رفتن به مطلب

Recommended Posts

معلّمی وارد کلاس شد، تصمیم داشت از علم روانشناسی که آموخته بود استفاده کند. پس رو به کودکان خردسال کرده گفت:
"هر کس که تصوّر می‌کند احمق است، برخیزد بایستد."
کسی تکان نخورد و جوابی نداد.

بعد از لحظاتی، کودکی برخاست. معلّم با حیرت از او پرسید، "تو واقعاً تصوّر می‌کنی احمقی؟"

کودک معصومانه گفت : 
"خیر آقا؛ ولی دوست نداشتم شما تنها کسی باشید که ایستاده 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.


  • مطالب مشابه

    • توسط sajjad
      گفته اند وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاسشان نامه اي را به ادیسون داد و گفت آن را به مادرت بده.مادر ادیسون نامه را باز کرد و دید نوشته: فرزندتان کودن هست، مدرسه ما  جای کودن ها نیست.
      ولی مادر، نامه را برای ادیسون اینگونه خواند: فرزند شما نابغه هست مدرسه ما نمی‌تواند اکثر از این آموزش دهد شما شخصا آموزش او را به عهده گیرید. و مادر ادیسون در خانه به او آموزش میدهد و با او کار می‌کند.ادیسون در 133 سالگی نخستین اختراعش را به ثبت  می‌رساند.
      مدتی پس از فوت مادر، یک روز ادیسون برای خود جشن تولد میگیرد و در آن جشن، صندوق خاطرات مادرش را آورده، نامه را در جمع بازکرده تا به همه ي بگوید که من ازبچگی نابغه بودم؛ با مشاهده اصل نامه شروع به گریه میکند و در آنجا او پی می‌برد چطور مادرش از ادیسون کودن، یک ادیسون نابغه تولید.
  • پربازدید ترین

  • کاربران آنلاین در این صفحه

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×