رفتن به مطلب
  • 0
مهمان مهمان

از دست دادن اعتماد به نفس

سوال

مهمان مهمان

من 18 سال دارم و فردی هستم كه اصلا اعتماد به نفس ندارم و این باعث می‌شود همه ‌جا كم بیاورم. چطور می‌توانم  اعتماد به نفس خودرا بالا ببرم؟ 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 پاسخ به این سوال تا کنون داده شده است

Recommended Posts

  • 0
نقل قول

 

پاسخ ارائه شده توسط: ركسانا خوشابی؛ كارشناس ارشد مشاوره 

اول این‌كه گاهی اعتماد به نفس ما پایین نیست و اشتباها یا با تلقین دیگران است كه تصور می‌‌كنیم اعتماد به نفس كمی داریم. اگر واقعا اعتماد به نفس شما كم است در زمینه‌ای كه اشتیاق دارید از كارهای كوچك شروع كنید و به خود امتیازهای مثبت دهید تا به كارهای بزرگ برسید.

اگر این روش برای شما كارساز نشد حتما به روانشناس مراجعه كنید تا با ریشه‌یابی دلیل كمبود اعتماد به نفس شما به شما كمك حرفه‌ای و تخصصی كند. گاهی كمبود اعتماد به نفس ریشه در اختلال یا بیماری دیگری دارد كه با درمان آن اختلال یا بیماری این مشكل نیز حل می‌‌شود.

منبع: زندگی آنلاین

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخ به این سوال ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      یکی از اپلیکیشن‌های خوب و محبوب موسیقی مخصوص مغز است. گوش دادن به موسیقی‌های مختلف این اپلیکیشن به کاربران کمک می‌کند تا بتوانند تمرکز ذهنی خود را بالا ببرند؛ آرامش بیشتری را تجربه کنند؛ و خوابی آسوده و راحت داشته باشند. یکی از بخش‌های اپلیکیشن نیز، موسیقی‌هایی مخصوص مدیتیشن را در اختیار کاربر قرار می‌دهد.
      Brain.fm، موسیقی‌های مخصوص مغز را در طبقه‌بندی خاصی، با توجه به نیاز کاربر ارائه می‌دهد. وجه اشتراک همه‌ی موسیقی‌های ارائه‌شده در برنامه، این است که همه‌ی آنها مخصوص مغز  انسان طراحی شده‌اند. Brain.fm، در شرایط مختلف بر امواج مغزی کاربر تاثیر می‌گذارد و می‌تواند به‌عنوان ابزاری مناسب برای متعادل نمودن امواج مغزی به‌کار برده شود.
      انواع موسیقی در اپلیکیشن Brain.fm
      همان‌طور که گفته شد، موسیقی‌های اپلیکیشن، براساس نیاز کاربر طبقه‌بندی شده است. کاربران می‌توانند در صفحه‌ی اصلی برنامه، موسیقی مخصوص تمرکز (focus)، موسیقی مخصوص ریلکسیشن (relaxation)، موسیقی مخصوص خواب (sleep)، موسیقی مخصوص مدیتیشن (meditation) را انتخاب کنند.
      کلیه‌ی موسیقی‌های ارائه‌شده در برنامه، زیر نظر متخصص علوم اعصاب و مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته‌ شده‌اند. موسیقی‌ها می‌توانند بر امواج مغزی تاثیرگذار باشند. تعدادی از موسیقی‌های اپلیکشین brain.fm، به‌صورت رایگان در اختیار کاربران قرار می‌گیرد؛ ولی نسخه‌ی اصلی و کامل برنامه، رایگان نیست.
      پلی استور
      اپ استور
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      با سلام،
      اینجانب 2 سال است که طلاق گرفته ام اما میترسم به ازدواج مجدد فکر یا اعتماد کنم.
      لطفا راهنمایی فرمایید.
      با تشکر
    • توسط sajjad
      گر مجبور به انتخاب بین مرگ و زندگی چند نفر شوید؛ چه می‌کنید؟ آیا حاضر به کشتن افرادی برای نجات زندگی دیگر انسان‌ها هستید؟ در این مطلب با یکی از چالش برانگیز ترین آزمایش‌های روانشناسی تاریخ آشنا شوید!

      تصور کنید در کنار ریل یک قطار ایستاده اید. در کمی دورتر پنج کارگر را مشاهده می‌کنید که در حال کار روی ریل قطار هستند و نمی‌توانند صدای آمدن قطار را بشنوند و حتی اگر قادر به تشخیص آمدن قطار شوند؛ نمی‌توانند در زمان مناسب از جلوی آن کنار روند. شما نیز قادر به هشدار دادن به آن‌ها نیستید.
      از آن جا که این فاجعه باعث مرگ آن پنج نفر می‌شود، شما اقدام به راهی برای نجاتشان می‌کنید و یک اهرم متصل به ریل، توجهتان را جلب می‌کند. اگر این اهرم را بکشید، مسیر حرکت قطار به ریل دوم تغییر می‌کند و شما از برخورد قطار به پنج کارگر جلوگیری خواهید کرد. اما در پایین ریل دوم، یک کارگر تنها ایستاده است که نمی‌داند همکاران خود در چه حالی هستند.
      بنابراین، آیا شما اهرم را می‌کشید تا جان یک نفر گرفته شود اما پنج نفر نجات پیدا کنند؟
      این مسئله که به عنوان تنگنا یا دوراهی تراموای برقی شناخته می‌شود، برای اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط جدیت جاروس تامسون در سال ۱۹۸۵ باز طراحی شد.
      این مسئله به ما اجازه می‌دهد تا به نتایج عمل خود فکر کنیم و در نظر بگیریم که آیا ارزش اخلاقی آن تنها با نتیجه آن تعیین می شود یا خیر. دو راهی تراموای برقی می‌تواند وسیله‌ای بسیار انعطاف پذیر برای کاوش شهود اخلاقی ما و دیگر سناریو‌ها مانند جنگ، شکنجه، سقط جنین و کشتن از سر ترحم باشد.

      حال این مسئله را به شکل دیگری در نظر بگیرید؛ نصور کنید که روی یک پل عابر پیاده بالای تراموا ایستاده‌اید. شما می‌توانید پنج کارگر را در فاصله‌ای دورتر روی ریل ببینید، اما هیچ اهرمی برای تغییر مسیر تراموا وجود ندارد.
      با این حال، مرد بزرگی در کنار شما روی پل ایستاده است و شما مطمئن هسنید که با انداختن او روی ریل قادر به متوقف ساختن تراموا هستید.
      بنابراین، شما این مرد چاق را روی ریل تراموا برای نجات آن پنج نفر هل خواهید داد؟
      نتیجه این دو سناریو یکسان است: یک نفر می‌میرد، پنج نفر دیگر زندگی خواهند گرد. نکته جالب اینجاست که اکثر مردم در سناریو اول ترجیح می‌دهند اهرم را کشیده تا پنج نفر را نجات دهند؛ اما در سناریو دوم افراد کمی هل دادن مرد چاق را تایید می‌کنند.
      برخی از فیلسوف‌ها و دیگران راهی بسیار ترسناک را معرفی می‌کنند. آن‌ها حتی به اهرم دست نمی‌زنند.
      این مسئله را به شکل دیگری نیز می‌توان بیان کرد: تصور کنید که یک دکتر هستید و پنج بیمار دارید که برای ادامه زندگی نیاز به پیوند اعضا دارند. دو نفر از آن‌ها نیاز به یک ریه، دو نفر دیگر نیاز به یک کلیه و پنجمین نفر نیاز به قلب دارد.
      از طرفی دیگر شما یک بیمار دارید که دارد دوره نقاهت خود را پشت سر می‌گذارد و یک پایش شکیته است اما دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. شما حاضر هستید که این بیمار را بکشید تا اعضای بدن او را بین آن پنج نفر تقسیم کنید و باعث نجات آن‌ها شوید؟
      این مسئله‌هم مانند سناریو اول می‌باشد؛ اما اکثر مردم کشتن بیمار سالم را رد می‌کنند.
      اگر‌در همه‌ی حالات فوق نتیجه یکسان است؛ چرا اکثر مردم تنها می‌خواهند اهرم را بکشند، اما مرد چاق را از روی پل هل ندهند یا بیمار سالم را نکشند؟ آیا به این معنی است که مسائل اخلاقی همیشه قابل اعتماد و منطقی نیست؟ ما تصمیماتی را با آن که می‌دانیم تبعاتی منفی دارد را اجرا می‌کنیم و تنها با تغییر صورت مسئله و همان نتایج از اجرای آن خودداری می‌کنیم. شاید عوامل دیگری در تصمیم گیری ما نقش داشته باشد.
      در سناریو اول، کشیدن اهرم  که باعث کشته شدن یک نفر و نجات پنج نفر می‌شود به صورت مستقیم اعمال نمی‌شود. اما در سناریو دوم شما با هل دادن مرد چاق به صورت مستقیم مرتکب قتل عمدی می‌شوید و به معنای واقعی فعل کشتن را انجام می‌دهید.
      قانون اصل دو نتیجه (double effect) بیان می‌کند اگر یک کار منفی برای دستیابی به کاری مثبت به صورت غیر مستقیم (در اینجا کشیدن اهرم) انجام شود قابل انجام است اما اگر به صورت  مستقیم انجام شود (ما ند هل دادن مرد چاق) جایز نیست. با این حال اکثر فیلسوف‌ها این قانون را نمی‌پذیرند و آن‌ را توجیه مناسبی برای مسئله تراموا‌ی برقی به شمار نمی‌آورند.
      اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همه حقوقی برابر دارند پس شاید بتوان گفت کشتن یک نفر به قصد نجات پنج نفر می‌تواند منطقی به نظر برسد. اما آیا میزان ارزش یک فرد به میزان حقوق اوست؟

      اگر شما با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شدید چه می‌کردید؟
      منبع: xti
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری 24 ساله هستم كه مدتی با پسری آشنا شدم و می‌گوید قصد ازدواج دارد، این پسر از من 4 سال كوچك‌تر است. من این فاصله سنی آزارم می‌دهد اما او می‌گوید مهم نیست. چه كنم واقعاً قادر به تصمیم‌گیری نیستم؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      مردی 38 ساله هستم. مدتی است كه همسرم روزگار مرا تیره و تار كرده. او مدام به من شك می‌كند. روزی هفت هشت بار به محل كارم تلفن می‌زند و گاهی سرزده به محل كارم می‌آید تا ببیند چكار می‌كنم و آبروی مرا جلوی همكارانم می‌برد، اگر به حمام بروم متوجه می‌شوم كه موبایل مرا كاملا چك كرده و تماس‌‌ها و پیامك‌‌هایم را خوانده، و اگر پیامك‌‌ها یا تماس‌‌هایم را پاك كرده باشم با من مشاجره به راه می‌اندازد و مرا تهدید می‌كند كه آبروی مرا خواهد برد. اگر با دوستم تلفنی حرف بزنم گمان می‌كند در حال مكالمه با زن دیگری هستم و همیشه می‌خواهد مچ مرا بگیرد. دیگر از این رفتارها و حركات خسته شده‌ام. خواهش می‌كنم راهنمایی‌ام كنید. 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری هستم كه مدت 2 سال است از هم‌كلاسی‌ام خوشم آمده اما نمی‌دانم او از من خوشش می‌آید، یا نه البته یك بار پیشنهاد  دوستی داد اما من قبول نكردم چه كار باید بكنم . 
    • توسط sajjad
      دو نیمکره یا دو قسمت از مغز (چپ و راست) کارهای متفاوتی انجام می دهند. اما سوال اینجاست که آیا یک طرف از مغز می تواند بر سمت دیگر آن سلطه داشته باشد و بر روی شخصیت افراد اثر بگذارد؟ برخی از افراد بر این باورند که انسان ها راست مغز یا چپ مغز هستند و همین امر شیوه ای که آن ها فکر می کنند و بر اساس آن رفتار می نمایند را تعیین می کند.

      در این مقاله سعی می کنیم حقایقی که پشت این ادعا وجود دارد را با هم مرور کنیم.
      مرور اجمالی:
      همانطور که می دانید مغز یکی از اندام های پیچیده و فعال بدن است. این بخش از بدن دارای بیش از ۱۰۰ میلیارد نورون یا سلول مغزی است و وزن آن حدود ۱.۴ کیلوگرم است.
      این اندام دو درصد از وزن انسان را به خود اختصاص داده اما ۲۰ درصد از انرژی بدن را مورد استفاده قرار می دهد. نیمکره چپ و راست مغز به وسیله تعداد زیادی از تارهای عصبی به هم وصل شده اند. در یک مغز سالم، دو قسمت به خوبی با هم ارتباط دارند.
      هر چند لازم نیست این دو نیکره به طور مداوم با هم ارتباط داشته باشد. اگر فردی دچار آسیب شود و دو نیمکره مغزش از هم جدا گردد باز هم می تواند کارهای خود را به طور طبیعی انجام دهد.
      باور راست مغز بودن در برابر چپ مغز بودن:
      بر اساس این اعتقاد، هر فردی می تواند راست مغز یا چپ مغز باشد. در این شرایط یک سمت از مغز بر سمت دیگر سلطه خواهد داشت و همین امر شخصیت، افکار و رفتار او را مشخص می کند. از آن جایی که افراد چپ دست و راست دست هستند، ایده راست مغز و چپ مغز بودن نیز می تواند فریب دهنده باشد.
      در این شرایط افراد چپ مغز دارای ویژگی های زیر خواهد بود:
      وجود قدرت تجزیه و تحلیلی منطقی بودن مبتنی بر جزییات و حقایق دنبال اعداد بودن فکر کردن با کلمات افراد راست مغز دارای ویژگی های زیر هستند:
      خلاق بودن تفکر ازادانه داشتن دیدن تصاویر بزرگ حسی بودن تجسم کردن شرایط اسکن MRI از مغز تحقیقات در این باره چه می گوید؟
      تحقیقات اخیر نشان می دهد نظریه راست و چپ مغز بودن صحیح نیست. یکی از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۳، تصاویر سه بعدی از مغز ۱۰۰۰ نفر را مورد بررسی قرار داد. محققان این مطالعه، فعالیت نیمکره راست و چپ افراد را به کمک اسکنر MRI مورد بررسی قرار دادند.
      نتایج به دست آمده نشان می دهد افراد از دو نیمکره خود استفاده می کنند و هیچ کدام از آن ها بر دیگری برتری و سلطه ندارد.
      با اینحال فعالیت مغز افراد با هم متفاوت است و این موضوع به کاری که انجام می دهند بستگی دارد.
      به عنوان مثال یکی از مطالعات انجام شده بیان می کند مرکز زبان در مغز در نیمکره چپ است و نیمکره راست مسئول احساسات و ارتباطات غیر شفاهی است. با اینحال برخی از یافته ها نشان دهنده وجود شخصیت های مرتبط با راست مغز بودن و چپ مغز بودن است.
      عملکردها و ویژگی های هر نیمکره:
      با اینکه افراد به طور کامل در دسته بندی های راست مغزی و چپ مغزی قرار نمی گیرند اما عملکرد این دو نیمکره با هم متفاوت است و تفاوت در این دو نیمکره به صورت زیر است:
      احساسات:
      همانطور که قبلا نیز بیان کردیم احساسات در سمت راست مغز بیشتر دیده می شود. احساسات توسط نیمکره راست مغز شناسایی و بیان می شود.
      زبان:
      سمت چپ مغز در تولید سخن فعال تر از سمت راست آن است. در بیشتر افراد، دو ناحیه اصلی زبان در نیمکره چپ یافت می شوند.
      زبان اشاره:
      زبان مبتنی بر عناصر بصری در سمت چپ مغز بیشتر دیده می شود. افرادی که ناشنوا هستند زمانی که زبان اشاره را مشاهده می کنند فعالیت شبیه تولید صحبت را در مغز نشان می دهند.
      راست دست و چپ دست بودن:
      افراد راست دست و چپ دست از نیمکره های چپ و راست به شیوه متفاوتی استفاده می کنند. به عنوان مثال افراد چپ دست، از سمت راست مغز خود برای وظایف دستی بهره می برند. راست دست و چپ دست بودن حتی زمانی که کودک در رحم است هم می تواند دیده شود. مشاهده شده است که حتی در هفته پانزدهم بارداری برخی از کودکان ترجیح می دهند انگشت دست راست یا چپ خود را بمکند.
      توجه:
      دو نیمکره راست و چپ در توجه کردن نیز با هم متفاوت هستند. سمت چپ مغز در توجه کردن به دنیای درونی نقش دارد. سمت راست در توجه کردن به دنیای بیرونی بیشتر فعال عمل می کند. تحقیقات تصویری اخیر از مغز نشان می دهد که تفاوتی بین مردان و زنان در چپ یا راست مغزی وجود ندارد.
      آیا سلطه نیمکره های مغزی بین افراد متفاوت است؟
      سمتی از مغز که در هر فعالیتی مورد استفاده قرار می گیرد برای همه افراد یکسان نیست. سمتی از مغز که برای فعالیت های خاصی استفاده می شود ممکن است بر اساس راست یا چپ دست بودن افراد تحت تاثیر قرار گیرد. یکی از مطالعات انجام شده در سال ۲۰۱۴ نشان می دهد در بیش از ۹۹ درصد از افراد راست دست ، مرکز زبان در سمت چپ مغز قرار دارد. سلطه نیمکره ها از فردی به فردی دیگر با فعالیت های مختلف، متفاوت خواهد بود.
      برای درک تمامی فاکتورهایی که بر این شرایط تاثیر می گذارند به تحقیقات بیشتری نیاز خواهد بود.
      نتیجه گیری:
      نظریه راست یا چپ مغز بودن افراد توسط تحقیقات علمی پشتیبانی نشده است. برخی از افراد ممکن است این نظریه ها را با استعدادهای طبیعی خود همتراز و هماهنگ بدانند. با اینحال نمی توان تنها بر روی گفته ها تکیه کرد. باور شخصیت راست یا چپ مغز بودن ممکن است سال ها در میان افراد رواج داشته باشد زیرا در واقعیت فعالیت مغز متقارن نیست و از فردی به فرد دیگر متغیر است.
      منبع: مجله سلامت
    • توسط sajjad
      گاهی اوقات پیش می‌آید که از دست زندگی خسته می‌شویم و همه چیز برایمان پوچ و بی‌سر‌انجام بنظر می‌رسد. گاهی دلمان می‌خواهد همه چیز را ول کنیم و بیخیال تلاش کردن شویم. گاهی اوقات استرس و اضطراب تحمل نکردنی می‌شود. از همین رو در ادامه به شما راهکار‌هایی را معرفی می‌کنیم که در شرایط این چنینی حسی بهتر داشته باشید.
      1. از تله‌ی “دنیا همین است” اجتناب کنید
      این باور یک نوع تعصب شناختی است که مورد مطالعه چند تن از روان‌شناسان قرار گرفته و به عنوان مثال گاهی اوقات مردم این نگرش را دارند که اگر دیگران فقیر هستند، حتما سزاوار فقر هستند. در دام این باور نیوفتید که، اگر من در کشمکش هستم، حتما سزاوار کشمکش کردن بوده‌ام. احتمالا در کشمکشم چون بی‌ارزشم. خیلی از افراد با‌هوش و با‌استعداد هم هستند که با شرایط سخت دست و پنجه نرم می‌کنند. مثلا هزینه‌ی بالای درمان و نداشتن بیمه. همه‌ی ما یک سری تصمیمات نه چندان صحیح در زندگی‌مان گرفته‌ایم. گاهی اوقات پیامد‌ها جزئی هستند و گاهی اوقات مردم باید سال‌ها تلاش کنند تا آثار پیامد‌های بوجود آمده را از بین ببرند.
      2. به خود‌تان یادآوری کنید که شما دارید بهترین‌تان را انجام می‌دهید
      دکتر Fran  vertue  برای وقت‌هایی که از زندگی احساس خستگی می‌کنید این طور می‌گوید:
      به خود‌تان یادآوری کنید که در حال حاضر با شرایط و منابعی که در اختیار دارید، در حال انجام بهترین‌تان هستید. انعطاف پذیری را تمرین کنید تا بتوانید از فرصت‌ها به منظور ایجاد تغییر بهره ببرید.
      3. از دام”من باید سخت‌تر کار کنم” دوری کنید
      اگر سعی دارید برای مقابله با استرس، کشمکش یا خستگی، از تلاش برای کار بیشتر و سخت‌تر بهره بجویید، بهتر است که کمی آرام بگیرید. همانطور که بالا گفته شد احتمالا در حال حاضر دارید بهترین‌تان را انجام می‌دهید. اینکه به خود‌تان بگویید جواب حل مشکلات‌تان فقط سخت‌تر کار کردن است ایده‌ی صحیحی نیست. شما نباید به خود‌تان بگویید که به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنید، بلکه باید استراتژی‌تان را عوض کنید.
      4. وقتی از زندگی خسته هستید، حواس‌تان به بیش از حد فکر کردن باشد
      مردم اغلب سعی می‌کنند با فکر کردن زیاد مشکلات‌شان را حل کنند. با اینکه این روش بدیهی است اما باید حواستان باشد که فکر کردن بیش از حد هنگامی که در حال و هوای افسردگی هستید، در واقع کیفیت تولید راه حل برای حل مشکلات‌تان را کاهش می‌دهد. اگر تا به الان به اندازه‌ی زیاد و کافی به مشکلات‌تان فکر کرده‌اید، پس بفهمید که جواب مشکلات‌تان در فکر کردن بیشتر نیست. به خودتان استراحتی بدهید تا در مورد چیز‌های کوچک اقدامی بکنید تا شرایط‌تان بهتر شود نه اینکه مدام وقت‌تان را به فکر کردن بگذرانید.
      5. ریتم‌تان را منظم کنید
      سعی کنید ریتمی منظم برای خوابیدن، معاشرت و کار کردن داشته باشید. منظم کردن این ریتم‌ها به منظم کردن مود و انرژی‌تان کمک می‌کند.
      منبع: دیجی رو
    • توسط sajjad
      به اهداف‌تان فکر کنید. آیا آنها بازتاب کننده‌ی ارزش‌ها و چشم انداز‌های شما برای آینده هستند؟ آیا به خاطر آنها هیجان زده‌اید یا اینکه صرفا برای راضی کردن کسی آنها را انجام می‌دهید؟ وقتی اهداف برایتان با معنا و مرتبط باشند، می‌توانند به شما جهت و معنا داده و موجب پیشرفت‌تان شوند. اینکه بدانید از چه رویکرد‌ها و روش‌هایی برای تنظیم و رسیدن به اهداف‌تان استفاده کنید، شانس محقق کردن آنها را بالا می‌برد. اهداف‌تان را هوشمند یا SMART کنید. SMART رویکردی اثبات شده است که  شما را با درست تعیین کردن اهداف، در رسیدن به آنها یاری می‌دهد.
      Specific (خاص): چشمان‌تان را ببندید و خودتان را در حال انجام کاری ببینید. به عنوان مثال”من می‌تونم خودمو در حال خوردن سبزیجات ببینم تا به کاهش وزنم کمک کنم، ولی نمی‌تونم خودمو ببینم که روی ترازومی‌رم و وزنم کم شده”
       Measurable(قابل اندازه گیری): اجزایی که می‌توانید پیگیری کنید را در نظر داشته باشید مثلا مدت زمان یا تعدد پیاده روی‌هایتان را. اهداف قابل اندازه گیری می‌توانند برای نشان دادن پیشرفت به شما خیلی کارامد باشند.
       Attainable(قابل دستیابی): چیزی پیدا کنید که درست باشد. هدف‌تان هم باید شدنی باشد و هم اینکه نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک باشد. خودتان را ماورای منطقه‌ی امن‌تان به چالش بکشید، اما نه آنقدر که وقتی به هدف‌تان فکر می‌کنید مشوش و مضطرب شوید.
      Relevant (مرتبط): شاید این مهم‌ترین قسمت این متد باشد. کاری کنید که اهداف‌تان برایتان مهم و با معنی باشند – یعنی برای خودتان، نه برای اعضای خانواده، پزشک یا کارفرمایتان. درست است که گاهی ما دلمان می‌خواهد کاری را برای دیگیری انجام دهیم و انگیزه‌ی‌مان خشنودی طرف مقابل است، اما اگر دلایل شخصی عمیقی برای انجام کاری داشته باشید شانس محقق کردن آن بیشتر خواهد بود. مرتبط کردن اهداف‌تان به ارزش‌ها و دیدگاه‌تان باعث می‌شود بتوانید تغییرات دلخواه خود را ایجاد کنید.
      Time-Limited (مبتنی بر زمان): یک مهلت واقع بینانه برای خودتان تعیین کنید. داشتن نقطه‌ی پایان به شما اجازه می‌دهد که مکثی کرده و در صورت لزوم تغییری ایجاد کنید. اغلب اوقات مردم بدون اینکه متوجه پیشرفت‌شان باشند و آن را شناسایی و بازتاب کنند به سراغ هدف بعدی‌شان می‌روند.
      با کار کردن بر روی این 3 گام لازم برای تنظیم هدف، شانس موفقیت خود را افزایش دهید.
      ۱- اوقاتی را به فکر کردن به دلایلی که پشت هدف‌تان وجود دارد بگذرانید. تا زمانیکه به این سوالات پاسخ نداده‌اید به جلو حرکت نکنید:
      این هدف چطور به ارزش‌های شخصی من مرتبط است؟ این هدف چطور من را به چشم اندازم برای آینده نزدیک‌تر می‌کند؟ چه چیزی در مورد این هدف من را به هیجان وا می‌دارد؟ ۲- وقتی هدف‌تان را شناسایی کردید، آن را به قسمت‌های روزانه یا هفتگی کوچک‌تر تقسیم کنید:
      برای این‌که تعیین کنید آیا اندازه‌ی این هدف مناسب شماست، اعتماد بنفس‌تان را نسبت به توانایی‌تان برای محقق کردن این هدف از 0 تا 10 امتیاز دهی کنید. اگر اعتماد بنفس‌تان کمتر از 7 است، شاید بهتر است هدف‌تان را به قسمت‌های کوچک تقسم کنید. ۳- هدف‌تان را با دیگری به اشتراک بگذارید.
      به خودتان اجازه‌ی آسیب پذیر بودن بدهید و آمال و آرزوهایتان را با دیگری به اشتراک بگذارید. این می‌تواند روابطی قوی‌تر ایجاد کرده و به تشویق و انگیزه دادن به شما کمک کند. الگویی انتخاب کنید که قبلا به هدفی که شما می‌خواهید دست پیدا کنید دست یافته است. اگر تجربه‌ی زیادی در زمینه‌ی تنظیم اهداف نداشته یا به اهدافی که در گذشته تنظیم کرده‌اید نرسیدید، نترسید و دوباره با این راهکار‌ها شروع کنید، چیزی که می‌خواهید بدان برسید را برگزیده و اگر لازم است از دیگران کمک بگیرید. حال این کمک می‌تواند یک دوست باشد یا یک مربی یا شخصی حرفه‌ای. منبع: دیجی رو
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×