رفتن به مطلب

Recommended Posts

شوخی با همسر

در قسمتی از ویدئوی نکوداشت «اکبر عبدی» که در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، او از همسرش برای گرفتن همسر دوم اجازه گرفت! عبدی که همسرش، دختر دایی اوست،

در قسمتی از این ویدئو با شوخی و خنده می گوید: «من هنوز با زن اولم هستم در صورتی که جا دارد زن پنجم و ششم را گرفته باشم... دارم با او به تفاهم می رسم که یک یا دو زن دیگر بگیرم چون این ماجرا برای من افت هنری دارد. اگر این مصاحبه یک ربع دیگر طول بکشد، من رضایت این موضوع را از تو می گیرم...» هرچند شوخی بودن این ماجرا برای هر بیننده ای واضح است اما بیان چنین شوخی هایی جلوی دوربین، توجه به چند نکته را ضروری می کند.

بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن
بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد.

پخته ترین نوع شوخی
شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند.

توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی
زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد.

شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد
بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و... آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم.

مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع
از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است.

تفاوت شوخی و متلک
یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad

      ۱- آیا همسرتان از شما انسان بهتری ساخته است؟ آیا شما هم برای او این قدم را برداشته‌اید؟
      ۲- آیا هر دوی شما در بیان احساساتتان به دیگری، تکیه کردن به او و کمک خواستن راحتید و می‌دانید که او شما را ترک نخواهد کرد؟
      ۳- آیا هر دوی شما، دیگری را همان‌طور که هست پذیرفته‌اید و نیازی به ایجاد تغییر در او نمی‌بینید؟
      ۴- آیا نظر مخالفتان را با آرامش و احترام به یکدیگر اعلام می‌کنید؟
      ۵- آیا هر دو در تصمیم‌گیری‌ها دخیل هستید و خود را در رابطه مؤثر می‌دانید؟
      ۶- آیا هر دو بهترین دوست یکدیگرید؟
      ۷- آیا بیشتر از اینکه به «من» و «تو» فکر کنید، احساس «ما» بودن دارید؟
      ۸- آیا می‌توانید رمز حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی یا رمز کارت بانکی‌تان را در اختیار او قرار بدهید؟
      ۹- آیا نظرات واقع‌بینانه و مثبتی نسبت به یکدیگر دارید؟
      ۱۰- آیا همسر شما و دوستان نزدیکتان معتقدند رابطه‌ای بسیار خوب و پایدار دارید؟
      ۱۱- آیا رابطه شما عاری از خیانت، حسادت و کنترل رفتار دیگری است؟
      ۱۲- آیا دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی مشترکی دارید؟ آیا ازدواج برای هر دوی شما به یک‌اندازه مهم است و در مورد داشتن فرزند و نحوه تربیت او به توافق رسیده‌اید؟
      ۱۳- آیا هر دوی شما حاضر به فداکاری برای همسر خود هستید؟
      ۱۴- آیا هر دو شخصیتی سازگار و با ثبات روانی دارید؟
      ۱۵- آیا از رابطه زناشویی خود احساس رضایت دارید؟

      محاسبه امتیاز
      برای داشتن رابطه‌ای پایدار و سالم، نیازی نیست که به هر ۱۵ سؤال پاسخ مثبت بدهید. گاهی ممکن است سؤالی از نظر شما و همسرتان اهمیت چندانی نداشته باشد و بخواهید آن را حذف کنید. با این حال هرچقدر به سؤالات بیشتری پاسخ مثبت بدهید، احتمال پایدار بودن رابطه‌تان بیشتر است. لواندوسکی می‌گوید: «روابط انسانی بسیار پیچیده است. این لیست هرچند دید خوبی نسبت به رابطه‌تان ارائه می‌دهد، اما هیچ‌کس نمی‌تواند پایداری یک رابطه را صد درصد تضمین کند».
      منبع: IFLScience
    • توسط sajjad

      چرا آن قدر که فکر مي کردم خوب نيستي؟
      آن ويژگي همسرتان که در اولين ديدار به آهن ربايي براي جذب شما به او تبديل شده، معمولا جزو اولين خصوصيات اخلاقي اوست که در سال اول ازدواج براي تان آزاردهنده مي شود. علتش هم اين است که ما معمولا جذب آن خصوصيت يا ويژگي طرف مقابل مان مي شويم که خودمان آن ويژگي را نداريم. اين مسئله خيلي هم طبيعي است و در واقع يکي از مراحلي است که بايد براي تطبيق دادن خودتان با هم طي کنيد.

      پس سعي کنيد به جاي نشان دادن واکنش منفي تلاش خود را بکنيد تا با همسرتان همراه شويد و کم کم مي بينيد علاقه تان به اين ويژگي خاص از همسرتان سرجاي خودش بر مي گردد.

      چرا هميشه طرف من را نمي گيري؟
      يکي از مسائلي که زوج هاي جوان در سال اول ازدواج خود با آن رو به رو مي شوند و واقعاً نمي دانند چه واکنشي بايد نسبت به آن نشان دهند، توقع طرف مقابل از آن هاست تا در همه مسائل خانوادگي طرف همسرشان را بگيرند و از او دفاع کنند. خوب است اين طور وقت ها درباره مسائل خانوادگي با هم صحبت کنيد و به اين نتيجه برسيد که چطور مي توانيد اين موقعيت ها را بدون دشمن تراشي مديريت کنيد.

      چرا علاقه ات هر روز کمتر مي شود؟
      خيلي از نوعروس ها مي گويند چه اتفاقي افتاده که شوهرشان ديگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد! خيلي ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان مي کنند و مدام دنبال يافتن عيب و ايرادي در خودشان مي گردند که باعث کمتر شدن ابراز علاقه هاي شوهرشان شده است، اما آيا اين فکرها واقعيت دارد؟ اين مسئله تا حدي طبيعي است.

      چرا اين قدر اختلاف نظر داريم؟
      دختر و پسري که با هم ازدواج مي کنند، لزوماً در همه زمينه ها، با هم اتفاق نظر ندارند و اگر براي يافتن زمينه هاي مشترک بيش از حد تلاش کنند، فقط خودشان را خسته مي کنند. يادتان باشد ازدواج شما لزوما بر پايه علاقه مندي هاي مشترک بنا نشده است؛ بنابراين به جاي اختلاف نظرها، بيشتر به نکاتي توجه کنيد که در آن ها با همسرتان اتفاق نظر داريد. فراموش نکنيد هيچ فردي کامل نيست و مناسب بودن همسرتان موضوعي نسبي است و شما نبايد توقع داشته باشيد تفاهمي کامل با هم داشته باشيد يا از تمام حرکات و افکار همسرتان راضي باشيد. گاهي درباره موضوعاتي پيش پا افتاده بايد کوتاه بياييد.

      چرا مشکلات مان را به خانواده ات گفتي؟
      بعد از ازدواج، همسرتان مهم ترين شخص در زندگي و مهم ترين دغدغه ذهني تان است. شما بايد کمي مرزهايتان را با خانواده، دوستان و همکارانتان پر رنگ کنيد تا در آن ميان يک سرزمين با مرزهاي مشخص براي خودتان و همسرتان داشته باشيد و براي تحکيم ارتباط و استقلال تان تلاش کنيد. از اين به بعد بايد در مراحل زندگي با هم باشيد و خوشي هاي مشترکي را تجربه کنيد و در سختي ها کنار هم باشيد. يکي ديگر از جنبه هاي وفاداري اين است که با ديگران درباره کمبودها و مشکلات و بدي هاي همسرتان صحبت نکنيد. اگر در زندگي مشترکتان دچار مشکلي شديد درباره آن، تنها با همسرتان صحبت کنيد نه با دوستان يا خانواده تان.

      چرا طبق نظر من عمل نمي کني؟
      در زندگي مشترک نبايد احساسات تان را پنهان کنيد و بدتر از آن، توقع داشته باشيد که همسرتان بدون دانستن نظر شما، ذهن خواني کند و مطابق تمايلات شما رفتار کند. ياد بگيريد چگونه به بهترين وجه به همسرتان بفهمانيد که در يک لحظه حوصله ادامه بحث را نداريد يا موضوعي براي شما جالب نيست. ابراز احساسات کنيد و گاهي از او تشکر يا معذرت خواهي کنيد. سعي کنيد مکالمات تان تا آن جا که ممکن است پر از شوق و مثبت انديشي باشد.

      چرا مدام از من انتقاد مي کني؟
      سخنان حمايتي شيرين تر از انتقاد است بنابراين سعي کنيد انتقاد را با محبت و يادآوري نقاط مثبت طرف مقابل همراه کنيد. بايد تلاش کنيد هر چند اندک زندگي روزمره همسرتان را ساده و شيرين تر کنيد. در طول روز، زماني هر چند کوتاه را براي توجه به هم و گفت وگو باهم در نظر بگيريد. با اين کار احساس بهتري نسبت به هم خواهيد داشت. سعي کنيد هر وقت برايتان ممکن است در کارها به هم کمک کنيد. گاهي شما ظرف ها را جمع کنيد يا حمام را بشوييد. هيچ گاه منتظر نباشيد کاري را که به طور مشخص وظيفه هيچکدام تان نيست همسرتان انجام دهد و سعي کنيد پيش دستي کنيد.

      چرا با خانواده من کمتر ارتباط داري؟
      يکي از دغدغه هاي ذهني زوج هاي جوان، چگونگي و ميزان ارتباط شان با دوستان و خانواده هايشان بعد از ازدواج است و معمولاً هر کدامشان تصور مي کند همسرشان بيشتر تمايل دارد با خانواده خودش باشد. ازدواج هيچ گاه نبايد باعث شود شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنيد بلکه بايد با يک برنامه ريزي صحيح به ديدار خانواده هر دو طرف برويد. اين در مورد علاقه ها و فعاليت هاي شخصي تان نيز صدق مي کند. نيازي نيست شما تمام سرگرمي هاي تان را کنار بگذاريد بلکه بايد توجه کنيد با ازدواج نسبت به رابطه تان مسئوليد و بايد مسئولانه زندگي تان را برنامه ريزي کنيد و در مورد آن ها بايد همراه همسرتان تصميم بگيريد و با برنامه ريزي تلاش کنيد به فعاليت هاي مورد علاقه تان برسيد.
      منبع: مشاورفا
    • توسط sajjad

      اعتماد زیر بنای اصلی یك رابطه است و بدون آن تمامی‌ ساختارهای یك رابطه براحتی از هم جدا می‌شوند حتی اگر در یك رابطه تمامی‌ دارایی و احساس خود را سرمایه‌گذاری نماییم ولی اعتماد درون آن جای نداشته باشد به طور حتم آن رابطه به جایی نخواهد رسید.
      مشکلات زوجین زمانی شروع می‌شود که اعتماد یکدیگر را از دست می‌دهند رفتن اعتماد از رابطه به معنای ورود بدبینی و شک به زندگی مشترک است که به مرور زمان منجر به از بین رفتن صمیمت و محبت زوجین می‌شود اختلافات شروع و شعله‌ور می‌گردد.
      هنگامی که زن و یا مرد به شریک زندگی خود اعتماد نداشته باشد قادر نخواهد بود با دیدی روشن و فارغ از بدبینی امور و سوتفاهمات‌شان را برطرف کنند در این حالت نمی توانند گفتگویی موثر داشته باشند، زیرا یکی از پایه‌های گفتگوی موثر شنیدن فعال است بدین معنا که زوجین ابتدا صحبت‌های یکدیگر را به خوبی گوش کنند ولی چنانچه اعتماد در رابطه نباشد زوجین در هنگام گفتگو فقط به ذهنیات منفی خود در مورد شریک زندگی می‌اندیشند و قادر نخواهند بود در زمان حال بوده و به خوبی جملات و کلمات همسر خود را شنیده و تحلیل کننده به همین دلیل سریع عصبانی شده و واکنش‌های نامناسب و خشن از خود بروز می‌دهند.
      تکنیک‌های رفتاری
      تکرار این رفتارها به مرور زمان زن و مرد را نسبت به یکدیگر سرد و آنها را از هم دور می‌سازد.
      در این زمان مراجعه به یک روانشناس متبحر جهت بهبود رابطه زوجین و حل مشکلات کمک شایانی به زوجین می‌کند و زن و مرد می‌توانند با توسل با تکنیک‌هایی رفتارهای که سبب تحریک و از بین رفتن رابطه‌شان شده است را به کمک درمانگر و روانشناس‌شان کشف و جهت بهبود رابطه تلاش کنند.
      آموختن یکسری مهارت‌ها و رعایت برخی نکات می‌تواند کمک شایانی به زوجین کند در اولین قدم درست‌ترین کار شاید این باشد که مطمئن شد آیا واقعا مشکلی حقیقی سبب از بین رفتن اعتماد زوجین شده است و یا اینکه حاصل ذهنیت منفی خودمان و یا شریک زندگی‌مان است؟ و اینکه آیا هنوز همسرتان به شما اعتماد دارد یا خیر؟ دو راه ابتدایی برای از بین بردن یا كاهش اعتماد در یك رابطه:
      اول اینكه قرارداد و توافقی را كه با همسرتان دارید لغو كنید. فقط كافی است به یكی از قول‌های خود عمل نكنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود.
      دوم: ضربه زدن و سوء استفاده به طرق مختلف به همسر گاهی اوقات تنها یك ضربه كوچك می‌تواند اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و این ضربه زدن می‌تواند در ابعاد مختلف باشد از یک ناهماهنگی کوچک که سبب تحقیر وی در جمع شده است تا آسیب‌های بزرگتر.
      بدقولی زوجین
      بدیهی است كه معمولاً مجموع ضربه‌های كوچك و قول‌های زیر پا گذاشته شده هستند كه در نهایت منجر به بوجود آمدن مسائل بغرنج می‌شوند و روابط میان زن و مرد را تاریک می‌کند.
      گاهی نظر برخی زنان و مردها این است که زیرپا گذاشتن یك قول ساده نباید چندان مهم باشدكه منجر به برهم خوردن روابط شود و یا گاهی برخی از زوجین انتظار دارند بدون هیچ توجیهی همسرشان آنان را درك كند و توضیحی در مورد علت زیرپا گذاشتن قول نخواهد در اینصورت بهتر است به زمانی فكر كنید كه با همسرتان برای یك مسئله توافق كرده بودید و به یكدیگر قول‌هایی داده بودید اما بعد از مدتی همسرتان قولش را زیر پا می‌گذارد و هر دو شما می‌دانید مقصر چه كسی است حال به این بیاندیشید كه در این حالت خواسته شما از او چیست؟ (زمانی که خود را در موقعیت احساسی شریک زندگی‌تان قرار دهید درک وی برایتان سهل‌تر خواهد شد) در مواقعی که یکی از زوجین احساس کند نادیده گرفته شده است مایل نیست به بهانه‌ها و دلایل طرف مقابل گوش کند و هر چه شخص خاطی بیشتر توجیح کند طرف مقابل بیشتر ناراحت می‌شود.
      همه انسانها جایزالخطا هستند و گاهی در شرایطی قرار می‌گیرند که بر خلاف میل قبلی‌شان مجبور می‌شوند دست به اعمالی بزنند که چندان خوشایند به نظر نمی‌آید در صورتی‌که بر حسب اتفاق زوجی توافقی را زیر پا بگذارند باید هر چه سریع‌تر جهت رفع کدورت و بازگرداندن اعتماد از بین رفته بکوشند برای برگرداندن اعتماد طرف مقابل می‌توان با گذراندن یک برنامه چهار مرحله‌ای به شریک زندگی نشان داد که ناراحتی وی منجر به دلشکستگی و آزردگی دو طرف می‌شود.
      1- مسئولیت رفتار و عملکردتان را بپذیرید: در ابتدا بهتر است هر کدام از زوجین که قراری را زیر پا گذاشته و یا دست به عملی زده که منجر به ناراحتی دیگر شده است مسئولیت عمل خود را بپذیرد این تنها راهی است كه باعث می‌شود طرف مقابل به حرف‌های دیگری گوش فرا دهد. پذیرش مسئولیت عمل و رفتارتان و اعتراف به اشتباه دریچه‌ای تازه برای از بین بردن کدورت‌هاست.
      متاسفانه برخی از افراد هنگامی که مرتکب اشتباهی می‌شوند چه در زندگی مشترک‌شان و یا در زندگی اجتماعی و شغلی به جای پذیرش سعی در توجیه و انکار اشتباه خود دارند و با این عمل طرف مقابل خود را عصبانی و رنجیده خاطر می‌سازند.
      شاید گاهی لازم باشد غرورها کنار رفته و تک‌تک افراد با خود و شریک زندگی‌شان صادقانه برخورد کنند آنچه اهمیت دارد نگرش افراد به حفظ زندگی است اینکه فرد غرور‌اش را اولویت زندگی خود سازد و یا حفظ روابط عاطفی را؟!
      2- عذرخواهی کنید: این رفتار کمک بسیاری می‌کند افراد وقتی كه ضربه‌ای می‌خورند یا از چیزی ناراحت می‌شوند، انتظار شنیدن یك معذرت‌خواهی از ته دل را دارند.
      یك عذرخواهی صمیمانه می‌تواند اعتماد از بین رفته را بازگرداند از آنجایی كه افراد كمی‌مایل به انجام این كار هستند این كار ارزش و قدرت بیشتری پیدا كرده است.
      یك عذرخواهی از ته دل چیزهای زیادی را تغییر می‌دهد از دید همسرتان این كار منجر به بالا رفتن شخصیت‌تان می‌شود برعکس برخی که تصور می‌کنند با عذر خواهی تحقیر می‌شوند.
      نباید فراموش کرد که تمامی افرادی که از نظر عقلی رشد یافته‌اند آموخته‌اند زمانی که سهوا و یا عمدا مرتکب اشتباه می‌شوند بهترین رفتار عذرخواهی کردن و پذیرفتن اشتباه است. نکته مهمی که زنان در این مورد باید رعایت کنند توجه به این مسئله است که مردان زمانی که ناراحت و دلخور می شوند نیاز دارند زمانی را تنها باشند و زمانی که زن عذرخواهی می‌کنند نباید سریعاً منتظر واکنش مثبت از شریک زندگی خود باشد باید به مردها فرصت داد که مسائل را تجزیه و تحلیل کنند و از سویی آنچه مردان باید مد نظر قرار دهند این است که زنان نیاز دارند چنانچه همسرشان اشتباه کرد سریعاً‌ از ایشان عذرخواهی کرده و مورد حمایت عاطفی قرار گیرند در این مواقع تنها گذاشتن زنان به آنها احساس عدم امنیت داده و رنجیده خاطرشان می‌سازد.
      3- اشتباهات تان را جبران کنید: ممکن است اشتباه شما قابل جبران نباشد ولی پرسیدن این سوال تاثیر شگفت‌انگیزی در نگرش شریک زندگی‌تان ایجاد خواهد کرد.
      از همسرتان بپرسید آیا از دست شما كاری بر می‌آید كه حال وی بهتر شود؟ یا آیا الان چیزی از من می‌خواهی‌؟
      با این سوالات همسرتان درك می‌كند شما واقعاً به فكر او هستید و از اتفاق پیش آمده ناراحتید.
      فقط پرسیدن سوال مهم نیست به پاسخ وی خوب گوش كنید و هر كاری كه از دست‌تان بر می‌آید برای رضایت وی انجام دهید.
      4- متعهد شوید: و در مرحله آخر برای بدست آوردن اعتماد همسرتان نیاز است كه به قول و قرارتان متعهد شوید.
      با یك تعهد جدید می‌توانید دل همسر خود را بدست آورید البته تعهداتی كه بتوانید به آن عمل كنید.
      فراموش نکنید تعهداتی معقول که قادر به انجامش باشید و عدم انجام آنها سبب خدشه‌دار شدن روابط تان نشود.
      بکار بردن چهار مرحله ذکر شده سبب تحکیم روابط زوجین می‌شود درکنار تمامی مسائلی که ذکر شد یکی از رفتارهایی که سبب خشم فرد آسیب دیده می‌شود این است که زن و یا مردی که اشتباه کرده کار خود را بی‌اهمیت جلوه داده در واقع این فرد کار خود را بی‌اهمیت جلوه نمی‌دهد آنچه برایش بی‌اهمیت است احساس ناخوشایندی است که در شریک زندگی است برانگیخته فارغ از این که با این ترفند نمی‌تواند شریک زندگی خود را آرام سازد بلکه بی‌احترامی به احساس شریک زندگی منجر به خشم و عصبانیت بیشتر در طرف مقابل می‌شود پذیرش احساسات شریک زندگی یکی از مهمترین راههای تحکیم روابط و صمیت پایدار زوجین است.
      ستاره حمیدی - روان‌درمانگر
      منبع: سلامت نیوز
    • توسط sajjad

      ؛ «خانم، فلاسک من را آماده کردی؟» این جمله مردی است که خسته و کوفته از سر کار می‌آید و قصد رفتن به باشگاه ورزشی را دارد. هفته‌ای سه روز این جمله را می‌شنوم. البته قبلش هم در تماس تلفنی هر بار این مورد را یادآوری می‌کند. ذوقی عجیب و غریب در این مرد است، برای ورزش تنیس روی میز. بهار و تابستان محتوای فلاسک شربت سکنجبین یا آبلیمو است و پاییز و زمستان قهوه و شکلات داغ. اوایل برایم سخت بود. دوست داشتم همسرم بعدازظهرها خانه باشد. کمی هم غر می‌زدم. شاکی می‌شدم. اما کم‌کم با خودم کنار آمدم؛ خوب فکر کردم. دریافتم که دو «من» درونم دارم که یکی به همسرم حق می‌دهد و دیگری شاکی می‌شود. «من» منطقی می‌گوید او هم حق دارد، ساعاتی برای خودش باشد. و «من» خودخواه معترض است که همسرم باید بعد از کار بیرون تمام ساعاتش را در خانه به سر ببرد. برزخی بود این دوران و «من» بین این دو منِ خودخواه و منطقی‌گیر کرده بودم. البته هنوز هم گاهی منِ خودخواه بیدار می‌شود و برای خودش سخنرانی می‌کند و به جان من می‌افتد. اما با کمی صبر و حوصله و بی‌خیالی با او هم کنار می‌آیم. آن منِ خودخواه هم حق زندگی دارد، فقط باید کمی اهلی شود.
      اهلی کردن منِ خودخواه
      همه انسان‌ها چه زن و چه مرد یک من خودخواه درونشان دارند. مثلا برخی از مردها دوست ندارند همسرانشان فعالیت خارج از منزل داشته باشند. یا زنانی هم هستند که مرد را تمام و کمال برای خودشان می‌خواهند. برخی ریشه این منِ خودخواه را در عشق و محبت می‌دادند و معتقدند ناشی از عشق زیاد است! یعنی اگر مردی همسرش را خیلی دوست دارد باید حق زندگی و شادی و نشاط را از او بگیرد؟ این چه منِ خودخواهی است که همه‌‌ٔ وجود یک آدم را برای خودش می‌خواهد و ادعای عاشق بودن هم دارد! پس یعنی هر چقدر این عشق بیشتر باشد، از آن طرف در بند کردن و جلوی شادی را گرفتن هم بیشتر می‌شود؟ اتفاقا عاشق واقعی کسی است که معشوق را نه تنها از موهبت‌های خوب و خداپسندانه منع نکند، بلکه او را در رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهایش همراهی کند.

      گاهی این منِ خودخواه پا را فراتر از گلیم خودش دراز می‌کند و همسر را حتی از خانواده و فامیل هم دور می‌کند. مثلا هستند مردان و زنانی که تمام موجودیت همسر را فقط و فقط برای خودشان می‌خواهند و دوست ندارند، این وجود به خانواده و پدر و مادر و خواهر و برادر کمترین تعلقی داشته باشد. در صورتی که خانواده و فامیل و آشنایان و در کل جامعه نیاز به مرد و زن دارد و نباید دیگران را از وجود همسرانمان منع کنیم. مادر، پدر، خواهر و برادر هم از وجود همسرانمان (چه زن و چه شوهر) سهم دارند. این حق مسلم و طبیعی آنهاست که از وجودشان بهره دیداری و حضوری ببرند. باید این واقعیت را قبول کنیم که همسران ما قبل از اینکه همه‌‌ٔ وجود ما شوند، پاره تن و جگرگوشه خانواده خود بوده‌اند و به آنها هم تعلق خاطر دارند.
      همه زنان و مردان در طول زندگی زناشویی این چالش‌ها را تجربه می‌کنند. مثلا در مورد خانم‌ها، یکی چالشش تحصیلات است، دیگری رانندگی و یکی هم شغل و فعالیت خارج از منزل. در مورد مردان هم این چالش‌ها وجود دارد، اما به علت برتری ذاتی و پیش فرض جنس اول و قدرت مردانه‌شان نوع و شدتش نوسان دارد.
      من هم مثل خیلی از زن‌های دیگر، مدتی با خودم این درگیری‌ها را داشتم. یک کلنجار درونی عظیم که مثل خوره افتاده بود به جان روح و جسمم. با خودم فکر کردم؛ تمام امتیازها و یا محدودیت‌هایی که زندگی زناشویی برای من ایجاد کرده بود را روی میز تفکر و محاسبه آوردم. وقتی همسرم با فعالیت خارج از منزل من موافق است، مرا به رانندگی و ورزش و استخر رفتن تشویق می‌کند و هزینه‌هایش را هم تامین می‌کند، چرا من نسبت به او سختگیری می‌کنم؟ چرا من دوست دارم خودم آزاد باشم و تفریح معقول و منطقی داشته باشم، اما همه‌‌ٔ وجود او را فقط برای خودم می‌خواهم؟ از قدیم گفته‌اند: «هر چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند.» من باید یک سرگرمی جدی برای خودم درست می‌کردم. باید در مدت زمانی که همسرم به باشگاه ورزشی می‌رفت، خودم را سرگرم می‌کردم تا مدت زمانی که او صرف سلامتی جسم و جانش می‌کند و از زندگی لذت می‌برد، من هم مشغول باشم و متوجه گذشت زمان نباشم. در این صورت وقتی او بانشاط و شادی پس از ورزش به خانه باز می‌گردد؛ من هم مثل او بانشاط خواهم بود و می‌توانم استقبال گرمی از او داشته باشم.
      حالا بعد از چند سال همسرم به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کند و من هم به صورت حرفه‌ای مشتری کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها و پیاده‌روی‌های عصرگاهی هستم. همسرم روز باشگاه قبل از اینکه به خانه بیاید تماس می‌گیرد تا هم از محتوای فلاکسش مطمئن شود و هم اگر خریدی دارم انجام دهد. از زمانی که نسبت به ورزش او انعطاف به خرج می‌دهم، شاهد نتایج مثبتی بوده‌ام. می‌بینم که همسرم امتیازات بیشتری برای من قائل می‌شود. گاهی سر راه باشگاه، مرا به کتابفروشی می‌رساند و هر بار از کتاب‌هایی که می‌خرم و می‌خوانم پرس و جو می‌کند و دوست دارد از محتوای کتاب‌ها برایش تعریف کنم. من یک حق طبیعی به او دادم، اما در عوض امتیازات زیادی کسب کردم. حالا دیگر روزهای زوج با یک لیوان آب پرتقال تازه و یک شام خوشمزه و مقوی در انتظار همسری هستم که خسته اما بانشاط از باشگاه به منزل می‌آید. در یک توافق نانوشته روزهای فرد و تعطیل همه در خدمت خانواده هستیم. دوست دارم دخترم هم از من یاد بگیرد. مطمئن هستم وقتی رفتار منعطف و معتدل مرا ببیند او هم برای دیگران حق زندگی و رشد و تعالی قائل خواهد شد. مدتی است آرامشی که خدا وعده کرده است، زیر زبانم مزه کرده است.
      از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند.(روم/۲۱)
      شاید این مطلب برای عده‌ای عجیب و غریب و رویایی باشد. اما مرارت‌ها و سختی‌هایی به ما گذشته تا آرامش فعلی حاصل شده است. حالا که با خودم فکر می‌کنم؛ می‌بینم حق طبیعی هر زن و مردی است که تفریح و نشاط منطقی داشته باشد. حتی گاهی برای خودشان خلوت کنند، بنشینند و فکر کنند، ببینند با خودشان چند چند هستند. خداوند در وجود زن موهبتی قرار داده که او می‌تواند رگ خواب همسرش را پیدا کند و با این کشف یک پادشاهی کوچک در خانه خود خلق کند. بگرد و رگ خواب همسرت را پیدا کن. همه، چه مرد و چه زن، یک رگ خواب دارند.
      منبع: پایگاه خبری فردا
    • توسط sajjad
      اوایل از اینکه با پسری دوست شم بیزار بودم…اما نمیدونم این یقینا خواست سرنوشت بود که من با محمد آشنا شم.. اون موقع محمد فقط هفده سالش بود..
      اما یه پسر پخته ی خوبو با شخصیت از یه خانواده ی متدین.
      چند ماهی با هم دوست بودیم.یه دوستیه پاک پاک….اون موقعا همه چی پاک تر از الان بود…
      هر روز بیشتر وابسته ی هم میشدیم.
      زنگ میزد..چون هیچ کدوم موبایل نداشتیم…
      اوایل اول دبیرستانم بود..وقتی داشتم میومدم خونه به محمد زنگ زدم و گفتم شب کسی خونه نیست بهم زنگ بزن…چون خانواده ی خیلی حساسی داشتم که اون موقعا اصلا با ها شون خوب نبودمم.
      شب که محمد زنگ زد بابام هنوز نرفته بود بیرون..بهم شک کردو همه چی رو فهمید..خیلی روز بدی بود….خیلی ترسیده بودم.فرداش به محمد گفتم دیگه بهم زنگ نزنه…خیلی خیلی ناراحت شد و گفت مگه میشه من بدون تو نمیتونم….ولی هر جوری بود ترک کردیم….شیش ماه عین جهنم بود برام…یه روزایی ساعت ۱۱ تلفنمون زنگ میخورد….
      دقیقا شیش ماه بعد یه شب از بیرون زنگ زدم به محمد وقتی جواب داد دلم ریخت هر چی گفت الو من جواب ندادم.دلم براش تنگ شده بود..
      شاید کسی باورش نشه ولی محمد فرداش بهم زنگ زدو گفت اومده طبقه ی اول خونشون تنها زندگی کنه شمارشو داد بهم…..وااای دلمون واسه هم لک زد ه بود…..من دیگه رفته بودم دوم دبیرستان….بازم رابطمون شروع شد…محمد همش بهم میگفت دوست دارم….خیلی بهم وابسته شدیم…این دفعه دیگه کسی نفهمید..من خاستگارای خیلی زیادی داشتم…تا اینکه یه روز یکی شون از دید مامانو بابام جدی شد…منم به محمد گفتم قضیه رو..همه ی فامیلش میدونستن که دوسم داره…ولی مامانش باورش نمیشد..اخه محمد پیش دانشگاهی بود…ولی به مامانش گفت اونم اومد منو دید و بهم گفت تو واقعا محمد و دوست داری منم گفتم خیلی…
      هر دو عاشق هم بودیم…چند روز بعدش مامانش اینا ازم خاستگاری کردن..مامانم اینا که میدونستن ما با هم دوست بودیم به شدت مخالفت کردن..تا اینکه بابام با باباش تنهایی صحبت کردن…بابای محمد فوق العادست و همه حرفشو قبول دارن…
      بعد از اون دیدار بابام رضایت داد به ازدوجمون….هر دو از خوشحالی نمیدونستیم چیکار کنیم….
      فقط چند روز بعدش وقتی من دوم دبیرستان بودمو محمد پیش دانشگاهی ازدواج کردیم….هیچ وقت خاطره ی خوب اون روزا فراموشم نمیشه….
      الان ۹ ساله که ازدواج کردیم.بچه نداریم…از قبلنا هم بیشتر عاشق همیم…
      تو این ماجرا مادرشوهرم از همه یشتر کمکمون کرد..تا ابد ازش ممنونم.
      همه کسایی که مارو میشناسن میگن ازدواج ما یه موهبت از طرف خدا بود…چون ما با هم بزرگ شدیم..
      از خدا میخوام همه تا اخر عمرشون خوشبخت باشن…ما هم همینطور…
    • توسط sajjad

      ۱- توجه بیشتر به ظاهر
      با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید.
      ۲- حفظ احترام همسر
      به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد.
      ۳- گفتن دوستت دارم
      اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید.
      ۴- فرصت جبران دادن به شوهر
      مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید.
      ۵- قدردانی از شوهر
      شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید.
      ۶- احترام به حریم شخصی
      به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید.
      ۷- پیش قدم شدن برای ابراز محبت
      برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد.
      ۸- مقایسه نکردن با دیگران
      هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند.
      ۹- سرزنش و تحقیر ممنوع
      از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما.
      ۱۰- حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر
      در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید.
      ۱۱- برقراری تماس چشمی
      هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت.
      ۱۲- انتقاد کنید اما اصولی
      مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید. اگر هم نسبت به کارهای او انتقاداتی دارید، باید با روش اصولی انتقادهای خود را مطرح کنید.
      منبع: میهن فال
  • محبوب ترین مطلب ماه

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

درباره ما

دیوونه تو در ۲۰ خرداد ۹۵ فعالیت خود را به عنوان انجمن عاشقانه آغاز کرد.هدف ما به وجود آوردن جو دوستانه و کمک به تمام عاشقان فارسی زبان هست. امیدواریم با همکاری شما عزیزان بتوانیم میزبان خوبی برای لحظه های عاشقانه تان باشیم.

تبلیغات متنی

برای تبادل لینک پیام خصوصی دهید.

بنر دوستان

در این قسمت بنر همکاران قرار میگیرد.

×