رفتن به مطلب

Recommended Posts

رابطه عاشقانه با همسر

برای اینکه رابطه‌ تان پابرجا بماند، به چیزی بیشتر از عشق نیاز دارید.

بااینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم.

۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید.

۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند.  کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم.

۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید:

روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید.

روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید.

روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید.

به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید.

۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد.

تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است.

۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید.

۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید.

۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم.

۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد.

۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی:

– به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید.

– برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن.

– قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید.

۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟»

۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید.

۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند.

۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم:

– حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید.

– تحسینش کنید.

– اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید.

– وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید.

۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن  روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید.

۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم:

– صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود.

– وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید.

– پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد.

– وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید.

۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است.

در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم:

– بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید.

– دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید.

– از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید.

– گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید.

– محدوده‌ی زمانی تعیین کنید.

– علاقه‌مند به مصالحه باشید.

– درمورد روش حل مشکل به توافق برسید.

۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت:

– مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید.

– پیروزی شما پیروزی او خواهد بود.

– می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید.

مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست.

حرف آخر…

روابط قوی و مستحکم اتفاقی نیستند. برای داشتن رابطه‌ای سالم و شکوفا باید تلاش کرد. با استفاده از ۱۸ راهکاری که در بالا به آن اشاره کردیم، شروع به تقویت رابطه‌تان کنید. یادتان باشد که داشتن یک رابطه‌ی سالم بخش مهمی از یک زندگی‌ِ شاد و سالم است.

منبع: مردمان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • گروه تلگرامی دیوونه تو

  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      ۱- از خانواده او خوش تان نمی آید
      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.
      ۲- خانواده شما از همسرتان راضی نیست
      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.
      ۳- دیگر عاشق دلخسته او نیستید
      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.
      ۴- دست و پا چلفتی هستید
      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.
      ۵- از دوست او خوش تان می آید
      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      از خانواده او خوش تان نمی آید

      شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

      خانواده شما از همسرتان راضی نیست

      نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.


      دیگر عاشق دلخسته او نیستید

      اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.

      دست و پا چلفتی هستید

      اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.

      از دوست او خوش تان می آید

      طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

      رازی که دوست تان به شما می گوید

      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.

      همسرتان زیادی حساس است

      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.

      رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید

      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.

      یک بار خیانت کرده اید

      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.

      از هدیه او خوش تان نیامده است

      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.

      او در کارش حرفه ای نیست

      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      سلامت نیوز: 11 رازی که باید از همسرتان پنهان کنید! ۶- رازی که دوست تان به شما می گوید
      مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.
      ۷- همسرتان زیادی حساس است
      ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.
      ۸- رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید
      احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.
      ۹- یک بار خیانت کرده اید
      خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.
      ۱۰- از هدیه او خوش تان نیامده است
      طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.
      ۱۱- او در کارش حرفه ای نیست
      اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.
      منبع: زندگی ایده آل
    • توسط sajjad
      ازدواج مهمترین اتفاق زندگی هر فردی است تضمینی وجود ندارد که این ازدواج با فامیل صورت گیرد یا یک فرد غریبه. امروزه عوارض و بیماری های ازدواج فامیلی را زیاد می‌شنویم. ولی این نمی‌تواند دلیل محکمی باشد که کلا از ازدواج فامیلی صرف نظر کنید. بنابراین بهتر است مزایا و معایب این ازدواج فامیلی را در نظر گرفته و بهترین تصمیم را برای زندگی خودمان بگیریم. اگر تصمیم به ازدواج فامیلی دارید باید همه جوانب و عوارض آن را در نظر گرفته و قبل از ازدواج با انجام آزمایش‌های فراوان از میزان خطر آن اطلاع پیدا کنیم.
      اکثر ما خطر ازدواج فامیلی را فقط در به دنیا آمدن کودک معلول بدانیم در حالیکه ازدواج فامیلی فقط به دنیا آمدن کودک معلول نیست بلکه خطراتی هم برای زوجین می‌تواند به دنبال داشته باشد. در ادامه خطرات ناشی از ازدواج فامیلی و بیماری‌های مربوط به آن را بررسی می‌کنیم.
      بروز بیماری‌های ژنتیکی در ازدواج فامیلی
      ژنتیک در جامعه پزشکی حرف اول را می‌زند گاهی اوقات ازدواج فامیلی باعث ایجاد بیماری‌هایی می‌شود که این بیماری‌های ژنتیکی مشکلات زیادی را می‌تواند به بار بیاورد. با معیوب بودن ژنتیک بدن، ممکن است شما دچار ترس در جهت مبتلا شدن به بیماری های ازدواج فامیلی قرار گیرید ولی نگران نباشید با پشرفت علم پزشکان میزان احتمال بروز بیماری های ازدواج فامیلی را بررسی می‌کنند.
      سقط جنین از عوارض ازدواج فامیلی

      از دیگر خطرات ازدواج فامیلی سقط جنین می‌باشد پس بهتر است قبل از بچه‌دار شدن ابتدا به پزشک مراجعه کنید و سپس تحت نظر پزشک متخصص صاحب فرزند شوید.
      نقص ایمنی، بیماری ناشی از ازدواج فامیلی
      نقص ایمنی هم جزو بیماری های ازدواج فامیلی به شمار می‌آید. کودکانی که از ازدواج فامیلی به دنیا می‌آیند بیشتر در معرض بیماری‌های عفونی هستند زیرا ممکن است ایمنی بدن آنان نسبت به کودکان دیگر ضعیف‌تر باشد پس اگر شاهد عفونت بیش از حد در کودک خود بودید، سریعا به پزشک متخصص مراجعه نمایید.
      اگر سیستم دفاعی بدن کودک به صورت کمی و یا کیفی کار نکند. با نقص ایمنی بدن احتمال دارد فرد دچار بیماری‌هایی مانند هپاتیت، سرطان و … شود که هر یک مشکلات فراوانی را برای سلامتی بدن به وجود می‌آورند. این افراد باید به پزشک متخصص مراجعه کرده و سیستم ایمنی بدن کودک خود را در صورت ضعیف بودن، تقویت کنند این کار با کمک انواع قرص‌ها و ویتامین‌ها ممکن می‌باشد.
      بیماری معلولیت کودک، خطر ازدواج فامیلی
      همانطور که می‌دانید مهمترین خطر ازدواج فامیلی متولد شدن کودک معلول و یا نقص عضو است. در ازدواج فامیلی ممکن است اختلالات ژنتیکی فراوانی رخ دهد و این اختلالات در ذهن و یا جسم کودک تاثیر بگذارد.
      تحقیقات جهانی نشان می‌دهد که حدود ۳ تا ۴ درصد از مرگ و میر نوزادان به دلیل اختلالات ژنتیکی رخ می‌دهد. اختلالات ژنتیکی معمولا در فامیل‌های درجه دو خیلی بیشتر است (پسرخاله، پسر عمو و …) احتمال اختلالات حتی در دورترین ازدواج‌های فامیلی نیز ۵ تا ۶ درصد است. طبق آمار جهانی احتمال تولد کودک معلول در ازدواج فامیلی ۲ تا ۳ برابر ازدواج‌های معمولی است همین دلیل، کافی است که آزمایشات ژنتیکی فراوانی صورت گیرد تا دچار بیماری های ازدواج فامیلی نشوید.
      بیماری شب کوری، بیماری ناشی از ازدواج فامیلی
      ازدواج فامیلی ممکن است با خود، شب کوری را به همراه داشته باشد، معمولا با افزایش سن این بیماری در افراد دیده می‌شود. شب کوری در طول زمان روی بینایی فرد تاثیر می‌گذارد و به دلیل کمبود ویتامین A و مشکلات ارثی تبدیل به کوری دائمی شود. همچنین شب کوری می‌تواند موجب خشکی چشم نیز می‌شود. برای پیشگیری از بیماری شب کوری باید مشاوره ژنتیکی به صورت کامل انجام شود تا هم از شب کوری و هم از بیماری های حاصل از ازدواج فامیلی در امان بمانند.
      نکات مهم در مورد ازدواج فامیلی
      درست است که هیچ ازدواجی بی‌خطر نیست ولی موارد بالا این مساله را بیان نمی‌کند که فقط ازدواج فامیلی مشکلات و بیماری‌هایی را به وجود می‌آورد بلکه ازدواج با فرد غریبه هم بی‌خطر نیست، فقط احتمال مبتلا شدن به بیماری از طریق ازدواج فامیلی نسبت به افراد غریبه، ۲ برابر است پس اگر ازدواج فامیلی داشته‌اید مدام باید تحت نظر و کنترل دکتر باشید، مخصوصا وقتی که می‌خواهید صاحب فرزند شوید. ولی همه این‌ها دلیل نمی‌شود که از ازدواج فامیلی بترسید و نگران بمانید و یا حتی خودداری کنید فقط بهتر است ازدواج با غریبه صورت گیرد تا احتمال دچار شدن به بیماری های ازدواج فامیلی کاهش یابد.
      منبع: صورتیها
    • توسط sajjad
      از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم!
      چه فرقی میکند چند باشد؟؟!
      ۱۸٬۲۱٬۲۹... و یا حتی ۸۳ و بیشتر...
      در هر سِنی میتوانی عاشق شوی!
      عاشق چیزهای خوب، مثل رنگ‌های مداد رنگی،
      دنباله‌های بادبادک،‌ عروسکها و ماشین‌های کوچکی که زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا...
      در هر سنی میتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذت لیس بزنی، میتوانی بجای اینکه فقط نیمکت‌های پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگی‌ات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
      میتوانی قبل از خواب ستاره‌ها یا حتی گوسفندها را بشماری!
      نگرانِ چه هستی؟!
      مَردُم؟!؟
      بگذار دیوانه خطابت کنند
      اما تو زندانی یک عدد نباش!
      بگذار بین تمام ناباوری‌ها، دروغ‌ها،
      تنهایی‌ها و
      آلودگی‌های این شهر لحظاتی مانند کودکی‌ات بخندی!
      تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن در تو تغییر نکرده!
      فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شده‌ای!
      فقط چند سال...!
       هیچوقت دیر نیست...
    • توسط sajjad
      وقتی رابطه زناشویی به بن بست میرسد، چه باید کرد ؟
      دکتر جان گری روانشناس مشهور نشان میدهد که چگونه عدم آگاهی زن و مرد از تفاوت های یکدیگر به بحران در ازدواج و روابط بین آن ها می انجامد. مثال های متعدد و توصیه های کاملا عملی کتاب حاضر به شما می آموزد که چگونه اختلافات میان خود را حل کرده، از یک نواختی و بی حوصلگی بپرهیزید. با خواندن این کتاب و استفاده از روش های ساده و مفید ان میتوانید انرژی تازه ای به راببطه زناشویی خود ببخشید.
      پ .ن: کتاب خیلی قشنگیه، به نظرم ارزش داره که هرکسی یبار این کتاب رو بخونه.
      قشنگی کتاب:87%
    • توسط sajjad
      به همدیگر زمان بدهید
      موقع برخورد به مشکل، خانم‌ها دوست دارند سریع مشکل بوجود آمده را حل کنند و آقایان دوست دارند از مشکل فرار کنند (البته به دور از استثناها) همین دلیل باعث شدت گرفتن اختلاف و مشکل می‌شود. بهترین کار بعد از برخورد به مشکل این است که به هم زمان دهید و مدتی را در سکوت و آرامش بگذرانید تا کمی عصبانیت هر دوی شما کمتر شود و بتوانید بدون عصبانیت و احساسات زودگذر تصمیم بگیرید.
      انسان هنگام عصبانیت تصمیم‌هایی می‌گیرد که حاصلی جز پیشمانی نخواهد داشت. پس شریک عاطفی خود را در موقع عصبانیت مجبور به حرف زدن و حل مشکل نکنید که نتیجه برعکس انتظار شما خواهد بود. باید دور شوید و کمی تنها باشید تا بعد از چند روز که هر دو آرام شدید بتوانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را طی کنید.
      ابتدا بر روی خودتان تمرکز کنید
      بیشتر افراد موقع برخورد با مشکل، همیشه رفتار شریک عاطفی خود را بررسی کرده و رفتار صحیح و یا ناصحیح او را قضاوت می‌کنند در حالی که باید برعکس باشد در مدتی که تنها هستید باید روی رفتار خودتان تمرکز کنید، ببینید کدام رفتار شما باعث عصبانیت طرف مقابلتان شده است و یا چه رفتاری از شریک عاطفی خود دیده‌اید که از کوره در رفتید.
      با بررسی رفتار خود به اشتباهاتتان پی می‎برید و این دو نتیجه به دنبال دارد، اول این که دفعه بعدی اشتباهات خود را تکرار نخواهید کرد و دوم این که می‌توانید از زاویه شریک عاطفی خود به قضیه نگاه کنید.
      واقعیت را بپذیرید
      برخی اوقات زوجین با مشکلاتی برخورد می‌کنند که پذیرفتن و باور کردنشان سخت است، ولی صلاح شما در این است که هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید و مشکل هر چه که باشد را بپذیرید. چون در غیر این صورت حتی نمی‌توانید مراحل بهبود رابطه بهم خورده را دنبال کنید. پس سعی کنید هر چه سریع‌تر با مشکل روبرو شوید.
      عزت نفس و اعتماد به نفس خود را افزایش دهید
      اگر شما خود را فردی شکست خورده و بیش از حد ناامید و مایوس نشان دهید، این در شریک عاطفی احساس بدی ایجاد کرده و ممکن است علاقه‌اش نسبت به شما کم شود. در هر شرایطی باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را حفظ کنید و خود را لاعلاج نشان ندهید حتی اگر بهم خوردن رابطه تقصیر شما باشد!
      مراحل اصلی بهبود رابطه بهم خورده
      با گام‌ها و اقدامات کوچک آغاز کنید
      از اقدامات کوچک آغاز کنید تا به مراحل اصلی برسید مثلا با فرستادن یک پیام کوتاه می‌توانید آغازگر باشید. هیچ وقت سعی نکنید با صحبت طولانی و مستقیم مشکلات را بررسی کنید. ابتدا در حد احوال پرسی و توجه نشان دادن شروع کنید.
      با احترام رفتار کنید
      احترام زمینه‌ی بهبود رابطه بهم خورده می‌باشد، حتی در بدترین شرایط هم نباید بی‌احترامی کنید، حتی اگر در حال دعوا و یا عصبانیت هستید. مخصوصا در حضور دیگران به هیچ وجه نباید به هم بی‌احترامی کنید.
      صادق باشید تا رابطه درست شود
      هیج وقت سعی نکنید که به دروغ ابراز علاقه نمایید یا حرفی را که واقعیت و از ته دل نیست بیان کنید، چون حرفی که از دل بیاید به دل می‌نشیند در غیر این صورت تاثیری نخواهد داشت و حتی ممکن است طرف مقابل به دروغ بودن احساس و حرف‌هایتان پی ببرد و به شما بی‌اعتماد شود. حتی به بهای بهبود رابطه بهم خورده هم که شده دروغ نگویید!
      عذرخواهی کنید
      اگر واقعا احساس می‌کنید مشکل از طرف شما بوده، در وقت مناسب معذرت خواهی کنید. معذرت خواهی باید با بیان دلیل باشد که مثلا به خاطر این رفتار و کارم، معذرت می‌خواهم. اگر شما مقصر هستید باید پیشمانی خود را نشان دهید و تقصیر خود را بپذرید چون در غیر این صورت عصبانیت شریک عاطفی شما از بین نخواهد رفت.
      باهم وقت بگذرانید
      حتی اگر با هم مشکل دارید و یا قهر هستید، شام را با هم بخورید، بیرون بروید، تلویزیون تماشا کنید در واقع با هم وقت بگذرانید، حتی اگر شده بدون حرف زدن، این وقت گذراندن باعث آرام شدن شما و شریک عاطفی‌تان خواهد شد.
      عشق بورزید
      بعد از این که آرام شدید، به شریک عاطفی‌تانشق خود را نشان دهید، مثلا دستش را بگیرید و … اگر وقت مناسبی پیدا کردید، ابراز علاقه کنید و جمله “دوستت دارم” را به زبان بیاورید.
      به آراستگی خود توجه کنید
      در هر موقعیتی آراسته باشید، شاید بگویید این چه ربطی به بهبود رابطه بهم خورده دارد، در حالی که چشم مردان همیشه به دنبال آراستگی است و محبتش از طریق چشم بیشتر می‌شود. به خودتان برسید و آراسته ظاهر شوید حتی اگر نارارحت هستید و حوصله انجام هیچ کاری را ندارید، از خودتان دست نکشید.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      جوانی نزد بهلول آمد و پرسید: من از بدبختی دائم در فکرم که چه خاکی به سر کنم! سبب چیست که پدر می گوید: زن بگیر، درست میشود!
       بهلول گفت: حکمت آن است که پس از ازدواج دوتایی فکر خواهید کرد که چه خاکی به سر کنید!!!
    • توسط sajjad
      از بین رفتن اعتماد همسر
      اولین و بدترین نتیجه دروغ گفتن به همسر، بی‌اعتمادی او است. چرا که هر کس دروغی بشوند ناخود آگاه به سخنان و رفتارهای بعدی او نیز شک دارد. در حالی که ممکن است همسرش فقط یک بار به هر دلیلی، دروغ گفته باشد ولی با اثبات دروغ ناخودآگاه همه سخنان همسر در نظرش مبهم می‎شود که آیا دروغ گفته است؟ چه میزان از سخنان همسرم دروغ است؟ پس باید سعی کنیم هیچ دروغی در کار نباشد تا به این مرحله از بی‌اعتمادی همسر نرسیم.
      احترام‌ها با دروغ از بین خواهند رفت
      کسانی که مدام دروغ می‌گویند ارزش و احترامشان در بین اطرافیان کم می‌شود، و این حس وقتی قوی‌تر می‌شود که فرد از همسر خود دروغ بشنود. احترام همسر دروغگو رفته رفته از بین می‌رود و سختی‌های زندگی مشترک شروع می‌شود، چه از طرف مرد باشد و چه زن.
      بی‌اعتنایی همسر
      کسی که مدام دروغ می‌گوید، همسرش نسبت به نظر و سخنان او بی‌اعتنایی می‌کند چون نمی‌داند چه تا حد دروغ است و در نظرش سخنان همسرش بی‌اهمیت می‌شود و نتیجه این بی‌اهمیتی که یکی از عوارض دروغ عوارض دروغ گفتن به همسر است، بی‌اعتنایی می‌باشد. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد که همسرش حرف‌های او را جدی نگیرد و نسبت به او بی‌اعتنا شود!
      بدبین شدن از عوارض دروغ گفتن است
      بدبینی هم جزو عوارض دروغ گفتن به همسر می‌باشد که رفته رفته ممکن است شدت گرفته و نفرت را به دنبال خود ایجاد کند. هیچ کس نباید به این مرحله از دروغ‌گویی برسد که کسی به خاطر دروغ گفتنش از او نفرت داشته باشد. پس در زندگی زناشویی خود به هیچ وجه اجازه ندهید که احساس همسرتان با دروغ‌های شما تبدیل به نفرت شود.
      منبع: صورتی ها
    • توسط sajjad
      اما به دلايل مختلف، اين ازدواج ها كه عمدتا نيز در استان ها و شهرهاي كمتر توسعه يافته كشورمان رخ مي دهد، همچنان ادامه دارد. ازدواج دختران در سنین پايین، زمینه ساز آسیب‌هایی می‌شود که گریبان خانواده، فرد و اجتماع را می‌گیرد.دخترانی که در سنین پايین ازدواج می کنند در خانواده با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و به میل خود تن به ازدواج نمی دهند و این موردی است که به عقيده جامعه شناسان باعث می شود دختران بعد از رسیدن به بلوغ فکری به طلاق فکر کنند.علاوه بر این، ازدواج زودهنگام دختران، به دلیل عدم توان جسمی و بچه دار شدن آن‌ها در سنین کم با ضررهايی همراه است که در شکل کلان به ضرر جامعه تمام می‌شود؛ این مطلبی است که آیت ا... مکارم شیرازی نیز بر آن صحه گذاشته است. افرادی که در سن پایین ازدواج می‌کنند ، با فروکش کردن هیجانات نوجوانی یا افزایش سن فرد و شکل گیری هویت و تمایلات جدید و ثابت، شاهد مرگ خاموش و تدریجی احساسات زناشویی یا به اصطلاح طلاق عاطفی هستند.
      هیچ زوجی تمایل ندارد ازدواج کند و جدا شود زیرا جدایی، متارکه و اختلافات زناشویی یا حتی طلاق عاطفی بیش از مرگ والدین به انسان‌ها استرس وارد می‌کند اما در عین حال ادامه زندگی در شرایط عدم آرامش روحی آسیب‌زاتر خواهد بود . تحقیقات نشان می دهد هرگز این اختلافات با گذشت زندگی یا بچه دارشدن و حل مشکلات اقتصادی مرتفع نشده و زندگی بهتر نمی‌شود و افرادی که در سنین پایین ازدواج می کنند به شاخه هایی تقسیم می شوند از جمله کسانی که تحمل و صبر می کنند که بیشتر جامعه آماری ازدواج در سن پایین در این گروه قرار می‌گیرند و بیشترین فراوانی را دارد که عدم رضایتمندی زناشویی در این روابط به فرزند هم کشیده می شود و اختلافات زناشویی به رشد شخصیت کودک آسیب خواهد رساند .
      تصويب دير هنگام فوريت يك طرح
      اما پيگيري‌ها براي توجه به آسيب هاي اجتماعي متعدد ازدواج در سن كم در نهايت موجب شد كه ديروز نمایندگان مجلس با تصویب یک فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی خواستار پرداختن هر چه سریع‌تر مجلس به مساله ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شوند. نمایندگان این طرح در حالی رای به موافقت برای تصویب این طرح دادند که سال‌هاست درباره صدمه‌های وارد آمده به دختران کوچک و جامعه از طريق ازدواج زودهنگام آنان گفته شده اما همچنان مجلس و مسئولان فوریتی را ندیدند که این طرح را که در حمایت از کودکان و جلوگیری از آسیب های اجتماعی است،تایید کنند. همین حالا هم تعدادی از نمایندگان با نظرات خود موافق تایید این طرح نبودند. امیرآبادی، نماینده اصولگرای مجلس درباره تایید این طرح گفته است:«غیر از آنچه که تشخیص شرع مقدس اسلام است،شورای نگهبان آن را رد می‌کند؛ علاوه بر آن مجلس نمی‌تواند به مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام ورود کند. باید به این مسائل توجه کنیم تا در مجلس کار عبثی انجام نشود».
      او در ادامه صحبت‌هایش از نمایندگان مجلس خواسته كه به این طرح رای ندهند تا طرح های مهم تر در مجلس رای بیاورد. او گفته است:« به فوریت طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی رای ندهید تا طرح‌های اولویت‌دار در دستور کار مجلس قرار گیرد». طرح ممنوعیت ازدواج کودکان بعد از سال ها به وسیله فراکسیون زنان مجلس به اینجا رسید اما باز عده ای از نمایندگان درصدد این هستند که این قانون به نتیجه نرسد. نمايندگان مجلس در قالب طرح اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ضمن تشریح آسیب‌های اجتماعی، روانی، جسمی، جانی، محرومیت از تحصیل، مشکلات به وجود آمده در تربیت فرزندان و افزایش نرخ طلاق خواستار ورود سریع‌تر مجلس به ازدواج دختران کمتر از ۱۳ سال و پسران کمتر از ۱۶ سال شدند. سرانجام در جلسه ديروز مجلس شورای اسلامی نمایندگان با طرح یک فوریت منع ازدواج دختران زیر سن ۱۳ سال و پسران زیر ۱۶ سال موافقت کردند. از مجموع ۲۰۹ نماینده حاضر در صحن ۱۵۱ نفر رای موافق، ۳۴ نفر رای مخالف و هفت رای ممتنع دادند. گفتنی است این طرح با امضای ۶۷ نماینده تقدیم هیات ريیسه شده بود و نمایندگان درخصوص توجیه این طرح معتقدند پیامدهای منفی ازدواج قبل از سن رشد می‌تواند آسیب‌های زیادی از جمله آسیب اجتماعی، تلفات جانی، اختلالات روحی و روانی، محرومیت از تحصیل و مشکلاتی در خصوص تربیت فرزندان به وجود آورد. در جریان بررسی این طرح احمد امیرآبادی فراهانی با آن مخالفت کرد که با واکنش منفی بسیاری از بهارستان‌نشینان روبه‌رو شد. به طوری که یکی از نمایندگان به وی تذکر داد که بسیاری از مشکلات اجتماعی و آسیب‌ها به دلیل همین ازدواج‌های زودهنگام است.
      آسيب‌هاي اجتماعي جدي متوجه عروس‌هاي كم سن و سال
      آسیب‌های روحی و روانی در دخترانی که ازدواج زودهنگام دارند، چنان بالاست که مدت هاست جامعه شناس‌ها و فعالان حقوق بشر به آن تاکید می‌کنند. «زهرا کهرام» مددکار جمعیت امام‌علی(ع) و فعال حقوق کودک در گفت‌وگو با «قانون» می گوید:« متاسفانه نمایندگانی که با طرح منع ازدواج کودکان مخالفت می‌کنند به جامعه ایران و آسیب هایش یک جانبه نگاه می کنند. همین ازدواج کودکان می‌تواند منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد که بحران‌های اقتصادی در پی آن خواهد آمد. وقتی نماینده مجلس هستی نمی‌توانی بگویی من تنها قسمتی از جامعه را می‌بینم و با قسمت دیگر آن کاری ندارم».کهرام درباره اینکه آیا هنوز مخالفت مراجع برای ازدواج کودکان وجود دارد یا خير، می گوید:« در حال حاضر مخالفت مراجع قم برای ازدواج کودکان نسبت به گذشته کمتر شده است. البته آيت ا... مکارم شیرازی هم با ازدواج کودکان مخالفت کرده اند و در پاسخ به استفتا ازدواج کودکان در سن زیر 13 سال را جایز ندانسته‌اند».
      کهرام درباره تلاش‌های مددکاران جمعیت امام علی(ع) در مجلس و میان جامعه برای جلوگیری از ازدواج کودکان کم سن می‌گوید:« ما دنبال این هستیم که ازدواج کودکان زیر 13 سال به طور کلی ممنوع شود و کودکان بین 13 تا 18 سال هم با اذن پدر و اجازه قانون ازدواج کنند. این در حالی است که ما به عنوان مددکاران جمعیت امام علی(ع) بر این عقیده هستیم که باید ازدواج کودکان زیر18 سال به طور کلی ممنوع شود». این فعال حقوق کودک درباره نحوه رضایت دادن پدر و مادرها یا روند قانونی دادگاه‌هایی که در آن کودکان را مجاز به ازدواج زودهنگام می‌کنند، می‌گوید:« گاهی وقت‌ها قاضی در دادگاه از دختری که می خواهد ازدواج کند می‌پرسد که تو قیمت مرغ و تخم مرغ را می دانی و او می‌گوید: بله. این طور می‌شود که قاضی رای به ازدواج او می دهد. اما باید قاضی به این موضوع دقت کند که آیا این کودک واقعا آمادگی ازدواج را دارد یا نه و بعد رای به ازدواج او بدهد؛ مانند ماجرایی که در مشهد اتفاق افتاد و قاضی به موقع حاضر شد و جلوی ازدواج را گرفت. اما در مشهد دختربچه یتیم بود و پدری وجود نداشت که جلوی این ازدواج را بگیرد».
      او در ادامه با اشاره به اینکه ما باید سیستم حمایتی درستی برای کودکانی که مجبور به ازدواج می شوند، داشته باشیم، می‌گوید:« به طور مثال در حال حاضر تمام زوج هایی که می‌خواهند از يكدیگر جدا شوند، باید مشاوره بروند، چه خوب می‌شود که ما برای ازدواج هم چنین قانونی را بگذاریم و به صورت جدی آن را پیگیری کنیم. یک مددکار یا یک مشاور خانواده بگذارند که جلوی چنین ازدواج‌هایی را با مشاوره بگیرد».
      یک راه دیگر برای جلوگیری از ازدواج کودکان جرم انگاری در این حوزه است. کهرام می‌گوید:«وقتی ما قانون سفت و سختی بگذاریم دیگر حتی آن پدری که می‌خواهد به زور دخترش را وادار به ازدواج کند، نمی‌تواند این کار را انجام دهد چون به زندان می‌رود یا جریمه‌های مالی سنگین در انتظار اوست. باید ازدواج زیر 13 سال جرم انگاری شود. همین که بگوییم ممنوع شده اما هیچ مجازاتی برای آن در نظر نگیریم، قانون به درستی اجرا نمی‌شود و همچنان شاهد قربانی شدن دختران کوچک و ازدواج آن‌ها هستیم».
      خطرات بهداشتي و سلامتي ازدواج در سن كم
      طبق آمار سازمان بهداشت جهانی خطر مرگ در دختران زیر ۱۵ سال هنگام زایمان پنج برابر بعد از ۱۵ تا ۱۹ سال و دو برابر زنانی است که بعد از ۲۰ سالگی زایمان می‌کنند؛ از طرف دیگر مرگ و میر نوزاد و عوارض دوران بارداری هم در این سنین بیشتر است، به عنوان مثال خطر تولد نوزادان مبتلا به محدودیت رشد، احتمال زایمان زودرس و مرگ و میر نوزادان هم در این گروه سنی بیشتر است. نوزادان متولد شده با محدودیت رشد یعنی کم وزن و نوزادانی که به صورت زودرس متولد می شوند، هم در معرض خطر مرگ و میر بالاتری قرار دارند و هم خطر عوارض جسمی و جنسی در آن ها بیشتر است و باید بدانید که بسیاری از این عوارض ماندگار هستند و هزینه‌های مادی، جسمی و روحی زیادی را به فرد و جامعه تحمیل می‌کنند. حتی در آمارهای سازمان بهداشت جهانی هم افزایش در مرگ و میر کودکان زیر پنج سال مادران جوان دیده شده است. در یک تحقیق علمی که در ۲۰کشور مختلف جهان به عمل آمده، این میزان ۲۸درصد افزایش دارد و احتمال مرگ کودکان زیر یک سال که مادران شان زیر ۱۸ سال سن دارند، ۶۰درصد بیشتر از مادران بالای ۱۹ سال است. متاسفانه آمار سقط جنین نیز در این افراد افزایش پیدا کرده است و انجام چنین سقط‌هایی غالبا در شرایط غیربهداشتی انجام می‌شود که می تواند هم باعث مرگ و هم موجب ایجاد عوارض ماندگار در رحم شود؛ این آزردگی ها می تواند همیشه مادر را از لحاظ فیزیکی و روحی رنج دهد.
    • توسط sajjad
      وقتی کسی در حق‌تان بدی می‌کند، اولین چیزی که به ذهن‌تان می‌رسد انتقام گرفتن است. تصور ما این است که با وارد کردن ضربه‌ای مشابه به آن فرد، احساس بهتری پیدا خواهیم کرد. بااینکه این کار باعث می‌شود خودِ بیمارمان برای مدتی کوتاه حال بهتری پیدا کند، ولی در طولانی‌مدت این‌طور نخواهد بود. انتقام گرفتن رفتارهایی که به شما آسیب می‌زند را از بین نمی‌برد، فقط باعث تداوم چرخه‌ی رنج می‌شود.
      همه‌ی ما در مقطعی از زندگی‌مان دلمان می‌‌خواسته برای چیزی انتقام بگیریم؛ وقتی آسیبی به ما می‌رسد این واکنش کاملاً طبیعی است. همه می‌خواهیم آن آدم عوضی به سزای کار زشتش برسد. بااینکه به نظر منطقی می‌رسد ولی نباید چنین رفتاری از خودتان نشان دهید.
      به‌جای تمرکز بر انتقام گرفتن، بهتر است با این موضوع صلح کنید. تنها راهِ متوقف کردن انتقام‌جویی دست کشیدن از آن و پذیرفتن است. احساسات بد را با طرزفکر متضاد آن جایگزین کنید. این تنها راه است؛ باید خودتان را از آن بالاتر بکشید و بگذارید همان‌جا بماند.
      یک مثل معروف می‌گوید «قبل از اینکه برای انتقام گرفتن بروید، اول دو تا قبر بکنید». وقتی به‌دنبال انتقام باشید، به خودتان هم آسیب خواهید زد. حتی اگر بتوانید تضمینی آن فرد را به سزای عملش برسانید، باز هم خودتان حس بهتری پیدا نخواهید کرد. اگر خودتان را درگیر انتقام‌جویی کنید فقط خشم‌تان نسبت به این فرد بیشتر خواهد شد. برای همه‌ی ما پیش آمده که در نقطه‌ای از زندگی ضربه بخوریم یا از ما سوءاستفاده شود، این واقعیت دنیای انسان‌هاست.
      خوب زندگی کرد بهترین نوع انتقام است. اگر به آن فرد نشان دهید عمل نادرست او تغییری در زندگی شما ایجاد نکرده است، عصبانی‌ترش خواهید کرد. چرا باید اجازه بدهید کسی بدون اجاره دادن در مغز شما زندگی کند؟ دلیلی وجود ندارد که وقت و انرژیِ گرانبهای خودتان را صرف نگران شدن برای کسی کنید که هیچ اهمیتی ندارد. تلافی کردن شما را تبدیل به همان چیزی می‌کند که به‌ شما آسیب زده است. اگر روی انتقام گرفتن تمرکز کنید، زخم‌هایتان را تازه نگه خواهید داشت، زخم‌هایی که اگر غیر از این بود شاید خیلی زود خوب می‌شدند.
      تنها کسی که قدرت کنترل او را داریم خودمان هستیم. باید بپذیرید که قادر به کنترل دیگران نیستید. با انتقام‌جویی درواقع دارید برای تخریب زندگی‌تان در طولانی‌مدت برنامه‌ریزی می‌کنید، چون در تمام طول این مدت بدبختی تنها همراه همیشگی‌تان خواهد بود. باید جلو روید و دست از تمرکز روی گذشته بردارید. هیچ انتقامی کامل‌تر از بخشش نیست. انتقام به هر شکلی واقعاً مسموم است.
      نباید سطح خودتان را تا سطح آن فرد دیگر پایین بیاورید چون آن‌وقت خودتان هم به اندازه‌ی او بد خواهید شد. وقتی آدم‌ها دنبال انتقام‌جویی می‌روند، خودشان را سراسر نابود می‌کنند. بعضی‌ها این کار را تا جایی جلو می‌برند که دیگر قدرت کنترل خودشان را نخواهند داشت. زمان بهترین راه برای دور کردن خودتان از آن موقعیت است.
      اگر درست به آن فکر کنید اصلاً چرا باید به انتقام نیاز داشته باشید؟ شما قدرت این را دارید که از هر چیزی که اذیتتان می‌کند بگذرید و نیاز به هیچ‌گونه ارتباطی با این افراد ندارید. پس خودتان را از آنها دور کنید و هیچ‌وقت اجازه ندهید رنج کشیدن شما را ببینند.
      کارما قدرتمندتر از چیزی است که تصور می‌کنید. با هر دست که بدهی با همان دست هم پس خواهی گرفت. کارما زمانی عمل می‌کند که ما خودمان را از چرخه‌ی آن رفتار بد بیرون کنیم. صبر فضیلت اخلاقیِ بسیار مهمی در این شرایط  است. پس بنشینید و بگذارید کارما کار خودش را بکند. قسمت جالب ماجرا این‌جاست که وقتی کارما برای به دام انداختن آن فرد می‌آید، شما هیچ نقشی در آن جریان نخواهید داشت و نیازی هم نیست عذاب‌وجدان پیدا کنید.
      منبع مقاله : elitedaily.com
      مترجم : زینب آرمند
      منبع: مردمان
    • توسط sajjad
      طی سال‌ها رابطه‌ی جنسی با همسر سابقم باعث شده کارهای احمقانه‌ای بکنم. مثل وارد شدن به روابطی که هیچ برنامه‌ای برای‌شان نداشته‌ام، فقط به این دلیل که به‌خاطر رابطه‌جنسی‌ به او وابسته شده بودم. البته دلیلش این نبود که آن رابطه‌ی جنسی آنقدر هوش از سرم پرانده بود که نمی‌توانستن دست از آن فرد بکشم ولی به‌این خاطر که آن رابطه‌جنسی مغزم را فریب داده بود که از آن آدم بهتر روی زمین پیدا نمی‌شود. من اسم این پدیده را «دیوانگیِ ناشی از رابطه‌ی جنسی» می‌گذارم. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که بعد از ایجاد رابطه‌ی جنسی با یک فرد جدید، ذهن منطقی‌تان مغلوب ذهن احساسی‌تان می‌شود. ولی چرا رابطه‌ی جنسی وابستگی‌ای اینچنینی ایجاد می‌کند؟
      دو سال تمام طول کشید تا اینکه ذهن منطقی‌ام بتواند در جنگ پیروز شود و آن فرد را کنار بگذارم. بااین‌حال بااین‌که می‌دانستم آن رابطه هیچ‌وقت به هیچ‌کجا نمی‌رسد، قلبم شکسته بود. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم این احساسات را به فرد دیگری هم پیدا کنم؟ همه چیز افتضاح بود. ولی بعد از بیرون کردن کامل او از ذهنم خیلی طول نکشید که بتوانم درک کنم چقدر آن رابطه برایم مضر بوده است.
      بعد از اینکه از شرِ طلسم آن رابطه‌ی جنسی خلاص شدم نمی‌فهمیدم که چرا زودتر خودم را از آن رابطه بیرون نکشیده‌ام. اوایل به‌خاطر حماقتم خودم را سرزنش می‌کردم ولی بعد برایم مشخص شد که منطق هیچ قدرتی در چنین شرایطی ندارد. همه چیز به شیمی مغز برمی‌گردد
      ۱. هورمون عشق واقعیت دارد – و خیلی هم قدرتمند است.
      آیا هر زمان که با فردی جدید وارد رابطه ی جنسی می‌شوید، حتی اگر از قبل تصور نمی‌کردید به درد رابطه‌ی جدی با هم بخورید، وابسته می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید؛ مقصر هورمون اوکسی‌توسین است که طی رابطه‌جنسی تولید شده و در بدنتان پخش می‌شود و باعث می‌شود بخواهید کنار آن فرد بمانید. اوکسی‌توسین همچنین به ایجاد پیوندهای متعهدانه بین زوج‌ها هم کمک می‌کند و بین افراد حس اعتماد به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، مغزتان شما را به بازی گرفته است.
      البته ازآنجاکه زندگی هیچ‌وقت عادلانه نیست، اوکسی‌توسین در مغز زنان بسیار بیشتر از مغز مردان ترشح می‌شود و به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان بعد از رابطه‌ی جنسی دچار وابستگی می‌شوند.
      ۲. قسمتی از مغز در زمان اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود.
      اگر تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که اوج لذت‌جنسی دیوانه‌تان می‌کند، چندان هم اشتباه فکر نکرده‌اید. اینطور که پیداست قشر اوربیتوفرناتال مغز طی اوج لذت‌جنسی خاموش می‌شود. ولی چرا این مسئله مهم است؟ به این قسمت از مغز صدای منطق گفته می‌شود و کنترل‌کننده‌ی رفتار است.
      ۳. عشق اعتیادآور است.
      شده تابه‌حال دوستی داشته باشید که فکر می کند به عشق اعتیاد دارد (شاید هم آن دوست خودتان باشید)؟ این افراد معمولاً از رابطه‌ای به رابطه‌ی دیگر می‌روند، رابطه‌هایی که هیچ‌کدام به دردشان نمی‌خورند. این افراد ممکن است از نوعی اعتیاد رنج ببرند. به آن اعتیاد به اوکسی‌توسین می‌گویند و مشکل‌شان کاملاً جدی است. اوکسی‌توسین بخش پاداش در مغز را فعال کرده و نوعی حس شادی ایجاد می‌کند. درواقع، درست همان قسمت از مغز را فعال می‌کند که هروئین فعال می‌کند. این چرخه‌ی پاداش می‌تواند اعتیادی واقعی به واکنش نورولوژیکی به عشق ایجاد کند.
      خُب الان دیگر همه چیز را می‌دانید. می‌دانم وقتی به موضوع خیلی علمی نگاه می‌کنید از بارِ عاشقانه بودن رابطه کم می‌کند ولی از طرفی هم وقتی بدانید این چیزی نیست که در کنترل‌تان باشد یک نفس راحت می‌کشید. این مغز و آن هورمون‌های مزاحم‌اند که شما  را وارد این داستان می‌کنند. بنابراین بااینکه نمی‌توانید جلوی وابسته شدن خودتان را بگیرید، دست‌کم می‌توانید بفهمید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. و دانایی (درمورد اینکه چطور به دام نیفتید) توانایی است.
      منبع:؛ مردمان
  • موضوع ها

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×