رفتن به مطلب

Recommended Posts

733596_876.jpg

نام: ساموئل بارکْلی بِکت
تولد: ۱۳ آوریل ۱۹۰۶
وفات: ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ میلادی (۸۳ سال)
پیشه: نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس وشاعر
ملیت: ایرلندی

آثار:
نمایشنامه: چشم‌به‌راه گودو (۱۹۵۲) - دست آخر (۱۹۵۷)  - آخرین نوار کراپ (۱۹۵۸) - من نه (۱۹۷۲) - فاجعه (۱۹۸۲) - چی کجا (۱۹۸۳) - چرکنویس برای یک نمایشنامه ۱&۲ (۱۹۶۵) - آخر بازی (همان «دستِ آخر» است!) - روزهای خوش - همهٔ افتادگان (۱۹۵۷)

رمان: مورفی (۱۹۳۸) - وات (۱۹۴۵، انتشار ۱۹۵۳) - مالوی (۱۹۵۱) - مالون می‌میرد (۱۹۵۱) - نام‌ناپذیر (۱۹۵۳) - گم‌گشتگان

اشعار:هوروسکوپ (۱۹۳۰) - آنچه واژه هست

زندگی نامه: 
خانواده‌اش پروتستان بودند، پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه علاقه‌اش به زبان فرانسه، در رشته ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷۷ با درجه کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که باجیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل‌گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک‌های زیادی کرد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برشی از کتاب مالون می میرد 

روزهای برّه کُشانش در ماه های دسامبر و ژانویه بود، و همیشه از فوریه به بعد بی صبرانه به انتظار فرا رسیدنِ دوباره ی فصل می نشست، فصلی که عمده ترین اتفاقش، بی شک و شبهه، تولد عیسی مسیح است، در یک اصطبل؛ و در این دوره ی انتظار مدام به این فکر بود که آیا تا زمان موعود زنده خواهد ماند یا نه.

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر عارضه‌ای که تسکین پیدا کند عارضه‌ای دیگر به وخامت می‌گراید ...
بشر یک چاه است با دو سطل...
یکی پایین می‌رود تا پر شود، دیگری بالا می‌آید تا خالی شود ...

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه روزها که لحظه لحظه التماس کرده ام تا شب آغاز شود ، و چه شب ها که دم به دم تضرع کرده ام تا سپیده بدمد ...

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

‌ انسان امروز، انسان انتظارهای بی پایان است؛ گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق می اندازد. آرزوهای او زنجیره ی پوچی است که تا بی پایان جهان ادامه می یابد و این است که به زندگی او "معنا" می دهد.

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اشک های جهان مقادیری ثابت هستند. به ازای هر یک نفری که شروع به گریه کردن می کند، جای دیگر کسی گریه کردن را متوقف می کند. در مورد خنده هم همینطور است. 

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر چه تلاش کردی، هر چه شکست خوردی، مهم نیست. باز هم تلاش کن، باز هم شکست بخور. این بار بهتر شکست بخور. 

ساموئل بکت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      دروود کاربران عزیز 
      شما میتونید بعد از عضویت به صورت کاملا رایگان در این قسمت کانال و گروه های تلگرامی خودتون رو معرفی کنید.
      برای ارسال گروه یا کانال به شکل زیر عمل کنید.

      در قسمت اول نوع را مشخص کنید ( گروه یا کانال )
      در قسمت دومنام گروه / کانال رو بنویسید 
      در قسمت سوم موضوع  گروه / کانال رو انتخاب کنید
      در قسمت چهارم 2 تگ تا 5 تگ  برای گروه/کانال خودتون انتخاب کنید. (این تگ ها در پست اعمال میشود)
      در قسمت آخر لینک گروه / کانال را وارد کنید.
      نکته : اگر قسمتی به نظرتون باید باشه و نیست توی این قسمت به ما بگید.
      نکته2 : از عکس و ... استفاده نکنید. (رنگ بندی آزاد است)
      نکته 3 : لینکی که قرار میدید مورد برسی قرار میگیره پس دقت کنید.
      نکته 4 : برای راحتی در ارتباط میتونید نام کاربری مدیریت کانال / گروه  رو ذکر کنید.
      نمونه ای از معرفی  مجاز:
      نوع: کانال
      نام : دیوونه تو
      موضوع : انجمن عاشقانه دیوونه تو
      تگ: عاشقانه- انجمن - دیوونه تو
      لینک گروه/کانال :https://t.me/divooneto_ir
       
    • توسط sajjad
      فردی با محبوبش سر و سری داشت و همواره می خواست که محبوب با وی سخن گوید و او امتنا می کرد.
      عاشق سخت درمانده و گرفتار معشوقش بود و در آرزوی سخن گفتن با او بود
      فهمید که او به گوهر اشتیاق فراوان دارد
      هرچه داشت به یک دانه جواهر پرقیمت بداد و بیاورد و در مقابل معشوقش سنگی بر آن نهاد تا بشکند.
      معشوقه طاقت نیاورد که آن گوهر بشکند و گفت: ای بیچاره چه می کنی ؟
      گفت:کاری میکنم تا تو حرفی بزنی و  بگویی چه می کنی؟!
    • توسط sajjad
      قید‌زمان + قید‌مکان + قیدحالت + مفعول + فعل + فاعل
      تعریف فاعل/ جای فاعل در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف فاعل: به کسی یا چیزی میگویند که کاری از او سرزده باشد

      در این دو جمله Ali و airplane چون کاری را انجام داده اند فاعل بحساب میآیند.همانطریکه ملاحظه می فرمایید جای آنها در جمله در اول جمله و به عبارت دیگر قبل از فعل می آید.
      تمامي كلمات ضمير
      They, she, he, you,we, I تعریف مفعول/ جای مفعول در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف مفعول: به کسی یا چیزی که کاربرروی او انجام شده

      در این دو جمله.اما the door و many people کار بر روی آنها انجام شد مفعول بحساب می آیند
      همانطوریکه ملاحظه می فرمایید جای آنها در جمله بعد از فعل است.
      تعریف فعل/جای فعل در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف فعل: فعل کلمه ای است که انجام گرفتن کاری یاانجام پذیرفتن یا روی دادن حالتی در زمان حال و گذشته و آینده را نشان می دهد.

      در جمله بالا washed فعل است چون شسته شدن اتومبیل را در زمان دیروز نشان میدهد. جای افعال در جمله بع از فاعل میباشد.
      قید های حالت کدامند؟/جای فعل در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف قید حالت: کلمه ای است که حالت انجام گرفتن فعل را نشان میدهد.

      در جمله بالا carefully  قید حالت است چون چگونگی انجام یافتن فعل را نشان می دهد. قیود حالت عموماً بعد از فعل و مفعول و قبل از قید مکان میباشد.
      طرز درست کردن قید حالت در جملات انگلیسی:
      برخی از قیود حالت با اضافه کردن lyبه آخر برخی از صفات درست میشوند: Slow/slowly Happy/happily برخی از قیود حالت بی قاعده هستند: Good/well Fast/fast Hard/hard قید های مکان/جای قیود مکان در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف قید مکان: کلمه ای است که مکان انجام یافتن فعل را نشان می دهد مانند.
       

      در جله بالا classroom قید مکان است چون مکان انجام یافتن فعل را نشان میدهد.جای آنها بعد از قیود حالت و قبل از قیود زمان می آیند.
      قید های زمان/جای قیود زمان در جمله انگلیسی کجاست؟
      تعریف قید زمان: کلمه ای است که زمان انجام یافتن فعل را نشان میدهد.
       

      در جمله بالا yesterday  یعنی دیروز قید زمان است چون زمان انجام یافتن فعل را نشان می دهد.جای آنها بعد از قیود مکان است.
      💎 ترفند: قانون حمز(فرمولی برای حفظ شدن ترتیب قرار گرفتن قیود حالت ،مکان و زمان در جمله است)
    • توسط sajjad
      نام : علی
      نام خانوادگی : یاسینی
      تاریخ تولد : 1373/9/12
      محل تولد : تهران
      او ترانه سرا، تنظیم کننده و آهنگ ساز نیز هست و همچنین سبک خاصی را برای خود به وجود آورده است.
      همچنین او نزد آرش ، مسیح و مسعود جهانی که یک تیم قوی موسیقیایی هستند همکاری نموده است که یکی از دلایل شهرت او این مورد است.

      شروع فعالیت هنری علی یاسینی
      او دوسال است که بطور حرفه ای خوانندگی را دنبال میکند او از طریق پخش آهنگ نترس به مشهوریت رسیده است و انتظار میرود یکی از خواننده های نو ظهور ایران باشد.
      اما اوج شهرت وی با اهنگی که بطور مشترک با شهاب مظفری خوانده است برمیگردد.
    • توسط ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
      گاه انسانِ رها و بى قيد، محفوظ ماند و انسان مراقب (در دام حادثه) سقوط کند
      امام زين العابدين عليه السلام : انسان بزرگوار به بخشش خود مى بالد، و انسان پست به دارايى خويش مى نازد
      امام على عليه السلام : انسان با گفتارش اندازه گيرى مى شود و با كردارش ارزش يابى 
      امام على عليه السلام : براى آگاهى انسان همين بس كه زمان خود را بشناسد
      امام على عليه السلام : انسان خودرأى به خطا و غلط درمى‏افتد
      امام على عليه السلام : نادانى در انسان ، از خوره(جذام) براى بدن ، زيانبارتر است
      امام على عليه السلام : بزرگ ترين نادانى ، نادانى انسان به حال خويش است
      امام على عليه السلام : انسان هاى شرور ، جز همگون هاى خود را دوست ندارند
      امام على عليه السلام : چه زيبنده است كه انسان ، آنچه را شايسته نيست ، نخواهد
      امام على عليه السلام : انسان زيرك، از هر چيزى پندى مى آموزد
      امام على عليه السلام : انسان به تنگ آمده را وفادارى نيست
      امام على عليه السلام : خرد، دوست صميمى انسان است 
      امام على عليه السلام : پيروزى انسان بزرگوار ، نجات بخش است و پيروزى انسان فرومايه ، نابود كننده
      امام على عليه السلام : فرومايگى آن است كه مال بر انسان ها ترجيح داده شود
      امام على عليه السلام : ارزش هر انسان ، به چيزى است كه مى داند
      گرد آوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
      جمعه 20 مهر 1397
    • توسط sajjad
      حمید صفت متولد 18 مرداد 1372 در تهران، خواننده است
      یک دهه هفتادی که خیلی زود معروف شد، چهره ای متفاوت که فعالیت اش زیرزمینی و غیرمجاز است اما هوادارانش زیادن، می گوید من یاغی ام اما احمق نیستم 
      نام اصلی اش حمیدرضا امیری صفت می باشد
      خانواده
      در یک خانواده هنری در محله شمس آباد تهران بدنیا آمدم، مادرم صدای خوبی دارد و خواهرم نیز کارگردان و بیشتر ویدیو کلیپ ها رو با راهنمایی او می سازم، رادرم هم در آمریکا زندگی می کند
      شروع فعالیت
      فعالیت خود را از دوران راهنمایی به همراه پسر دایی اش علی رهرو با ساخت موزیک رپ زیرزمینی شروع کرد، الگویش را افرادی مثل امینم و فیفتی سنت معرفی می کند. اولین آهنگش موزیکی بنام خیابانی ها بود، می گوید سبک رپ بیشتر به روحیه زندگی ام میخورد و بهتر میتونستم خودمو تخلیه کنم.
      یاغی هستم …
      می گوید بچه یاغی هستم، یاغی را چریکی بودن می داند و از بچگی شر بود و تو کار حد و مرز ندارد ولی می گوید احمق نیستم و در کنارش سیاست دارم
      الگویم چمران است
      از آدم هایی مثل چمران درس می گیرم، بیشتر علاقمند به چریکی بودنش هستم و موزیک ویدیوی چ را در استایل دکتر چمران بصورت چریکی منتشر دادم
      بازیگری و طراحی …
      به بازیگری و کارگردانی علاقه دارد، تمایل دارد یک فیلم کوتاه بسازد و فعالیتی هم در حوزه طراحی لباس دارد
      ازدواج دوم مادر
      پدر و مادر حمید صفت در زمان کودکی او جدا شدند، در سال 1384 وقتی 12 ساله بود مادرش برای بار دوم با مردی بنام هوشنگ ازدواج کرد و مدتی در آلمان زندگی می کرد
      ماجرای حمید صفت (قتل)
      در 22 مرداد 96 حمید صفت ناپدری اش رو در جریان یک دعوای خانوادگی به قتل رساند، او گفته بود ناپدری اش مادرش را کتک می زد برای همین او کنترل خود را از دست داده است. 
      او ساعاتی بعد از مرگ ناپدری در بیمارستان خود را به کلانتری معرفی کرد و به مدت یکسال در زندان رجایی شهر بازداشت بود

      منبع: فتوکده
    • توسط sajjad
      در این تاپیک قصد داریم جمله های عاشقانه رو قرار بدیم. فقط تک جمله طوری که بشه استفاده اش کرد. امیدوارم خوشتون بیاد.
      کمک گرفته از کانال های : OfficialAsheghi
    • توسط sajjad
      دروود کاربران عزیز 
      شما میتونید بعد از عضویت در سایت به صورت رایگان صفحه اینستا گرامتون رو معرفی کنید.

      در قسمت اول نوع حساب را مشخص کنید (شخصی / تبلیغ)
      در قسمت دوم درباره خودتون بنویسد تا دیگران با شما ارتباط برقرار کنند.
      در قسمت سوم اگر تمایل داشتید دو تگ معرفی کنید
      در قسمت آخر نام کاربری یا لینک اینستا گرام خودتون رو قرار بدید.
      نکته : اگر قسمتی به نظرتون باید باشه و نیست توی این قسمت به ما بگید.
      نکته2 : از عکس و ... استفاده نکنید. (رنگ بندی آزاد است)
      نکته 3 : لینکی که قرار میدید مورد برسی قرار میگیره پس دقت کنید.
      نکته 4 : لطفا محتوی درست را انتخاب کنید.

      نمونه ای از معرفی  مجاز:
      نوع : تبلیغ (پشتیبانی سایت)
      درباره من : انجمن دیونه توو با هدف فراهم آوردن یک فضای دوستانه و عاشقانه در 20 خرداد 96 شروع به کار کرده است.
      تگ: عاشقانه- انجمن - دیوونه تو
      لینک / اکانت  : https://www.instagram.com/divoonetoo/
    • توسط sajjad
      مهمان این برنامه کتاب باز سردبیر فصل نامه فرم و نقد بود.
      سینما و ادبیات چه نسبتی باهم دارند؟
      س: یادتونه اولین بار ما همدیگرو کجا دیدیم ؟
      توی کتابخونه کانون فرهگی پرورش فکری کودک و نوجوان ۲۰ سال پیش هر روز شما میرفتین پشت یه میز منم پشت یه میز دیگه ..
      ص: فصل نامه فرم نقد دربارش بگید
      ف: مجله ای است که ۱۰۰ صفحه سینما داره ۱۰۰ صفحه هم ادبیات تماما هم نقده و نسیه توش نیست.
      ص: چرا ادبیات؟ چرا داستان؟ چرا نقد ؟
      ف: من فکر میکنم که ادبیات به مراتب از سینما مهمتره چون ادبیات تونش و ربطش به انساسن خیلی بیشتر از سینماست، ادبیات بیشتر ادم میسازه تا سینما، ادبیات بیشتر مارو با خودمون اشنا میکنه و با جهان پیرامونمون ...
      ادبیات کاری میکنه که هیچ مدیوم دیگه ای نمیتونه بکنه تخیل رو شوکوفا میکنه، سینما نمیتونه موسیقی نمیتونه حتی هیچ مدیوم دیگه نمیتونه ...
      یعنی کسی که میاد پیش من و میگه من میخوام نقد بنویسم و بفهمم و چه خبره میگم برو رمان بخون ...
      پشت ادم اگر رمان باشه رمان های کلاسیک فرهنگی و ایرونی و ادبیات کلاسیک ایرون قطعا درست تر جلو میره تا اینکه این پشت خالی باشه ....
      نسل ما ادبیات با ما مانوس بود من یادمه توی دوره دبیرستان رمان هایی که بود ما چیزی جا نمیذاشتیم. شعر میخوندیم رمان میخوندیمن. شعر اخوان یادمه توی دوران دبیرستان که با دوستان میخوندیم شعر و رمان و رمان و رمان ....
      شاید اون پشتوانه اصلیه منه در این حیطه یعنی تخیل رو میفهمم فکر میکنم ادمی که داستایوسفکی نخونده چخوف نخونده پوشکین نخونده امیلی پست نخونده همینگوی نخونده فالکنر نخونده کمیتش خیلی میلنگه ....
      و ادم هایی که اینارو درست خوندن و منم بعد از دو دهه دوباره دارم ادبیات میخونم و جلسات نقد ادبی هم تا چند وقت پیش توی کافه داشتیم. به شدت دارم لذت میبرم و به شدت دارم چیزای جدید یاد میگیرم.
      بحث فرم و من ظاهرا ادم فرموله کننده ای توی ایرانم خیلی اش رو مدیون ادبیاتم یعنی خیلیشیو مدیونه اینم که یه کسی به یه لغت به یه مکث توی لغت تبدیل میکنه یه حس رو این چقدر فرمه !
      س: اینو توضیح میدین؟
      ف: اجازه بدید قبل از این که اینو توضیح بدم ی نکته عرض کنم ما معمولا گفتم رمان نمیخونیم نسل امروز رو عرض میکنم و پشتمون خالیه از تخیل یعنی بدونه رمان تخیلی درکار نیست به نظر من ...  یعنی تخیل تربیت شده ای در کار نیست ...
      ادم نمیتونه هم زندگی رو تجربه کنه و تجربه های این همه ادم رو اما رمان به ما این تجربه هارو منتقل میکنه و همه بخشیش رو بهمون منتقل میکنه اگه کنش خوندن یاد بگیریم، نه این که بخونیم بگیم چی بود ؟ نه مهم نیست چی بود ! مهم اینه چگونه بود !!!
      همه بحث فرم که تو سوال کردی هم همین بود چگونه بود ! این که قصه اینجا تموم شد یا فرم سریالمون یا فلان فیلم خیلی اهمیت نداره تازه چه هم توی دل چگونه هست. یعنی وقتی چگونه درست باشه چه اش از دل اون درمیاد.
      س: ولی شما همیشه طرفدار چگونه هستید اینو میدونم ولی اگه این دوتا باهم ترکیب بشه چی ؟ یعنی این که مهم که بگیم چی چگونه بود ...
      این به نظرم قدم اوله که بگیم چی چگونه بود ؟ یعنی داریم اصالت رو به چی میدیم اما وقتی بگیم چگونه بود ؟ این دمکراسی هم قائلیم برای همه آدم های که هرچی میخوان بگن اما بلد باشن بگن اما درست بگن تازه از اونجا که درست گفتن حالا دعوامون تازه شروع میشه !
      اما اونایی که خیلی ادعای ارزشی دارن خیلی ادعای روشن فکری دارن خیلی ادعای فلسفی دارن و چگونه ندارن ادعاشون رو هواست چی راجع بهش حرف میزنن !وقتی بلد نیستن حرف بزنن ...
      حالا اگه بحث قبلی رو بخوایم ادامه بدیم فرق ادم با دیگر موجودات که آفریده شدن چیه ؟ بعضی ها میگن کاره، بعضی ها میگن کلامه، من یه ذره اونورترم میگم قصه هست ... ادم با قصه تعریف میشه ادمی که قصه نداره ادم نیست! و ادمی که به قصه علاقه نداره ادم نیست! و مرگ براش بهتره ...
      یاد شهرزاد بیوفت، شهرزاد قصه تو قصه میبرد واقعه تو واقعه که مرگ پشت در بمونه مرگ میگفت یا قصه بگو یا بمیر و اون قصه میگفت ...
      یعنی قصه غیر از این که تخیل رو و ادم رو و قصه ادمیزاد رو عقب روندن مرگه ...
      قصه زندگیه مونادی زندگیه حالا میفهمی چرا میگم ادبیات مهمتر از سینماست و اگر سینماییم دوست دارم قطعا سینمای قصه گوست به زبون تصویر ولی واژه و کلام قلدر تر از تصویره یعنی چی ؟
      یعنی شما نمیتونی چیزایی که نوشته میشه خیلی چیزایی که نوشته میشه ترجمه کنی به تصویر شما نمیتونی هیچ بیت حافظ رو ترجمه کنی به تصویر ...   شما نمیتونی خیلی از حس های انسانی توی ادبیات کلاسیک رو تصویریش کنی، درنمیاد اصلا و تازه دارم فکر میکنم که هیچ مدیومی نمیتونه مدیوم دیگرو بپوشونه هر مدیومی مستقله، فرم خودش رو داره و پدیدار و معینه که ترجمه ناپذیره به همین دلیل باز بگم به نظرم ادبیات ادم میسازه تخیل رشد میده، چشم مارو باز تر میکنه، مارو لطف تر میکنه، مارو سخت تر میکنه، و آمادگی برامون به وجود میاره که با مرگ دست و پنجه نرم کنیم و مرگ رو عقب برونیم.
      س: اقای فراستی من سوال بعدیم هم درباره تیتر یک همین فصل نامه هست (فرم و نقد)  یه مطلبی از ویزینیو ولف چگونه باید کتاب خوند ؟
      ف: شاهکاریه یعنی تو نخوندی امشب بخونی زنگ میزنی به من میگی دمتون گرم بی نظیر مطلب!
      س: اقای فراستی چگونه باید دکتاب خواند؟
      خیلی این سخته! خیلی باید ادم خودشو تقویت کنه تا بتونه درست کتاب بخونه. به نظرم گزینش نباید کرد اول، کتاب ادبیات خوب که دستت میرسه بخون.
      اگه کتاب زنده باشه همچنان ...
      مثال میزنم این کتاب برای زنده یاد احمد محموده من اخیرا زمین سوختشو خوندم از اون کتاب هایی بود که از دستم در رفته بود که ذدزیازه  جنگه مرسی درباره سه ماه اول جنگه که از سطر اول تو هیچی نمیدونی روای شروع میکنه تو خیابون راه رفتن و حرفای مردم رو شنیدن و منتقل کردن حرف ها ...
      انگار که اون موقع است که شهریوره ۵۹ و تو توی اهوازی با این مردم جونوبی که داره تجواز عراق شروع میشه ..
      انقدر این کتاب تواناست توی فرم که تو دل میدی و میری جلو نمیذاره کات کنی یه نفس مجبوری بری آدم هارو میشناسی حرکت رو میفهمی محمود معتقده که کتاب رمان توصیف و حرکت در توصیف نیست خود حرکته!
      یعنی اگه میخواد بهت بگه که طرف گرمش بود و چطور ....
      اگر مشکل نگارشی داشت ببخشید و در زیر پست صحیحش رو بگید.
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×