹ و تو توی اهوازی با این مردم جونوبی که داره تجواز عراق شروع میشه ..
      انقدر این کتاب تواناست توی فرم که تو دل میدی و میری جلو نمیذاره کات کنی یه نفس مجبوری بری آدم هارو میشناسی حرکت رو میفهمی محمود معتقده که کتاب رمان توصیف و حرکت در توصیف نیست خود حرکته!
      یعنی اگه میخواد بهت بگه که طرف گرمش بود و چطور ....
      اگر مشکل نگارشی داشت ببخشید و در زیر پست صحیحش رو بگید.
    • توسط sajjad
      همسر من ناگهان مریض شد،
      او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد.
      بی اختیار گریه می کرد،
       خوشحال نبود،
      از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می برد،
      ساعات کمی می خوابید و همیشه خسته بود.
      رابطه ما در آستانه جدایی بود،
      او داشت زیبایی اش را از دست می داد.
      من امیدی نداشتم و فکر می کردم
      به زودی طلاق خواهیم گرفت.
      وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود.
      اول دعا کردم،ناگهان تصمیم دیگری گرفتم.
      می دانستم من زیباترین زن زمین را دارم.
      او بُت زیباییِ بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است.
      و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم.
      و هر لحظه او را سورپرایز می کردم.
      فقط برای او زندگی می کردم.
      توجه به او از تمام حرکاتم پیدا بود.
      در جمع فقط در مورد او صحبت می کردم.
      او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می کردم.
        او روز به روز شکوفا می شد.
        هر روز بهتر می شد،
        وزن خود را بدست آورد،
        دیگر عصبی نبود.
        و من هیچگاه نمی دانستم
        که عشق تا این حد توانایی دارد...
    • توسط sajjad
      ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺧﯿﻠﯽ
      ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ،ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻣﻮ ﻣﯽ ﺯﺩ،ﺧﺮﯾﺪﻣﺶ!!
      ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ،ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ..!
      ﻣﺪﺗﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.
      به ﺧﻮﺩﻡ گفتم ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺮﺍﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻤﺶ.
      ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ وقتی میپوشیدمش،ﺍﺫیت میشدم ﻭ
      ﭘﺎﻫﺎﻣﻮ ﺯﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
      اما ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ‌...
      ﺗﺎ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ،ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ!
      ﺍﻣﯿﺪ ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﺑﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ.
        ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﺳﺎﯾﺰ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩ،
        ﺩﺭﺳﺘﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻤﺶ،
        اما ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﺩ!
       ‌ ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﺳﻢ ﻧﻤﻮﻧﺪ به ﺟﺰ
        ﺯخمایی ﮐﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﻫﺎﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ...
        ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﺩما ﻫﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭن!
        ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻨﺎﺭشون ﮔﺬاشت،ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺰ ﻗﻠﺒﺘﻮﻥ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭن...
        ﺣﺎﻻ ﻫﺮ چقدم ﮐﻪ ﺩﻭسشون ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ،
        ﺁﺧﺮﺵ ﻓﻘﻂ ﺯﺧﻤﺎﺷﻮﻥ ﺑﺠﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ...
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×