رفتن به مطلب
  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      این نکات که براساس مطالعات و تحقیقات متعدد ارائه شده‌اند کمک می‌کنند بحث‌ها و گفتگوهای سازنده‌تری داشته باشید.
      هر فردی که روابط عاشقانه را تجربه کرده باشد می‌داند که اختلاف‌نظر و دعوا غیرقابل‌اجتناب است. وقتی دو نفر مدت‌زمان زیادی را کنار هم سپری می‌کنند و زندگی‌هایشان در هم گره می‌خورد، ممکن است هرازگاهی به اختلاف بخورند. این اختلاف‌نظرها ممکن است بزرگ یا پیش‌پاافتاده باشد، از شام چی بخوریم گرفته تا اینکه آیا تربیت فرزندان براساس آموزه‌های دینی باشد یا نه.
      این حقیقت که در رابطه‌تان اختلاف‌نظر وجود دارد نشانه‌ی این نیست که مشکل جدی‌ای رابطه‌تان را تهدید می‌کند. درواقع، این اختلاف‌نظرها اگر به‌درستی مدیریت شوند می‌توانند حتی باعث رشد رابطه‌تان شوند. اگر هیچوقت با هم دعوا نکنید یا درمورد مشکلی با هم حرف نزنید، هیچوقت موفق به حل مشکلاتتان نخواهید شد. اگر به‌طور سازنده‌ای با مشکلاتتان برخورد کنید، درک بهتری درمورد همسرتان پیدا می‌کنید و به راه‌حلی دست پیدا خواهید کرد که به نفع هر دوی شما باشد. از طرف دیگر، این احتمال وجود دارد که مشکلی تشدید شده و موجب بروز خصومت شود. در زیر به ۱۰ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند راه‌حل‌های سازنده برای مشکلاتتان پیدا کنید.
      ۱. رُک باشید.
      بعضی وقت‌ها آدم‌ها نمی‌تواند صاف و پوست‌کنده بگویند که چه‌چیزی اذیتشان می‌کند و درعوض از روش‌های غیرمستقیم برای بیان ناراحتی‌شان استفاده می‌کنند. یک طرف ممکن است طوری با دیگری صحبت کند که یک دشمنی زیر‌پوستی از آن احساس شود. یا اینکه با تند و تند عوض کردن موضوعات مختلف نخواهید درمورد مشکل اصلی درست حرف بزنید. این روش‌های غیرمستقیم برای ابراز عصبانیت  به‌هیچ‌عنوان سازنده نیستند چون طرف‌مقابل به درستی نمی‌فهمد که مشکل اصلی کجاست و چطور باید واکنش دهد.البته متوجه می‌شود که همسرش ناراحت است ولی این فقدان صراحت باعث می‌شود مشکل بدون راه‌حل بماند.
      ۲. بدون سرزنش کردن همسرتان، درمورد احساستان حرف بزنید.
      جملاتی که به صورت مستقیم شخصیت طرفتان را زیر‌سوال می‌برد برای رابطه بسیار مضر است. اگر مردی که از حسادت همسرش کلافه شده است بگوید «واقعاً آدم غیرمنطقی‌ای هستی» باعث می‌شود که همسرش وارد حالت دفاعی شود و بحث را به بیراهه بکشد. یک استراتژی بسیار سازنده استفاده از جملاتی است که با «من» شروع می‌شود و ترکیب کردن آنها با «توصیف رفتار». این جملات روی احساس شما تمرکز دارد، بدون اینکه همسرتان را در جایگاه متهم بنشاند و توصیف رفتار هم روی رفتار خاصی که از همسرتان سر زده است تمرکز دارد نه یک نقص شخصیتی. به‌عنوان مثال، این مرد در چنین شرایطی می‌تواند بگوید، «من از اینکه مدام طی مکالمه‌های خیلی عادیم با زن‌های دیگه بهم میگی دارم باهاشون لاس می‌زنم ناراحت میشم.» این تاکتیک‌ها بسیار صریح و مستقیم هستند ولی شخصیت طرف‌مقابلتان را زیر سوال نمی‌برند.
      ۳. هیچوقت نگویید «هیچوقت» (یا »همیشه»).
      وقتی درمورد یک مشکل صحبت می‌کنید باید سعی کنید از کل‌گویی درمورد همسرتان اجتناب کنید. جملاتی مثل، «تو هیچوقت تو کارهای خونه به من کمک نمی‌کنی» یا «تو همیشه فقط مشغول گوشیت هستی» باعث خواهد شد که همسرتان حالت دفاعی پیدا کند. این استراتژی باعث می‌شود همسرتان هم سعی کند شکایت‌های مشابه از شما بکند و بحثتان را به هیچ‌جا نخواهند رساند. تاکید می‌کنیم به هیچ‌عنوان نباید کاری کنید که همسرتان وارد حالت دفاعی شود.
      ۴. موضوع بحث را انتخاب کنید.
      اگر می‌خواهید بحثی سازنده داشته باشید، باید هر بار روی یک موضوع مشخص بحث کنید. زوج‌های ناراضی معمولاً در طول بحث‌ها موضوعات مختلفی را وسط می‌کشند. وقتی می‌خواهید مشکلات شخصی‌تان را حل کنید، هیچوقت از این استراتژی استفاده نمی‌کنید. تصور کنید می‌خواستید درمورد اینکه باید فعالیت ورزشی بیشتری وارد برنامه‌ی روزانه‌تان کنید فکر کنید. مطمئناً تصمیم نمی‌گیرید که در چنین زمانی به اینکه چطور می‌توانید پول بیشتری برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنید، کمدتان را چطور مرتب کنید، یا اینکه با یک موقعیت بد در محل‌کار چطور برخورد کنید هم فکر کنید. مطمئناً تصمیمتان این خواهد بود که به هر کدام از این مشکلات یکی‌یکی فکر کنید. این کملاً واضح است ولی دعوای بین‌تان داغ می‌شود به‌راحتی ممکن است دو طرف از یک موضوع به موضوع دیگر بپرند و شکایت‌های مختلف را وسط بکشند. باید بدانید که هر چه شکایت‌های بیشتری را وسط بکشید، احتمال اینکه بتوانید به راهکاری برای این مشکلات برسید، کمتر می‌شود.
      ۵. واقعاً به حرف‌های همسرتان گوش دهید.
      خیلی ناراحت‌کننده است که احساس کنید همسرتان به حرف‌های شما توجهی ندارد. وقتی وسط حرف همسرتان می‌پرید یا تصور می‌کنید که می‌دانید به چه فکر می‌کند، شانس این را که بتواند حرف‌های دلش را به زبان بیاورد از او می‌گیرید. حتی اگر مطمئن باشید که می‌دانید همسرتان چه می‌خواهد بگوید، باز هم ممکن است اشتباه کرده باشید.
      می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های گوش دادن فعال به همسرتان نشان دهید که به حرف‌هایش توجه دارید. وقتی همسرتان مشغول حرف زدن است، حرف‌هایش را با استفاده از کلماتی دیگر تکرار کنید. این کار جلوی بروز سوء‌تفاهم را هم می‌گیرد. یا سوال بپرسید. مثلاً بگویید، «تو از اینکه من اون حرف رو زدم ناراحتی، آره؟» این استراتژی‌ها هم از بروز سوءتفاهم‌ها جلوگیری می‌کند و هم به همسرتان نشان می‌دهد به او توجه دارید و برای حرف‌هایش ارزش قائل هستید.
      ۶. اتوماتیک‌وار به شکایت‌های همسرتان اعتراض نکنید.
      وقتی از شما انتقاد می‌کنند خیلی سخت است که حالت دفاعی به خودتان نگیرید. ولی این رویکرد دردی را دوا نمی‌کند. زوجی را تصور کنید که به‌خاطر اینکه زن می‌خواهد مرد بیشتر در کارهای خانه کمکش کند دارند با هم دعوا می‌کنند. وقتی زن از مرد می‌خواهد که بعد از خوردن صبحانه، میز را مرتب کند، مرد پاسخ می‌دهد، «آره می‌دونم خیلی خوبه این کار را بکنم ولی من صبح‌ها وقت برای اینکار ندارم!» وقتی زن از او می‌خواهد آخرهفته کمی برای کمک کردن به او وقت کنار بگذارد، مرد می‌گوید، «آره خیلی خوبه اگه برسم ولی ما معمولاً آخرهفته‌ها برنامه داریم و منم کلی کار دارم که انجام بدم، نمیشه.» این رفتار نشان می‌دهد که نظرات زن برای مرد اهمیتی ندارد. یک رفتار مخرب دیگر شکایت متقابل است که وقتی طرفتان شکایتی از شما می‌کند شما با یک شکایت جواب او را بدهید. مثلاً وقتی زن می‌گوید «به اندازه‌ی کافی تو کارهای خونه کمکم نمی‌کنی» مرد جواب دهد، «تو خیلی وسواسی‌ای». خیلی مهم است که درست به حرف‌ طرفتان گوش دهید و واقعاً آن را مدنظر قرار دهید.
      ۷. رویکردتان را تغییر دهید.
      علاوه بر گوش دادن به حرف‌های همسرتان، باید دیدگاه او را مدنظر قرار دهید و سعی کنید بفهمید این دیدگاه از کجا ناشی می‌شود. آنهایی که می‌توانند از دیدگاه طرفشان به مسئله نگاه کنند معمولاً کمتر طی مشاجرات عصبانی می‌شوند.
      تحقیق دیگری نشان داده است که داشتن یک رویکرد واقع‌گرایانه و بی‌طرف هم می‌تواند مفید باشد. در یک تحقیق محققان از زوج‌های مختلف خواستند که به یکی از دعواهایشان از دید یک سوم‌شخصِ بی‌طرف نگاه کنند که می‌خواهد به راه‌حلی مفید برای هر دوی آنها برسد و آن را توصیف کنند. زوج‌هایی که سه مرتبه در سال در این امتحان نوشتاری بیست دقیقه‌ای شرکت می‌کردند، در طول سال رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند.
      ۸. همسرتان را تحقیر نکنید.
      ازمیان تمام حرف‌های منفی‌ای که می‌توانید در یک دعوا به زبان آورید، بدترین آن حرف‌های تحقیرآمیز است. گاتمن دریافته است که تحقیر کردن اولین نشانه‌ی طلاق است. حرف‌های اهانت‌آمیز و تحقیرکننده حرف‌هایی هستند که همسرتان را کوچک می‌کنند. طعنه زدن و برچسب زدن هم جزو آن محسوب می‌شود. همچنین شامل رفتارهای غیرکلامی مثل پوزخند زدن هم می‌شود.چنین رفتارهایی به‌شدت غیرمحترمانه است و به طرفتان نشان می‌دهد که از او متنفرید.
      تصور کنید که یکی از طرفین می‌گوید «کاش منو بیشتر بیرون می‌بردی» و طرف‌مقابل جواب می‌دهد «آره راست میگی حتماً باید بریم پولمون رو برای یه تکه غذا تو رستوران بریزیم دور تا معلوم بشه که بیرون می‌ریم» یا مثلاً وقتی یک‌طرف از خستگی روزش می‌گوید طرف مقابل جواب دهد، «آررره درک می‌کنم از صبح پا رو پا انداختن و زیر باد کولر تلفن حرف زدن خیلی خسته‌کننده‌س. من از صبح دارم جون می‌کنم و تو فقط رو کاناپه افتادی و عین بچه‌های پونزده ساله زُل زدی تو گوشیت.» چنین حرف‌های تحقیرآمیزی فضایی برای شروع یک بحث واقعی ایجاد نمی‌کند و مثل این می‌ماند که بخواهید عصبانیتتان را سر طرفتان خالی کنید، به جای اینکه سعی کنید مشکل را حل کنید.
      ۹. خودتان را با منفی‌گرایی پُر نکنید.
      سخت است که رفتار بد همسرتان را با رفتار بد پاسخ ندهید. ولی این کار فقط مشکلتان را حادتر می‌کند. گاتمن می‌گوید وقتی زوج‌ها درگیر اثرگذاری منفی متقابل می‌شوند، همدیگر را بیشتر و بیشتر اذیت می‌کنند و اختلاف همینطور ادامه پیدا می‌کند و منفی‌گرایی در هر دو نفر تشدید می‌شود. ولی از کجا باید بدانید که چقدر منفی‌گرایی خطرناک است؟ گاتمن عدد جادویی نسبت ۵ تا ۱ را پیدا کرده است: احتمال طلاق و جدایی زوج‌هایی که نسبت پنج رفتار مثبت (مثلاً تلاش برای داشتن حس شوخ‌طبعی، صمیمیت، همکاری) به‌ازای هر یک رفتار منفی را داشته‌اند، بسیار کمتر بوده است.
      ۱۰. بدانید کِی وقت توقف است.
      اگر می‌بینید دچار منفی‌گرایی شده‌اید و نه شما و نه همسرتان هیچکدام از نکات بالا را در بحث کردن رعایت نمی‌کنید، در بحث و دعوایتان وقفه بیندازید. حتی یک وقفه‌ی کوتاه که طی آن بتوانید چند نفس عمیق بکشید می‌تواند برای آرام کردنتان کافی باشد.
      تحقیقات نشان می‌دهد که هم انتخاب رویکرد و هم کنترل عصبانیت در مدیریت اختلافات موثر است. به زبان آوردن شکایت‌ها و مشکلات می‌تواند برای رابطه‌تان سازنده باشد ولی اختلافات باید با مهارت مدیریت شوند زیرا درغیراینصورت همه چیز بین‌تان بدتر خواهد شد.
      منبع: مردمان
      منبع مقاله : psychologytoday.com
       مترجم : زینب آرمند
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      با سلام،
      اینجانب 2 سال است که طلاق گرفته ام اما میترسم به ازدواج مجدد فکر یا اعتماد کنم.
      لطفا راهنمایی فرمایید.
      با تشکر
    • توسط sajjad
      همیشه/ هرگز
      من بسیار متعجب می‌شوم هنگام صحبت ناگهان همسرم به من می‌گویید: «تو هرگز به من گوش نمی‌دهی.» آیا احساس می‌کنید با شنیدن این حرف همسرتان بیشتر به شما توجه می‌کند؟ اما شاید شما بگویید: «تو به‌اندازه کافی و با دقت به من گوش نمی‌دهی.»
      شاید این جمله شما درست به نظر برسد و نشان می‌دهد که شما تمایل به تغییر وضعیت کنونی دارید. در استفاده از کلمات نظیر «هرگز» و «همیشه» دقت کنید. اگر کسی به شما بگوید «تو همیشه دیر می‌رسی» چه احساسی پیدا می‌کنید.
      استفاده از این کلمات به‌نوعی ناعادلانه است و حالات تدافعی در فرد ایجاد می‌شود. وقتی فردی در حالت دفاعی می‌رود نباید از او انتظار همدلی و همکاری داشت.
      به چه چیزی فکر می‌کنی؟
      شما با پرسیدن این سؤال قصد دارید از نیت همسرتان آگاه شوید و بدانید در پشت اعمال و رفتارش چه چیزی نهفته است؛ اما با پرسیدن این سؤال شما نمی‌توانید از قصد و نیت همسرتان آگاه شوید و مطمئناً بارها و بارها این راه را امتحان کرده و متوجه شده‌اید که به نتیجه‌ای نمی‌رسید.
      چگونه به‌وسیله جملاتی که بار سرزنشی به همراه خود دارند انتظار دارید؟ این جملات در زندگی شما تغییری را به وجود نمی‌آوردند.
      من این کار را انجام می‌دهم حتی اگر تو…
      هر رابطه زناشویی مانند خیابانی دوطرفه است.
      واژه‌های نظیر «اعتماد متقابل» و «درک متقابل» می‌تواند به این معنا باشد که من برای توکاری را انجام می‌دهم و از شما نیز انتظار دارم در مقابلم این کار را انجام بدهید.
      با این‌حال روابط ناسالمی وجود دارند که در مقابل خواسته‌ها و تمایلات طرف مقابل حالتی بی‌تفاوت دارند.
      این درحالی‌که توجه به خواسته همسرتان در روابط زناشویی می‌تواند به‌راحتی انجام شود این‌گونه که در انجام امور مختلف به‌جای تأکید بر «من» از «من و تو» استفاده کنید و به نظرات همسرتان احترام بگذارید.
      پاسخ کوتاه دادن
      در هنگام صحبت کردن با همسرتان لطفاً از کلمات نظیر اوهوم و … استفاده نکنید.
      شاید احساس کنید پاسخ‌های تک سیلابی کوتاه هستند و بسیار خوب اما به یاد داشته باشید که این‌گونه همسرتان هم مدام از این کلمات استفاده می‌کند و این‌گونه ارتباطات کلماتی بین شما دو نفر کمتر و کمتر خواهد شد.
      برای نشان دادن علاقه به همسرتان از تلویزیون فاصله گرفته و سعی کنید با هم صحبت کنید و ارتباطتان را حفظ کنید.
      سکوت، جهل و سخنان کوتاه نشانه این است شما به اینجا تعلق ندارید و در کنار همسرتان فقط حضور فیزیکی دارید.
      با انجام این کارها شما صدمات عمیقی به رابطه و همسرتان می‌زنید. برای بهبودی رابطه‌تان به روی رابطه و خانواده‌تان تمرکز کرده و وقت‌تان را با آن‌ها صرف کنید.
      «به زن و یا شوهرتان این حرف‌ها را نزنید.» البته بدون در نظر گرفتن جنسیت، برای هر شخصی جملاتی وجود دارد که علاقه‌ای به شنیدن آن‌ها ندارد. حال امکان دارد آن فرد زن، مرد و یا یک کودک باشد.
      سلامت نیوز: دکتر پروانه صفایی مقدم
       
    • توسط sajjad
      گر مجبور به انتخاب بین مرگ و زندگی چند نفر شوید؛ چه می‌کنید؟ آیا حاضر به کشتن افرادی برای نجات زندگی دیگر انسان‌ها هستید؟ در این مطلب با یکی از چالش برانگیز ترین آزمایش‌های روانشناسی تاریخ آشنا شوید!

      تصور کنید در کنار ریل یک قطار ایستاده اید. در کمی دورتر پنج کارگر را مشاهده می‌کنید که در حال کار روی ریل قطار هستند و نمی‌توانند صدای آمدن قطار را بشنوند و حتی اگر قادر به تشخیص آمدن قطار شوند؛ نمی‌توانند در زمان مناسب از جلوی آن کنار روند. شما نیز قادر به هشدار دادن به آن‌ها نیستید.
      از آن جا که این فاجعه باعث مرگ آن پنج نفر می‌شود، شما اقدام به راهی برای نجاتشان می‌کنید و یک اهرم متصل به ریل، توجهتان را جلب می‌کند. اگر این اهرم را بکشید، مسیر حرکت قطار به ریل دوم تغییر می‌کند و شما از برخورد قطار به پنج کارگر جلوگیری خواهید کرد. اما در پایین ریل دوم، یک کارگر تنها ایستاده است که نمی‌داند همکاران خود در چه حالی هستند.
      بنابراین، آیا شما اهرم را می‌کشید تا جان یک نفر گرفته شود اما پنج نفر نجات پیدا کنند؟
      این مسئله که به عنوان تنگنا یا دوراهی تراموای برقی شناخته می‌شود، برای اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط جدیت جاروس تامسون در سال ۱۹۸۵ باز طراحی شد.
      این مسئله به ما اجازه می‌دهد تا به نتایج عمل خود فکر کنیم و در نظر بگیریم که آیا ارزش اخلاقی آن تنها با نتیجه آن تعیین می شود یا خیر. دو راهی تراموای برقی می‌تواند وسیله‌ای بسیار انعطاف پذیر برای کاوش شهود اخلاقی ما و دیگر سناریو‌ها مانند جنگ، شکنجه، سقط جنین و کشتن از سر ترحم باشد.

      حال این مسئله را به شکل دیگری در نظر بگیرید؛ نصور کنید که روی یک پل عابر پیاده بالای تراموا ایستاده‌اید. شما می‌توانید پنج کارگر را در فاصله‌ای دورتر روی ریل ببینید، اما هیچ اهرمی برای تغییر مسیر تراموا وجود ندارد.
      با این حال، مرد بزرگی در کنار شما روی پل ایستاده است و شما مطمئن هسنید که با انداختن او روی ریل قادر به متوقف ساختن تراموا هستید.
      بنابراین، شما این مرد چاق را روی ریل تراموا برای نجات آن پنج نفر هل خواهید داد؟
      نتیجه این دو سناریو یکسان است: یک نفر می‌میرد، پنج نفر دیگر زندگی خواهند گرد. نکته جالب اینجاست که اکثر مردم در سناریو اول ترجیح می‌دهند اهرم را کشیده تا پنج نفر را نجات دهند؛ اما در سناریو دوم افراد کمی هل دادن مرد چاق را تایید می‌کنند.
      برخی از فیلسوف‌ها و دیگران راهی بسیار ترسناک را معرفی می‌کنند. آن‌ها حتی به اهرم دست نمی‌زنند.
      این مسئله را به شکل دیگری نیز می‌توان بیان کرد: تصور کنید که یک دکتر هستید و پنج بیمار دارید که برای ادامه زندگی نیاز به پیوند اعضا دارند. دو نفر از آن‌ها نیاز به یک ریه، دو نفر دیگر نیاز به یک کلیه و پنجمین نفر نیاز به قلب دارد.
      از طرفی دیگر شما یک بیمار دارید که دارد دوره نقاهت خود را پشت سر می‌گذارد و یک پایش شکیته است اما دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. شما حاضر هستید که این بیمار را بکشید تا اعضای بدن او را بین آن پنج نفر تقسیم کنید و باعث نجات آن‌ها شوید؟
      این مسئله‌هم مانند سناریو اول می‌باشد؛ اما اکثر مردم کشتن بیمار سالم را رد می‌کنند.
      اگر‌در همه‌ی حالات فوق نتیجه یکسان است؛ چرا اکثر مردم تنها می‌خواهند اهرم را بکشند، اما مرد چاق را از روی پل هل ندهند یا بیمار سالم را نکشند؟ آیا به این معنی است که مسائل اخلاقی همیشه قابل اعتماد و منطقی نیست؟ ما تصمیماتی را با آن که می‌دانیم تبعاتی منفی دارد را اجرا می‌کنیم و تنها با تغییر صورت مسئله و همان نتایج از اجرای آن خودداری می‌کنیم. شاید عوامل دیگری در تصمیم گیری ما نقش داشته باشد.
      در سناریو اول، کشیدن اهرم  که باعث کشته شدن یک نفر و نجات پنج نفر می‌شود به صورت مستقیم اعمال نمی‌شود. اما در سناریو دوم شما با هل دادن مرد چاق به صورت مستقیم مرتکب قتل عمدی می‌شوید و به معنای واقعی فعل کشتن را انجام می‌دهید.
      قانون اصل دو نتیجه (double effect) بیان می‌کند اگر یک کار منفی برای دستیابی به کاری مثبت به صورت غیر مستقیم (در اینجا کشیدن اهرم) انجام شود قابل انجام است اما اگر به صورت  مستقیم انجام شود (ما ند هل دادن مرد چاق) جایز نیست. با این حال اکثر فیلسوف‌ها این قانون را نمی‌پذیرند و آن‌ را توجیه مناسبی برای مسئله تراموا‌ی برقی به شمار نمی‌آورند.
      اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همه حقوقی برابر دارند پس شاید بتوان گفت کشتن یک نفر به قصد نجات پنج نفر می‌تواند منطقی به نظر برسد. اما آیا میزان ارزش یک فرد به میزان حقوق اوست؟

      اگر شما با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شدید چه می‌کردید؟
      منبع: xti
    • توسط sajjad
      برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید.
      بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم.
      ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم.
      ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید.
      ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند.  کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم.
      ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید:
      روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید.
      روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید.
      روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید.
      به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید.
      ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد.
      تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است.
      ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید.
      ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید.
      ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم.
      ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد.
      ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی:
      – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید.
      – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن.
      – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید.
      ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟»
      ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید.
      ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند.
      ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:
      – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید.
      – تحسینش کنید.
      – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید.
      – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید.
      ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن  روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید.
      ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم:
      – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود.
      – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید.
      – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد.
      – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید.
      ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است.
      در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم:
      – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید.
      – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید.
      – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید.
      – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید.
      – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید.
      – علاقه‌مند به مصالحه باشید.
      – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید.
      ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت:
      – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید.
      – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود.
      – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید.
      مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست.
      حرف آخر…
      روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است.
      منبع: مردمان
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      زن و شوهر چطور می‌‌توانند تفاهم را در زندگی‌شان بالا ببرند؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری 24 ساله هستم كه مدتی با پسری آشنا شدم و می‌گوید قصد ازدواج دارد، این پسر از من 4 سال كوچك‌تر است. من این فاصله سنی آزارم می‌دهد اما او می‌گوید مهم نیست. چه كنم واقعاً قادر به تصمیم‌گیری نیستم؟ 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      دختری هستم كه مدت 2 سال است از هم‌كلاسی‌ام خوشم آمده اما نمی‌دانم او از من خوشش می‌آید، یا نه البته یك بار پیشنهاد  دوستی داد اما من قبول نكردم چه كار باید بكنم . 
    • مهمان مهمان
      توسط مهمان مهمان
      من 18 سال دارم و فردی هستم كه اصلا اعتماد به نفس ندارم و این باعث می‌شود همه ‌جا كم بیاورم. چطور می‌توانم  اعتماد به نفس خودرا بالا ببرم؟ 
  • پربازدید ترین

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×